X
تبلیغات
مرند -هرزندعتیق - علی غفاری
قلعه

اين قلعه در قسمت شرقي شهر مرند واقع شـده و آثار بجاي مانده از آن نشان ميدهد كه اين قلعـه در هزاره چهارم قبل از ميلاد يعني 6000 سال پيش بنا گرديده است و لاديميرمينورسكي اين قلعه را ازنوع قلعه هاي خشتي او را ركويي ميداند كه در حمله سارگون دوم پادشاه آشور تخريب شده است. ويلياطرجكسون امريكائي نيز قلعه مرند راباقيمانده يكي از آتشكدههاي دوره ساساني مي شمارد و مي گويد كه مرند روزگاري در عهد ساسانيان پايتخت شهرستان ( واسپورگان ) بوده است. واژه گول تپه كه به اين قلعه اطلاق مي شود شكل پهلوي و آذري گل فارسي است كه معناي آتش وافگر آتش و شعله آتش دارد و كول در تركي به معني خاكستر و در كردي به معني آتش است.

محراب مسجد جامع

مسجد جامع مرند يك بناي تاريخي و ارزشمند است كه ماجراهاي زيادي در دل خود دارد. در روزگار ساساني آتشكده معروفي بوده كه با سكونت ارامنه در اين منطقه كليسا شده و در قرن سوم هجري قمري با گرويدن مردم به دين اسلام آتشكده و كليسا به مسجد تبديل شده است.

احداث كليسا در شهر مرند با توجه به فرار ترسايان و نسطوريان در قرن پنجم ميلادي از ستم امپراتوري روم شرقي و كشيشان متعصب مسيحي به اين منطقه، باوركردني است.

بر بالاي محراب بسيار زيباي مسجد سنگ‌نوشته‌اي با اين كلمه‌ها قرار دارد: «السلطان الاعظم مالك الرقاب الامم ابوسعيد خلدالله ملكه 731 ه.ق» عرض محراب 75/2 و ارتفاع آن 6 متر است كه با آيات قرآني به خط كوفي و گچ‌بري‌هاي بديع زينت يافته است. مسجد جامع مرند در مرکز شهر مرند واقع شده است. طبق کتيبهٔ محراب مسجد، اين بنا در سال ۷۳۱ هـ.ق در زمان سلطنت ابوسعيد بهادرخان از محل خيرات مردم مرند و جزيه‌اى که در آن زمان از غير مسلم مى‌گرفتند به توليت حسين بن محمود ابن تاج خواجه ساخته شد.

امروزه کف مسجد به اندازه سه پله از سطح کوچه مجاور پايين‌تر است و دالانى به طول ۱۲ متر با سه طاق گنبدي، ورودى را به شبستان‌ها مربوط مى‌سازد. در سمت چپ اين دالان، شبستان جنوبى با گنبدى کم خيز واقع شده که بر فراز آن کتيبه‌اى از سنگ به چشم مى‌خورد. چنين به نظر مى‌رسد که در سال ۷۴۰ هـ.ق در حالى که بيش از ۹ سال از عمر اين مسجد نمى‌گذشت توسط تاج خواجه مرمت شد و توسعه يافت. محوطه اصلى مسجد با سقفى مشتمل بر شش گنبد، فضاى اصلى مجموعه را تشکيل مى‌دهد.

محراب به عرض ۷۵/۲ و ارتفاع ۶ متر در جنوب مسجد واقع شده و مزين به آيات قرآنى به خط کوفى و گچ‌برى‌هاى زيبا و بديع است. کتيبه تاريخى محراب در قوس بزرگ بالاى آن ديده مى‌شود. در فاصله دو ستون تزيينى و گچ‌برى کنار محراب، نام سازنده محراب به خط رقاع نوشته شده است: عمل عبدالفقير نظام بندگير تبريزي در داخل هلال و در پايين دو کتيبه مزبور، کتيبهٔ گچ‌برى ديگرى به خط رقاع وجود دارد.

 مسجد جامع مرند در مرکز شهر مرند واقع شده که مطابق کتیبه محراب مسجد، این بنا در سال ۷۳۱ هجری قمری در زمان سلطنت ابوسعید بهادرخان ساخته شده‌است. محراب در قسمت جنوبی مسجد واقع شده و مزین به آیات قرآنی به خط کوفی و گچبری‌های بدیع می‌باشد.

نکته قابل توجه اینکه قبر همسر حضرت نوح در این مسجد واقع است

طاق و قلعه هلاکو

از مرند به طرف جلفا در 27 کيلومتري مرند، بقاياي يک بناي آجري عهد مغول در سمت شمال جاده جلب نظر مي کند. اين بناي تاريخي که نزد اهالي محل به «کاخ هلاکو» معروف است، در دشت بسيار وسيعي به نام «دشت هلاکو» يا «الاکي» واقع است. آنچه از ساختمان مغولي باقي مانده پي هاي سنگي و ديوار هاي قطوري است که مبين محوطه ساختماني سي متر در سي متر مي باشد و بدنه اي از يک طاق مدخل و سر بنا باقي مانده از يک دهم طاق اصلي به علاوه پايه هاي سنگي چهارگوشه و دو برج از ضلع جنوبي که ويران شده است. بدنه طاق به سبک ديگر بناهاي آجري عهد ايلخاني مغول و بر روي پايه سنگي بنا شده است. آن چه فعلا موجود مي باشد در حدود 6 متر ارتفاع دارد. در حاشيه آن اثري از کتيبه کوفي مزين با آجر و کاشي فيروزه اي رنگ ديده مي شود که دور تا دور طاق سر در بنا را پوشانده و اينک مقدار محدود و کمي از کتيبه و تزيينات آن باقي مانده است. قطر بدنه طاق نيم متر در يک متر است و در جبهه خاوري آن قسمتي از بقاياي ديوار ساختمان از آجر هنوز باقي است. درست روبه روي اين بنا در سمت جنوبي جاده بر روي يک تپه صخره اي نسبتا مرتفع، بقاياي ديواره سنگي يک قلعه مخروبه وجود دارد که نزد اهالي محل به قلعه «گبرها» معروف است. علاوه بر اطلاق نام « قلعه گبر ها» اهالي به آن «قلعه هلاکو» نيز مي گويند. قلعه حصاري بسيار محکم و عريض مي باشد که تا 5/3 متر داشته است. تعدادي تکه سفال پارتي نيز در حوالي بنا به دست آمده است. از مشاهده پاره سفال ها مي توان تاريخ احداث قلعه را به ابتداي هزاره اول قبل از ميلاد منسوب نمود.

قلعه سن سارود

اين قلعه در 26 كيلومتري شمال مرند واقع در روستاي هرزند بر روي تپه‌اي سنگي و مرتفع قرار دارد. در بخش شرقي قلعه تخته سنگهاي بزرگي وجود دارند كه قدمت آنها معلوم نيست ولي آثار باقيمانده از جمله قسمتهائي از حصارهاي دفاعي قلعه و برجهاي نيم استوانه‌اي پيش آمدة آن بناي قلعه را در قرون هفتم و هشتم نشان مي‌دهد. اين قلعه مي‌تواند يكي از قلعه‌هاي دفاعي منطقه باشد زيرا تقريباً در مرز شرقي ايران و ارمنستان واقع شده است. در جنوب قلعه نيز گورستاني از ادوار اسلامي وجود دارد.

کاروان سرای عباسی یام
اين كاروانسرا كه به جهت واقع شدن در نزديكي مرند به اين نام موسوم گشته است. قطعاً در اصل نام ديگري داشته است كاروانسراي مذكور در 23 كيلومتري مرند و در سر راه جلفا و در دشت الكي واقع شده است تاريخ بناي اين كاروانسرا (به سال 731 هجري قمري و عهد ابوسعيد بهادرخان) نسبت داده شده است فعلاً جز تلي خاك آثاري از آن باقي نمانده است اين كاروانسرا (يكي از باشكوهترين بناهاي زمان خود بوده و شايد هم قلعه يا مقر حكومتي شخص با نفوذي بوده است گروهي به جهت نزديكي نام محل به نام هلاكوه ايلخان مغول ساختمان اين بنا را به هلاكو نسبت مي دهند چرا كه الكي گاهاً هلاكو خوانده مي شود. تا چندين سال پيش سردر كاروانسرا كه طاق روي آن خراب شده بود نمايان بود كه ارتفاع آن به 9 متر مي رسيد. صفحة خارجي آن از نيم ستون زاويه كتيبه اي به عرض 25 سانتي متر شروع مي شده كه به حروف كوفي نوشته شده بود اين حروف از سفال بدون لعاب در زمينة كاشي آبي روشن نوشته شده بود.
یام در زبان تورکی به معنی ایستگاه و مرکز چاپار است.

امامزاده ها و زيارتگاه های مرند

امامزاده احمد

در قسمت غربى شهر و در گورستان کوه امامزاده مرند در ارتفاع ۱۴۰۰ مترى از سطح دريا واقع شده. در جوار اين امامزاده آرامگاه دو تن از علماى فاضل و پرهيزگار که مورد احترام خاص اهالى منطقه بودند به نامهاى عارف ربانى مرحوم آيت الله آقاى ميرزا على اکبر مرندى و مرحوم عالم ربانى حاج سيد جلال آقاى حسينى نيز قرار دارند.

 امامزاده ابراهيم

مقبره اين امامزاده نيز در داخل شهر انتهاى خيابان ۷ تير کوى يالدور واقع شده است

 گورستان تاريخى باغ مزار
در اين باغ سنگ قبرهاى حجارى شده خارائى و مرمرين بسيارى در اشکال مختلف وجود داشت که با انواع خطوط نسخ و نستعليق و ثلث و طرحهاى دل انگيز تزيين يافته بود و ميل هاى خوش تراش سر قبور که عالبا به قرون هشتم و نهم و دهم هجرى تعلق داشتند که متاسفانه در حال حاضر تعداد کمى از آنها بر جاى مانده است.

زندگی نامه ی حضرت آیت الله میرزا علی اکبر مرندی رحمت الله علیه

ولادت
آيت الله ميرزا علي اكبر مرندي در سال 1314 هـ . ق. در خانواده‌اي بسيار متدين و متقي، در شهرستان مرند چشم به جهان گشود
.
پدرش، ملاعلي مقدس از علماي وارسته و برجستة آذربايجان بود و به صدق و صفا وعلم و تقوا، معروف بود و به خاطر تقدّس زيادي كه در رعايت امور شرعي و حقوق مردم، حتي در مسائل بسيار جزئي داشت، به «مقدس» شهرت يافته بود. مردم با احترام و تجليل به اين بزرگوار مي‌نگريستند و براي رفع مشكلات مادي و معنوي خود، به ايشان مراجعه مي‌كردند و از او رهنمود مي‌طلبيدند. وي حدود سال 1320 هـ . ق. رحلت كرد؛ ولي از خود يادگاري بس ارزنده به جا گذاشت كه مورد نظر پروردگار قرار گرفت. اين يادگار كسي جز حضرت آيت الله آقا ميرزا علي اكبر مرندي نبود.

تحصيلات
آقا ميرزا علي اكبر مرندي آموزش‌هاي اوليه را در محضر پدرش سپري كرد، امّا ديري نپاييد كه از نعمت وجود ايشان محروم شد. او 6 ساله بود كه خبر غرق شدن پدرش در خزينة حمام، قلبش را جريحه‌دار ساخت
.
او پس از رحلت پدر، دروس مرسوم آن عصر را نزد آقا شيخ محمد حسين رفيعيان و حاج شيخ باقر مجتهدي مرندي، به بهترين وجه آموخت و براي ادامة تحصيلات و طي مراحل عالي حوزوي، به حوزة علمية تبريز عزيمت كرد و با جدّيت و پشتكار تمام و علاقة وصف ناپذير، به كسب علم پرداخت و محضر علماي نامي آن عصر را درك كرد؛ از جمله آيت الله العظمي حاج ميرزا ابوالحسن انگجي (متوفا: 1317 هـ . ق) كه آيت الله مرندي عمدة تحصيلاتشان در تبريز محضر ايشان بود.

زنوزق ماسوله آذربایجان

یكي از منحصربه فردترين روستاهاي تاريخي و طبيعي ايران روستاي زنوزق است. اين روستا در كنار شهر زنوز و در 30 كيلومتري شمال غربي شهرستان مرند استان آذربايجان شرقي واقع شده است. شهري كه سومين دارالفنون ايران در آنجا تاسيس شده و به همين دليل سطح تحصيلات عمومي مردم اين شهر و روستاهاي اطراف بالاست. زنوز متعلق به دوره صفويه روستايي است پلكاني مانند ماسوله، غرق در رنگ مانند ابيانه و احاطه شده در ميان كوه هاي بلند مانند پالنگان.

روستای زنوزق

روستاهای ماسوله، ابیانه و پالنگان از زیباترین روستاهای ایران هستند. روستاهایی که نام و آوازه آنها به تمام جهان رسیده است. اما زنوزق باوجود این که تمام ویژگیهای این روستاها را یکجا در اختیار دارد هنوز ناشناخته و گمنام است. روستایی پلکانی مانند ماسوله، سنتی، مهربان و غرق در رنگ مانند ابیانه و محصور در بین کوههای بلند مانند پالنگان.
زنوزق تاریخی‌ترین روستای پلکانی ایران است که در مجاورت شهر زنوز قرار دارد. روستایی با 4 هزار جمعیت.با این که روستای زنوزق به گواه کارشناسان دولتی و خصوصی از بالاترین پتانسیل بالقوه در مباحث گردشگری برخوردار است اما گمنامی این روستا به واسطه عدم معرفی مناسب از سوی کارشناسان دولتی باعث شده است فعالیتهای متمرکز برای ارتقا وضعیت این روستا در مباحث گردشگری بسیار کم رنگ و کم اثر باشد.به طوری که این روستا علاوه بر میزبانی گردشگری نامتمرکز حتی به جز موارد نادر مورد بازدید جدی مسئولان دولتی قرار نگرفته است.

«
اکبر تقی زاده» رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان آذربایجان شرقی در بازدیدی که از این روستا و شهر زنوز به عمل آورده بود با تاکید بر این که این روستا و آثار تاریخی موجود در آن مورد توجه کارشناسان میراث و گردشگری قرار گرفته جشنواره سیب را عامل مهمی در معرفی هرچه بهتر این روستا عنوان کرد. در بازدید دیگری که مهندس «محبعلی» رئیس پژوهشکده بافت و ابنیه سازمان میراث فرهنگی کشور از شهر زنوز و نقاط پیرامون آن داشت معماری ویژه قیزیل کرپی( پل طلایی) و بافتهای دیگر تاریخی این شهر و روستا را جز منحصر به فردترین بافتهای موجود در روستاهای کشور اعلام کرد.

قیزل کرپی

خیابان اصلی زنوز را به سمت شرق که طی کنید دورنمای یکی از زیباترین روستاهای ایران با حفظ تمام سنتها و آیین های خود متجلی می‌شود. روستایی پلکانی که در تمام حیاط و پشت بامهای آن طبق‌های برگه زردآلو دیده می‌شود.
روستایی که به درختان عظیم سپیدار ختم شده و به وسیله همین پوشش سبز و بلند از دیگر جاذبه‌های منحصر به فرد منطقه جدا شده است.صنعت نخست مردم این روستا مانند روستاهای زمهریر و درق تولیدات محصولات سردرختی مانند سیب، زردآلو و گردو است. رمه‌های گوسفند نیز در گوشه کنار دشتهای اطراف روستا دیده می‌شوند که برای مردم این روستا به منزله ثروتی عظیم محسوب می‌شوند.
از اولین کوچه سربالایی روستا به داخل می رویم. کوچه‌ها و خانه‌های این روستا به طرز عجیبی هویت تاریخی خود را حفظ کرده‌اند. شاید اگرهر گردشگری تنها چند قدم در این کوچه‌ها بردارد و چهره سوخته زنان و کودکان را کنار دیوارهای کاهگلی ببیتد زمان و تاریخ را فراموش کند.
آبی، سبز، نارنجی و گاه قرمز عمده‌ترین رنگی است که در لباس زنان این روستا به چشم می‌خورد. زنانی سختکوش و خندان. کمتر چهره‌ای در این روستا را بدون خنده می‌توان دید. با این که از لحاظ اقتصادی مردمان مرفهی نیستند اما طبیعت و زلالی آن، چنان صفایی به مردمان روستا داده است که در قرن 21 کمی غیرعادی به نظر می‌رسد.
زنوزق بی‌شک یکی از منحصربه‌فردترین روستاهای تاریخی و طبیعی ایران است . در این روستا خانه‌هایی دیده می‌شوند که مربوط به دوره های صفوی است. گورستان این روستا نیز حکایتهای زیادی دارد. سنگ نوشته‌هایی در این گورستان وجود دارد که با استناد به خورشیدهای حک شده‌اش می‌توان آن‌ها را به دوره‌های میترائیسم نسبت داد.
زنوزق روستایی است که مجموعه عوامل طبیعی و تاریخی آن، می‌تواند آن را به یکی از ممتازترین روستاها در مباحث فرهنگی و گردشگری تبدیل کند. امری که تا به حال محقق نشده است اما آنچه مشهود است سازمانها و ارگانهای مختلف که در صدر آنها گروه مشاورین «پرآسمون» دیده می‌شود تلاشهای گسترده‌ای را برای معرفی و رساندن این روستا به جایگاه واقعی خویش آغاز کرده‌اند.
«
حسن خلیلی زنوز» مدیر طرح توسعه کالبدی شهر زنوز و حومه یکی از این اشخاص است. او که مدیریت گروه مشاورین پرآسمون را در اختیار دارد مطالعات گسترده ای را در مورد شهر زنوز و روستاهای آن آغاز کرده است.
خلیلی می‌گوید:«در بعضی جاها از زنوزق با نام ماسوله آذربایجان نام برده می‌شود که این قیاس اصلا صحیح نیست. با این که ماسوله یکی از زیباترین روستاهای کشور است اما مجموعه عواملی که در زنوزق گردهم آمده‌اند در هیچ روستایی حتی ماسوله وجود نداردشاید اغراق نباشد اگر حق را به این گروه مشاور و همفکرانشان داد. مجموعه جاذبه‌های طبیعی و تاریخی که در این روستا و مناطق اطراف آن وجود دارد یکی از نادرترین پتانسیلهای گردشگری ایران است.
از سیب و زردآلو و عسل که هرکدام به عنوان یک شاخصه برای این روستا محسوب می‌شود بگذریم کوهها و تفرجگاههای مستعد فراوانی در حاشیه این روستا وجود دارد که هر کدام به تنهایی در ایام مختلفی از سال پذیرای گردشگران خارجی و داخلی است. کوههای سلدرم، سد زنوز و توپوگرافی اطرافش، باغ زیبای امینی، چشمه های آب معدنی فراوان و دشتهایی در ارتفاع 2 هزار متری از سطح دریا که اردیبهشت آنها همانند تکه‌ای جدا شده از بهشت است.
با این که این روستا طی ماههای اخیر مورد توجه کارشناسان مختلف قرار گرفته و مسائل حفاظتی در مورد بافت تاریخی و روستایی آن رعایت می‌شود اما تا چندی قبل ارگانهای مختلف و متعدد بدون در نظر گرفتن هویت تاریخی این روستا اقداماتی را در جهت ایجاد رفاه مردم انجام داده‌اند که آسیب جدی به این روستا وارد کرده است.اقداماتی مانند جدول‌کشی و آسفالت که در صورت مطالعه بیشتر می‌توانست به شکل بهتری همگون با بافت طبیعی روستا انجام شود.
شاید به همین دلیل است که مسئولان مختلف شهر زنوز مانند شهرداری و گروه مشاورین پرآسمون در تلاشند تا زمینه ثبت این روستا در فهرست میراث فرهنگی را به وجود آورند تا حساسیت نگهداری از این روستا برای تمام ارگانهای منطقه محرز شود. امری که به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران و کارشناسان فرهنگی بسیار پیشتر از این باید انجام می‌گرفت.
با این که بسیاری از کارشناسان معتقدند ثبت این روستا در فهرست یونسکو سالهاست به تاخیر افتاده اما شاید این تاخیر به سود زنوزق تمام شده باشد. در حال حاضر کمتر روستایی در ایران وجود دارد که تمام بافتها، سنتها و پوششهای قدیمی خود را حفظ کرده باشد.

 به باور برخی کارشناسان روستای زنوزق متعلق به دوره ایلخانان است اما بنظر میرسد تارخ روستا به دورا ن پبشتر از آن میرسد و ابراز کنند گان نظر یه مزبور به برخی از سنگ قبور موجود در قبرستان این روستا توجه نموده و ازبرسی بیشتر کوتا هی کرده اند

بنا بر برخی از نظرات درخصوص نام روستا که به نظرصحیح میرسد بدلیل قرارگیری در ارتفاعات شهر زنوز ابتدا نام آن زنوز داغ بوده که به جهت تکثر استفاده در ترکی آذربایجانی به زونزاغ تبدیل گردیده است و در زبان فارسی به زنوزق اشتهار یافته است

قلعه زنوزق در ارتفاع و روستا در شیب تند قرار دارد و مامن مناسبی جهت روسنا ئیان در مقابل حمله دشمنان بوده است . به اظهار برخی از روستائیان این قلعه بصورت دژمستحکم ساخته شده بود .

مناظر دیدنی مرند

کوه میشو
 پیست اسکی یام
طبیعت زیبای مرند

 شهرستان جلفا

 جلفا
شهر جلفا در ۲ کیلومتری جنوب جلفای نخجوان، ۹ کیلومتری شمال هادی‌شهر، ۲۹ کیلومتری غرب سیه‌رود، ۶۹ کیلومتری جنوب شرق پلدشت، ۷۱ کیلومتری شرق قره‌ضیاءالدین، ۱۲۰ کیلومتری شمال شرق خوی و ۱۵۰ کیلومتری شمال غرب تبریز واقع شده‌است.
شهر کوچک و مرزی جلفا در حاشیهٔ جنوبی رودخانهٔ ارس و در شمال غرب استان آذربایجان شرقی واقع شده‌است. این شهر به‌دلیل مرزی‌بودن، اهیت ویژه‌ای پیدا کرده‌است و از این‌رو بازارچه‌های متعددی در آن ایجاد شده‌اند. آب و هوای جلفا نسبت به سایر شهرهای آذربایجان، گرم‌تر و ملایم‌تر است و تابستان‌هایی نسبتاً گرم و زمستان‌هایی نسبتاً ملایم و سرد دارد.

اهالی شهر جلفا ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن می‌گویند. شغل اکثر ساکنین این شهر کشاورزی و دامداری است. البته به‌دلیل مرکزیت و اداری بودن جلفا و وجود ادارات مختلف دولتی و خصوصی در آن، عده‌ای نیز به‌کار در این‌گونه مراکز مشغول شده‌اند. جمعیت این شهر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۴٬۹۸۳ نفر بوده‌است که از این میان ۲٬۵۷۴ نفر مرد و ۲٬۴۰۹ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۱٬۳۶۵ خانوار بوده‌است.

در زمان حکومت شاه عباس به دلیل وقوع جنگ‌های ایران با روسیه و عقب‌نشینی نیروهای ایرانی، جلفا به دلیل این‌که جایگاهی برای تجدید قوای نیروهای روس نباشد، به‌طور کلی نابود شده و ساکنان اصلی آن به اصفهان منتقل شدند. امروزه در این شهر محله‌ای به نام جلفا وجود دارد که اهالی این محله از ساکنان اصلی جلفای آذربایجان هستند.


رودخانه همیشه خروشان ارس


اَرَس نام رودخانه‌ای نسبتاً پرآب و خروشان است که از منطقه مین گوئل در آناتولی ترکیه سرچشمه گرفته، از مرز ترکیه نخجوان جلفا و ارمنستان گذشته و پس از گذر از مرز ایران و جمهوری آذربایجان وارد جمهوری آذربایجان گشته و به رودخانه کورا می پیوندد و با آن به دریای خزر میریزد

رودخانه ارس در سال ۱۸۱۳ میلادی در پی عهدنامه گلستان به عنوان مرز ایران و روسیه برگزیده شد و تمامی مناطق شمال این رود از ایران جدا و به خاک روسیه افزوده شد.

این رود میان مردم منطقه آراز نامیده میشود.

 آسیاب خرابه

آسیاب خرابه (خارابا دییرمان) یکی از جای‌های دیدنی و توریستی
استان آذربایجان شرقی است که در شهرستان جلفا و در چندکیلومتری مرز ایران با جمهوری آذربایجان واقع شده‌است. آسیاب خرابه، آسیابی آبی است که سال‌ها پیش مورد استفادهٔ مردم منطقه بوده‌است؛ ولی اکنون به‌دلیل تخریب قسمت‌های عمدهٔ آن کاربردی ندارد و به‌همین دلیل به «آسیاب خرابه» شهرت یافته‌است. ارتفاع آسیاب ۱۰ متر و مساحت محوطهٔ پایینی آن ۲۰۰ متر مربع می‌باشد. در آسیاب خرابه آبشارهای کوچک و بزرگ بسیاری پدید آمده‌اند که از بالای آسیاب به‌سمت پایین سرازیر می‌شوند. آب این آبشارها از چشمه‌های متعدد موجود در بالای آسیاب که از کوه کیامکی سرچشمه می‌گیرند، تأمین می‌گردد


کلیسا خرابه

کلیسای سنت استپانوس (کلیسا خرابه)
یکی از منـاظر تاریخـی و توریستـی شهرستـان جلفـــا که از جاذبه های گردشگری و چشم اندازهای زیبای طبیعی نیز برخوردار می باشد ، کلیسای « سنـت استپـانـوس » است . این بنای عظیـم و دیدنی در 17 کیلومتری غرب شهر جلفا ( در مسیر جاده ی مرزی جلفا- سدّ ارس ) و به فاصله ی سه کیلو متری کرانه ی جنــوبـی رود ارس ، در آغـوش گـرم و با صفـــای کوهستـان و در میـان درّه ی سر سبـز شام با قدمتی بیـش ازهــزار سـال آرمیـده است. این کلیسـا به عـلّت قـرار گـرفتـن در روستـای متـروکـه ی شـام ، با همیــن نــام نیـز خـوانـده می شود ودر زبان مردمان محل این مکان را اغلب بانام کلیسای خرابه می شناسند.

نام اصلی این کلیسا از « اسپانوس » که یکی از حواریون حضـرت عیسی (ع) و نخستین شهید تبلیغ در راه مسیحیّـت بوده ، اقتبـاس گـردیده است . وجـود کلیسـا در این منطقـه حاکی از آن است که ساکنـان اولیــّه اطـراف کلیسا ارمنـی بـوده اند که بعـد از آغــاز جنـگ جهـانی اوّل از ایـن منطقـه به منـاطـق دیگـر مهاجرت نموده اند . این کلیسا هر سال در یک روز خاصّی( این روز بر اساس نظر شورای ارامنه تعیین می شود ) مرکز گرد همایی مسیحیان جهان می گردد که با زیارت این مکان با روشن کردن شمع به نیایش و راز و نیـاز می پردازند. بسیاری از ارامنه اعتقـاد بر این دارند که سنگ بنای این کلیسا توسط یکی از دوازده حواریون حضرت عیسی (ع) بنا نهاده شده واز نظر آنان این مکان فوق العاده اهمیّت دارد .

 دهکده تاریخی و توریستی کندوان

 

کندوان

روستای تاریخی و زیبای کندوانِ شهرستان اسکو در فاصله 22 کیلومتری جنوب شهر اسکو و 62 کیلومتری شهر تبریز واقع است.

کندوان روستایی است کوهستانی و ییلاقی که خانه های هرمی شکل آن از نوع معماری صخره ای و در نوع خود کم نظیر است. قدمت این روستا طبق بررسی های انجام یافته به قرن هفتم هجری و طبق نظریه هایی به دوره های قبل از اسلام مربوط می شود. بلندی این تپه های مخروطی و هرمی شکل گاهی به حدود 30 تا 40 متر می رسد. داخل این خانه های صخره ای اتاق های متعددی حفر گردیده و به صورت منازل مسکونی ، انبار و محل نگهداری دام مورد استفاده قرار گرفته اند.



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 3:5 | نویسنده : علی غفاری |

هولاکو معروف به «هلاکوخان مغول» سرسلسله ایلخانیان مغول در ایران. پدرش "تولی" و پدربزرگش چنگیزخان مغول بود. مادر و همسرش هر دو عیسوی مذهب بودند. زمانی که "منگوقاآن" برادر هلاکو به تخت امپراطوری مغول نشست، هلاکو مأمور تسخیر ایران مرکزی و غربی و فرونشاندن فتنه های اسماعیلیان و سرکوب خلیفه عباسی شد. لشگریان هلاکو، اکثرا از قبیله های عیسوی مذهب مغول ها بودند. اسماعیلیه که حدود 50 قلعه مستحکم در منطقه طالقان و قزوین و کوههای الموت داشتند به جنگ با هلاکو، پرداختند که در این جنگ، چندین قلعه آنها خراب شد و هلاکوخان، ماوراء

النهر را تصرف کرد و سال 653 هـ ق از رود جیحون گذشت و به فتح مراکز اسماعیلیه در خراسان پرداخت، بعد از اینکه حاکم خراسان تسلیم او شد، بقایای اسماعیلیه را مورد هجوم قرار داد و بر آنها غالب شد. بعد از گرفتن قهستان و شهر تون از راه قوچان به بسطام رسید.

رکن الدین خورشاه، آخرین رئیس اسماعیلیه سعی میکرد تا به هر صورتی هلاکو و مغولان را از تصرف قلاع اسماعیلیه منصرف کند ولی هلاکو رضایت نداد و خورشاه مجبور شد کوتاه آید، زیرا سپاهیان مغول از طرف مازندران و خوار و سمنان و ری و قزوین آمده بودند. رکن الدین خورشاه، به ناچار تسلیم شد و همراه خواجه نصیرالدین طوسی و دیگر اطرافیانش، از قلعه میمون ذر، پایین آمدند و خود را به هلاکوخان تسلیم کردند. بدین ترتیب سال 654 هـ ق، قلعه الموت به تصرف مغول درآمد و حکومت اسماعیلیه بعد از 170 سال به پایان رسید و به دستور منگوقاآن برادر هلاکو، خورشاه کشته شد. هلاکو بعد از فراغ از اسماعیلیه، با سپاهیانش عازم بغداد شد در حالی که بزرگانی مانند عطاملک جوینی، خواجه نصیرالدین طوسی و ابوبکربن سعد اتابک، همراه او و در رکابش بودند.

در آن موقع، هفتمین و آخرین خلیفه عباسی (معتصم) حکومت داشت و چون بیشتر ایام خود را به لهو و لعب می گذراند و وزیرش امور مملکت را اداره می کرد، از این رو هلاکو در سال 655 هـ ق از خلیفه خواست که تسلیم شود ولی او اینکار را نکرد، لذا جنگی شروع شد و هلاکوخان بغداد را تصرف کرد و بیشتر امرا حکومتی را از بین برد و قتل عام کرد که بنا به نقل تاریخ هشتصدهزار آدم را کشت و در صفر 656 خلیفه نیز بدست مغول کشته شد و به این ترتیب خلافت 500 ساله عباسی به پایان رسید. سرداران هلاکوخان بعد از فتح بغداد، به طرف خوزستان رفتند و آنجا را فتح کردند و بعد سمت شام رفته و سلاطین خاندان ایوبی را که حکومت های متعددی در آنجا داشتند، شکست دادند.

هلاکو اموال و خزائن به دست آمده را به آذربایجان فرستاد. در شام خبر فوت برادرش منکوقاآن را شنید، این بود که که خودش برگشت و یکی از سردارانش بنام کیتبوقا را در شام گذاشت. سردار او سپس به مصر رفت و پادشاه مصر را وادار کرد تا تسلیم شود. ولی او تسلیم نشد و به جنگ با مغول ها آمد. در این جنگ فرستادگان مغول کشته شدند و سپاه مغول شکست خورد و خود کیتبوقا سردار مغولی هم کشته شد. این اولین شکست مغول ها شد. البته فتوحات هلاکوخان، منجر به تأسیس سلسله ایلخانیان شد. اما او بعد از تسخیر چند شهر و جنگهای زیاد و قتل عام فراوان، با بستگان نزدیک خود یعنی "برکای" پسر سوم جوجی خان که فرزند چنگیز بود، دچار اختلاف شد و منجر به جنگی بین آنها گشت. این جنگ که میان دو سپاه مغول بود، به شکست هلاکوخان منتهی شد. این واقعه در سال 661 هـ ق اتفاق افتاد و بعد هلاکو بیمار شد و در سال 663 هـ ق، در سن 48 سالگی در کنار رود زرینه رود درگذشت. او نه سال حکومت کرد. بنا به نقل تاریخ و بنا به رسم مغول، اموال و خزائن زیاد با چند دختر زیبا در کوه شاهو در شهر خوارقان با هلاکو دفن کردند.

بزرگان در زمان هلاکوخان:
یکی از وزراء هلاکو، شمس الدین جوینی معروف به صاحب دیوان است که در سلطنت هلاکو، وزیر و مدبر کارهای او بود. یکی دیگر، برادر شمس الدین، عطاملک جوینی بود که از سال 654 هـ ق به خدمت هلاکو آمد و جزو منشی های مخصوص او شد و روز به روز ترقی کرد تا اینکه یکسال بعد از فتح بغداد، حاکم عراق عرب و خوزستان شد. خواجه نصیرالدین طوسی نیز بعد از فتح قلعه الموت اسماعیلیه، به خدمت هلاکو درآمد و در زمان او به اتفاق مویدالدین عرضی، فخرالدین مراغی، محیی الدین فخرالدین اخلاطی و نجم الدین دبیران قزوینی، رصدخانه شهر مراغه را بنا کردند. لذا این رصدخانه و زیج خانی، از آثار هلاکوخان است. او به علم کیمیا رغبت داشت و از همین رو، اموال زیادی در این راه تلف کرد.



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:59 | نویسنده : علی غفاری |

قلعه آوارسین

قلعه آوارسین منسوب به دوره ساسانی تا قرن سوم هجری قمری است كه در 5/22 كیلومتری سمت جنوب خداآفرین و 11 كیلومتری جاده ی اهر – كلیبر واقع شده است . حمداله مستوفی بنای قلعه آوارسین را به " بكر بن عبداله " از اصحاب حضرت رسول (ص) نسبت می دهد كه به امر عمر خلیفه ی دوم در سال 22 هجری به آذربایجان لشگر كشید.

آثار به دست آمده نشان می دهد كه این قلعه در دوره اشكانی یا اوایل دوره ساسانی ساخته شده و در دوره اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

این قلعه دارای 5 برج مدور برای نگهبانی است و بلندترین برج آن به ارتفاع بیش از 800 متر از ته دره ، در جبهه غربی هنوز پابرجاست . این قلعه احتمالاَ از استحكامات دفاعی بابك خرمدین در منطقه قره داغ آذربایجان بود .

قلعه انداب جدید

قلعه انداب جدید در دو كیلومتری جنوب روستای قلعه باشی واقع است. لازم به یادآوری است كه روستای قلعه باشی،خود در داخل یك قلعه ی قدیمی بنا شده است و از دیوارهای باقی مانده مشخص است كه خود این روستا در زمان های گذشته قلعه بود . اسم این روستا خود مؤید این امر است.

قلعه بابك

قلعه جاویدان ، قلعه جمهور یا دژبد معروف به قلعه ی بابك در 3 كیلومتری جنوب غربی كلیبر واقع شده است و 2300 تا  2600 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . این قلعه بر فراز كوهستانی به نام جمهور واقع شده و دره هایی به عمق 400 تا 600 متر از هر سو آن را  در برگرفته است . برای رسیدن به این قلعه تنها از یك سو و فقط یك راه مال رو وجود دارد.

در كاوش های باستان شناسی آثار بسیاری از این قلعه به دست آمده است . از آن جمله می توان از سفالینه های منقوش و لعاب دار مربوط به قرن سوم و سكه های مربوطه به دوره اتابكان آذربایجان و هزار اسپیان ( قرون 6 و 7 هجری ) و تنورهای متعدد پخت نان یاد كرد .

قلعه های تاریخی

قلعه پشتو

قلعه تاریخی پشتو بر روی یكی از كوه های بلند به نام " هشته سر " ( هشت سر ) در 12 كیلومتری بخش هوراند و 50 كیلومتری شمال شرقی اهر واقع است .

این قلعه تنها یك راه باریك برای ورود دارد و در سه سمت دیگر آن پرتگاه های مخوفی دیده می شود كه قلعه را نفوذ ناپذیر ساخته است . قلعه پشتو بسیار قدیمی است و قدمت آن به دوره های اشكانی و ساسانی می رسد. این قلعه یكی از دژهای مورد استفاده بابك خرمدین بود.

قلعه جوشین

این قلعه در 26 كیلومتری غرب ورزقان و 6 كیلومتری روستان جوشین واقع شده و راه دسترسی آن بسیار سخت و كوهستانی است . سفال هایی كه در محوطه این قلعه پیدا شده ، آثاری از ادوار قبل از اسلام و دوران اسلامی تا قرن ششم هجری قمری را شامل می گردد .

قلعه سن سارود

این قلعه در 26 كیلومتری شمال مرند در روستای هرزند و بر روی تپه ای سنگی و مرتفع قرار دارد . در بخش شرقی قلعه،تخته سنگ های بزرگی وجود دارد كه آثار باقی مانده،از جمله قسمت هایی از حصارهای دفاعی قلعه و برج های نیم استوانه ی پیش آمده ی آن و بقایای بنای قلعه ، قرون هفتم و هشتم را نشان می دهد. در جنوب قلعه نیز گورستانی از ادوار اسلامی وجود دارد.

قلعه ضحاك ( آژدهاك ) عجب شیر

قلعه ضحاك یا داش قلعه در 28 كیلومتری عجب شیر در ساحل شرقی دریاچه ارومیه و در 95 كیلومتری جنوب تبریز واقع است. آثار برجای مانده از برج های نیم استوانه ای به نام دروازه ی قلعه و پوشش دیوارها كه از سنگ های مكعب مستطیی است ، قدمت آن را تا دوره ساسانی می رساند ولی سفال های به دست آمده از این قلعه مربوط  به سده های ششم و هفتم هجری است.

قلعه های تاریخی

قلعه ضحاك ( آژدهاك ) هشترود

این قلعه به فاصله 28 كیلومتری جنوب شهرستان هشترود بر بالای تونل راه آهن تهران – تبریز در وسط دو رودخانه " قرانقو " و " شورچای " واقع شده است.

با توجه به سفال های سطحی و آثار معماری به جای مانده، قدمت این قلعه را می توان به هزاره دوم پیش از میلاد نسبت داد . این قلعه تا دوره تیموریان مورد استفاده بود .

قلعه ضحاك همان قلعه اژدهاك دوره ماد است و آثار دیوارهای اورارتویی در نقاط مختلف قلعه به چشم می خورد . ابعاد این قلعه به وسعت 11 در دو كیلومتر، آنرادر شمار یكی از بزرگ ترین قلعه های تاریخی ایران قرار داده است.

پاویون قلعه كه تا حدودی سالم به جای مانده،مربوط به دوران اشكانیان است و دیوارهای دو لایه با پیشامدگی های مدور و برج و باروهای دوره اسماعیلیه در قسمت غربی قلعه پابرجاست. حفاری های باستان شناسی سال های 1379 و 1380،پرده از رموز این قلعه افسانه ای برداشت و آثار دوره اشكانی راآشكار ساخت .

قلعه قیز قالاسی

این قلعه و غار مجاور آن از آثار تاریخی دیدنی مراغه محسوب می شود كه در 20 كیلومتری جنوب غرب مراغه و در جنوب دره ی عمیق كوه های گوی داغ ( كوه كبود ) واقع شده است.

طول غار مجاور قلعه قیز قالاسی حدود 35 متر ، عرض آن 24 متر و ارتفاع آن حدود 20 متر است . ارتفاع كلی این غار و قلعه نسبت به دره ی عمیقی كه در مقابل آن وجود دارد ، حدود 1800 متر تخمین زده می شود .در ارتفاعات پشت قلعه ،  باقی مانده ی حصاری خشتی دیده می شود.

قلعه كردشت

یكی از قلعه های تاریخی آذربایجان كه در حاشیه رود ارس و در روستای كردشت جلفا واقع شده ،قلعهیكردشت نام دارد. این قلعه از نظر اهیمت نظامی و تاریخی به ویژه در دوره حكومت عباس میرزای قاجار نایب السلطنه فتحعلی شاه در آذربایجان بسیار مورد توجه و یكی از مراكز فرماندهی سپاهیان وی در جریان جنگ های ایران و روس بود . این قلعه در بالای تپه ای صخره ای ساخته شده و در ارتفاعات آن شش برج نگهبانی وجود داشت كه هنوز بخشی از این برج ها و حصارهای آن پابرجاست.

قلعه گاوور گوهر

بقایای این قلعه كه مربوط به دوره ی اورارتویی است در 45 كیلومتری شرق جلفا و در كنار رود ارس دیده می شود.

بخشی از دیوارهایی كه از قلعه باقی مانده است ، در بعضی از نقاط دارای برجستگی های مضاعفی در گوشه ی آنها است. ارتفاع این قسمت ها تا سه – چهار متر می رسد.

تعدادی سفال نیز از این قلعه به دست آمده كه به اواخر دوره ی اورارتویی تعلق دارد .

علاوه بر اینها تعدادی اشیای گلی مربوط به قرن ششم پیش از میلاد و برخی نیز مربوطبه دوره های ساسانی و اسلامی یا ارمنی از این قلعه به دست آمده است.

قلعه ی گوهر كوچك ترین تك بنایی است كه از دوره ی اورارتو تاكنون در ایران شناخته شده است . با توجه به بنای قلعه در بالای تپه ، گمان می رود كه این قلعه در اصل پایگاهی نظامی بودهاست.

قلعه نقدوز ( نودوز )

این قلعه بر فراز قله مرتفعیمشرف به رودخانه ی اهرچای در روستای نودوز در فاصله 35 كیلومتری شرق اهر جای دارد . برج های دیده بانی برجای مانده از قلعه،11 تا 9 متر ارتفاع دارند و از سنگ های رسوبی آجری ساخته شده اند.

برای تأمین آب اشامیدنی ساكنین قلعه ، تعدادی حوضچه در بدنه سنگی كوه تعبیه شده بود كه از آب باران پر می شد و به مصرف ساكنین می رسید.

قلعه هلاكو ( آق گنبد )

این قلعه در جزیره ی اسلامی ( شاهی سابق ) بزرگ ترین جزیره مسكونی دریاچه اورمیه واقع است. قلعه هلاكو بالای كوهی در این جزیره ساخته شده و احتمالاَ قبر هلاكو و برخی از سرداران مغول در این قلعه جای دارد.

در آذربایجان شرقی قلعه های تاریخی دیگری وجود دارد كه نام آنها آورده می شود :

قلعه پیغام كلیبر، قلعه كلهر،  قلعه قیزلار،قلعه سی بناب ، قلعه داشلوجا ، قلعه قره جالو ، قلعه شربیت ، قلعه شیشه ، قلعه شیور ، آغجه قلعه ، رواسجان ، قلعه اورنگ ، قلعه زنگ ملك ، قلعه جنگل آباد ، قلعه گوررشت آباد قدیم ، قلعه گوورشله ران ، دمیر قلعه شله بران ، قلعه پشتاب ، قلعه آوالان ، قلعه میدانلار، قلعه ممشلو ، قلعه دوم ممشلو ، قلعه كندی گرمادوز ، قلعه وینق ، قلعه آغویه ، قاطر قلعه ی جانانلو ، آغجه قلعه ورزقان ( حسن آباد ) ، قلعه سقندل ( سقین دل ) ، قلعه هلاكو مرند.

بناهای حكومتی

قلعه های تاریخی

عمارت ربع رشیدی تبریز

ربع رشیدی كه در حال حاضر از آن جز تپه و بقایای یكی از برج ها ، چیزی برجای نمانده است ، به دستور " خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی " وزیر دانشمند و پر قدرت سلطان محمود غازان خان در درون بارویی در دامنه كوه سرخاب در زمینی بلند در شمال كوی باغمیشه میان كوه ولیلانكوی و ششگلان ساخته شد.

مجموعه بناهای ربع رشیدی یكی از كارهای شگفت انگیزآن روزگار و بنیادی فرهنگی و دانشگاهی بود و هزاران نفر در آنجا به تحصیل مشغول بودند .

عمارت شهرداری تبریز

این عمارت در سال 1312 شمسی در زمان شهرداری " حاج ارفع الملك جلیلی " در محل گورستان متروك و مخروبه كوی نوبر تبریز ، با نظارت مهندسان آلمانی بنا گردید.

این ساختمان دارای یك برج ساعت چهار صفحه ای است كه با طنین صدای موزون زنگ هایش هر 15 دقیقه یك بار گذشت زمان را به مردم تبریز یادآوری می كند. ارتفاع این برج حدود 5/30 متر و نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیدهشدهاست و نقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های كشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم كه با طرح یك عقاب در حال پرواز ساخته می شد ، مطابقت دارد. این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع است . در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این عمارت متمركز است.

رصدخانه مراغه

براساس نوشته های تاریخی ، در سال 657 ه . ق به دستور هلاكو خان و همت خواجه نصیر الدین طوسی ، رصد خانه بزرگی در مراغه ساخته شدكه اساتیدی چون علامه قطب الدین ، فخرالدین مراغی ، محی الدین مغربی ، علی بن محمود ، نجم الدین الاسطرلابی و بسیاری دیگر در آنجا تدریس می كردند و در اداره آن نقش داشتند. بنای رصد خانه حدود 15 سال به طول انجامید.

به امر هلاكو ، كتاب و اسباب و آلات علمی و نجومی بسیاری كه از فتح بغداد به دست آمده بود به این رصد خانه منتقل گردید و در آنجا به كار گرفته شد . این مجموعه تا سال 703 هجری دایر بود ولی پس از آن بر اثر زلزله های سخت و بی توجهی امرای وقت رو به ویرانی نهاد.

رصد خانه مراغه 167 سال، پیش از احداث رصد خانه سمرقند ساخته شد و در زمان خود یكی از معتبرترین رصد خانه های جهان به شمار می رفت .

آثار باقی مانده از بنای این رصد خانه امروزه در دو كیلومتری غرب شهر مراغه هنوز به چشم می خورد . این رصد خانه شامل برجی به قطر 22 متر و احتمالاً به ارتفاع 25 متر بود . همچنین در كنار رصد خانه مدرسه ای برای تدریس علوم نجوم و ریاضی ایجاد شده بود و كتابخانه ای مشتمل بر چهار صد هزار جلد كتاب و سایر تأسیسات وجود داشت.

عمارت ائل  گلی

ائل گلی ( استخر مردم ) كه قبلا به آن شاهگلی ( استخر شاه ) می گفتند ، از گردشگاه های زیبا و دلكش تبریز و ایران است كه در جنوب شرقی تبریز بر دامنه ی تپه ای واقع شده است . ائل گلی استخری است بس بزرگ به شكل مربع به مساحت 54675 متر مربع . در جنوب آن تپه ای است كه آن را از بالا تا پایین،همسطح پله بندی كرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی از وسط استخر خیابانی كشیده شده كه استخر را به صورت شبه جزیره ای در آورده است.

در مركز استخر عمارتی به شیوه ی سنتی در دو طبقه ساخته شده و اطراف استخر به صورت پارك بسیار زیبا و فرح بخشی درآمده است كه یكی از زیباترین جاذبه های گردشگری استان به شمار می رود .

بنای اولیه عمارت ائل گلی را به دوره ی آق قویونلو نسبت می دهند كه یك بار در زمان صفویه و بار دیگر در زمان قاجاریه توسط قهرمان میرزا،پسر عباس میرزا نایب السلطنه، در ایام حكمرانی آذربایجان بازسازی شد . در سال های اخیر مجدداَ این ساختمان تجدید بنا گردیده و جهت پذیرایی از گردشگران مورد استفاده قرارمیگیرد



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:50 | نویسنده : علی غفاری |
قلعه هلاکو مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان مرند، سه راهی روستای هرزند عتیق واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۱۷۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

 

(نویسنده سیدمرندی) متن پایین

در روبرو و غرب کاروانسرای هلاکو تپه سنگی منفرد و تقریباً هموار و بدون پرتگاهی قرار دارد. در بالای تپه باقیمانده دیوارهای عظیم به ضخامت 4 متر به چشم می خورد که از روی هم چیدن سنگ های بدون تراش و بدون بکار بردن ملات ایجاد شده است.

اهالی، این قلعه را به هلاکوی مغول نسبت میدهند ولی با توجه به عدم استفاده از ملات های مرسوم در زمان ایلخانیان این گفته ، صحیح به نظر نمیرسد و از قرائن پیداست که این مکان میتواند به دوران  قبل از اسلام ( اورارتویی ) منسوب شود. بخصوص اینکه اینجانب نه این قلعه ونه حتا کاروانسرا ی آلاکی را منسوب به هلاکو نمیدانم چراکه کلمه آلاکی را ( هلاکو) نمیدانم( یک سند تاریخی وجود دارد که دردعوای بین هرزنی ها وفرزندان خواجه فضل الله در زمان جانشینان هلاکو از این منطقه به نام آلاکی نام برده شده است وآنزمان کسی جرئت نداشت نام هلاکو را بحالت تصغیر ومخفف کرده بصورت الکی بیاوردویا بنویسد.)

محوطه قلعه ، توسط یغماگران آثار باستانی کنده شده و از تکه سفال های بی لعاب پراکنده در محوطه نمیتوان به قدمت قلعه پی برد.

در کتاب ( گزارش های باستان شناسی در ایران صفحه 227 ) نوشته شده است : « قلعه هلاکو در 27 کیلومتری شمال مرند و در نزدیکی کاروانسرای تیموری ایراندیبی[1] از بناهای هزاره اول پیش از میلاد و دوره اورارتویی است ».

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:47 | نویسنده : علی غفاری |
اولين جرقه هاي علاقه ذهني تان به فرهنگ كهن ايران چگونه شكل گرفت؟
اگر بخواهم به گذشته خود در زندگي برگردم، شايد دقيقا بشود گفت كه اين علاقه به وضعيت تربيتي ام در خانواده بر مي گردد. من در كرمان به دنيا آمدم و در خانواده ما نگرش احترام آميز نسبت به فرهنگ ايراني وجود داشت و شكل گيري اين علاقه را بايد از كودكي و در ميان خانواده در نظر گرفت.
تحصيلات دانشگاهي من هم دقيقا در همين حيطه بود. بعد از اينكه ليسانس مترجمي را در رشته زبان و ادبيات انگليسي گرفتم،‌ وارد حيطه زبانشناسي نظري شدم. زبانشناسي كه ما در ايران مي خوانيم،‌ زبانشناسي همگاني است اما زبانشناسي زير شاخه هاي متنوعي دارد و ما در ايران اين امكان را نداريم كه در تمام اين زيرشاخه ها متخصص تربيت كنيم. بچه ها معمولا خودشان در يك رشته خاص غور مي كنند؛‌يكي معني شناس مي شود ، يكي ساختمان شناس مي شود، يكي نحوشناس مي شود و من هم آوا شناس و واج شناسم و در اين حيطه كار مي كنم و اين، ارتباط بسيار مستقيمي با گويش دارد و به همين دليل علاقه دوم من كه در حين كار شكل گرفت،‌ مباحث گويش شناسي بود. رساله كارشناسي ارشد و دكتراي من در رابطه با آواشناسي و واج شناسي گويش است و خوشبختانه در مسيري افتادم كه به آن علاقه دارم.
 
چه شد كه به سراغ واج شناسي و آواشناسي رفتيد؟
علاقه شخصي خودم باعث شد. احساس مي كنم كه در اين حيطه استعداد بيشتري  دارم. دوستان هم خيلي لطف دارند- چه همكاران و چه شاگردانم در دانشگاهها_ مي گويند جزء برداشت كننده هاي صحيح از مسائل آوايي و واجي هستم.
 
پيش از اتمام دوره ليسانس تصميصمتان را گرفته بوديد كه وارد حيطه زبانشناسي شويد؟
قبل از اينكه وارد دوره ليسانس شوم يك مدرك دبيري انگليسي هم از دانشگاه تربيت معلم داشتم كه جزء كلكسيون مدرك هاي من است!  زماني كه در آن دوره تحصيل مي كردم، درسي داشتيم به نام صوت شناسي كه همان واج شناسي و آواشناسي است با تكيه خاص در انگليسي. همان موقع هم به اين حوزه علاقه خاصي داشتم. در واقع مي توانم بگويم كه مسير زندگي ام از همان زمان انتخاب شده بود.
 
فكر مي كنيد اگر دكتر پرمون يك معلم باقي مي ماند،‌ زندگي اش چه شكلي به خود مي گرفت؟
شايد بهتر مي شد. بعضي وقت ها اين غبطه را به دوران گذشته خود مي خورم كه اي كاش معلم بودم. واقعيت اين است كه دوست داشتم از پايه بچه ها را هدايت كنم. مشكل كه ما در حوزه آموزش داريم اين است كه متاسفانه معلم هاي ما با بالا رفتن مدرك، مدارج بالاتر را هم درس مي دهند. اين اعتقاد شخصي من است كه تدريس در مقطع پايين تر فوق العاده دشوارتر و بسيار حساس تر است. بچه هاي رده هاي بالاتر ذهن هدايت شده اي دارند. واقعيت اين است كه اگر ما بتوانيم در نظام آموزشي به اين درجه از اشراف برسيم كه آدم هاي متخصص را به تدريس در مقاطع پايين تر بگماريم و با حوصله بيشتري تدريس كنند، مطمئنا بازدهي بيشتر خواهد شد.
 
اگر به ابتداي راه بر مي گشتيد باز هم همين راه را انتخاب مي كرديد؟
بله. من زبانشناسي را واقعا با عشق و علاقه ادامه دادم. البته شايد به خاطر اشرافي باشد كه الان به وجود آمده است. اگر خالي از ذهن بودم نمي دانم كه به اين راه وارد مس شدم يا نه. ولي الان با توجه به اشراف و علاقه اي كه به وجود آمده و با توجه به زمينه اي كه سازمان ميراث فرهنگي براي من ايجاد كرده،‌مي توانم بگويم كه بله؛ باز هم به همين راه وارد مي شدم.
گويش هاي ايراني يكي از جنبه هاي بنيادين فرهنگ ايراني است و يك گنجينه بسيار غني است . گويش هاي ايراني هر كدام ظرايف خاص خود را دارند كه متاسفانه ناشناخته مانده اند و در حال از بين رفتن هستند.
 
اقيانوس گويش هاي ايراني  چه خصوصياتي دارد؟
سازمان ميراث فرهنگي به عنوان ارگاني كه وظيفه اش پاسداري از ميراث فرهنگ ايران است،‌ در ساختار خود دو نوع ميراث را مي شناسد:‌ ميراث ملموس و ميراث ناملموس يا مادي و معنوي. ميراث ملموس چيزهايي است كه مي توان ديد مثل سنگ قبر،‌بنا،‌كتيبه،مهر و ... . ميراث غير ملموس 3 جلوه دارد:‌ يكي دانش سنتي است مثل دانشي كه باعث مي شود يك قنات حفر شود. خود قنات ميراث ملموس است اما دانشي كه آن را به وجود آورده اگر از دست برود،‌ ديگر براي هميشه از بين رفته است. نمي دانم چند نفر از پيرمردهايي كه متخصص حفر قنات هستند،‌زنده مانده اند. اينها اگر از دست بروند ديگر خود قنات به درد نمي خورد و قنات هاي بعدي نخواهيم داشت.
دوم فولكلور و فرهنگ عامه است شامل آداب و رسوم و ... كه به كار پژوهشكده مردم شناسي بر مي گردد . بنيادي ترين جلوه ميراث معنوي زبان است؛ چون زبان بستر فرهنگ است. زبان در واقع واسطه اي است كه انتقال فرهنگي را از نسلي به نسل ديگر و از جايي به جاي ديگر صورت مي دهد.
 پاسداري از ميراث دوم معنوي در واقع وضعيت خاص خودش را دارد و با پاسداري از ميراث مادي فرق دارد براي اولي مي توان حصار كشيد،‌مرمت كرد و نگهبان گذاشت اما دومي بين مردم ساري و جاري است و نمي توان مردم را در حصار نگه داشت. اهل يك روستا تصميم مي گيرند كه ديگر از گويش محلي خود اسنفاده نكنند چون گويش آنها نسبت به گويش مجاور يك گويش زيرين و به اصطلاح عوام «بي كلاس» است. همين الان واقعا اين اتفاق افتاده است. در متون زبانشناسي گويشي به نام گويش هرزندي وجود دارد و گويشي به نام تاتي هم هست كه در دوران هاي گذشته قبل از هجوم تركان به منطقه آذربايجان به آنها صحبت مي شده و زبان آذري اصيلي كه از آن صحبت مي شود، همين زبان است.
 تركي به دليل احاطه نظامي،‌فرهنگي و ... به يك زبان زبرين تبديل شده است و تاتي،‌ تالشي و هرزندي به زبان زيرين تبديل شده اند . تات ها،‌ در چهار روستاي آذربايجان شرقي زندگي مي كنند كه بين خودشان به تاتي صحبت مي كنند اما زبان غالبشان آذري است. جوان ترها مي گويند به ما تاتي ياد ندهيد، ما تركيم!  روستاي هرزند عتيق امروز يك تات زبان ندارد، ‌يك هرزندي زبان ندارد و همه ترك زبان هستند. در روستاي «گلين قيه» كه هرزندي ها به آنجا مهاجرت كرده اند،‌ فقط يك پيرمرد 70 ساله كمابيش  زبان تاتي را به خاطر دارد. در واقع هيچ هرزندي زباني در مناطق بين گلين قيه و هرزند وجود ندارد. در منطقه تالش گيلان نيز همه تالش ها دوزبانه هستند. تركي را به عنوان زبان واسطه به كار مي برند و تالشي هم در بين خودشان رايج است اما تالشي هر روز بيشتر به سوي نابودي پيش مي رود.
 اهميت مطالعه زبان و گويش در چيست؟‌
با مطالعه زبان مي شود مي شود به 3 يا 4 هدف رسيد. كم اهميت ترين آنها شايد اين باشد كه با مطالعه زبان توصيف مي كنيم و ماده زباني به دست آمده در اين توصيف، امكاناتي را در اختيار پژوهشگر زبان قرار مي دهد. در ايران امروز كماكان در كلاس هاي درس زبانشناسي از زبان ها آفريقايي، استراليايي، ‌سرخپوستي و اسكيمو مثال مي آورند،‌ در صورتي كه در ايران يك گنجينه غني وجود دارد كه متاسفانه به آن اهميتي داده نمي شود.
اهميت دوم پرداختن به بحث هاي زباني، بحث محك زدن نظريه هاست. زبانشناسي يكي از علومي است كه به بررسي علمي مي پردازد. زبانشناس مصر است كه علم تجربي دارد و حق هم دارد چون بر اساس اصول علمي پيش مي رود . ادعاهايش كاملا عينيت دارد و بر اساس اصول منطقي استدلال مي كند. نظريه هاي زباني فراوانند كه بايد به محك گذاشته شوند.
   
برخي از نظريه هاي زبانشناسي با مطالعه زبان هاي آفريقيايي زير و رو شده است و هيچ بعيد نيست با مراجعه به زبان هاي ايراني بتوان نظريه هاي زبانشناسي را متحول كرد.
در ايران اين رويه بسيار كند و با طمانينه پيش مي رود و محدود به چند شخصيت برجسته زبانشناسي در دانشگاههاي ماست. ما در ايران امروز هنوز كسي را نداريم كه نظريه زباني داده باشد.
      در جهان اسلام و در فرهنگ و تمدن اسلامي بنيانگذار دستور زبان عربي سيبويه ايراني بوده است. ابوعلي فارسي،‌فارابي، ابن سينا و ديگران درباره دستور كار كرده بودند كه ما اين سنت را متاسفانه از دست داده ايم و كار بر روي گويش ها اين فرصت را ايجاد مي كند. مي توان مصرف كننده غرب نبود و با نگاه كردن به گويش هاي ايراني مطالب را بازسازي كرد.
       اهميت سوم مربوط به كاربرد مباحث زباني است  كه اهميت فرهنگي دارد. اهميت فرهنگي توجه به گويش هاي ايراني اين است كه با توجه به زبان و بررسي هاي زباني مي توانيد فرهنگ را حفظ و بازسازي كنيد. ميراث فرهنگي معتقد است بايد به اعماق تاريخ ايران برگرديم و شروع كنيم به بازسازي و كشف نقاط كور تاريخ كشور ايران. باستان شناسي از روي شواهد باستاني كار مي كند اما يك جا متوقف مي شود اما زبانشناس مي تواند قرن ها آن طرف تر را هم ببيند. با استفاده از مقايسه زبان هاي دختر مي توان به زبان هاي مادر رسيد. اگر زبان مادر وجود نداشته باشد مي توان با استفاده از زبان هاي دختر آن را بازسازي كرد و اين بازسازي ها مي تواند پله پله تا اعماق تاريخ پيش برود.
      زبان فارسي يكي از نواده هاي زبان هند و اروپايي مادر است. هيچ سندي از زبان هند و  اروپايي مادر در دست نيست ولي زبانشناسان بر اساس بازسازي هاي زباني الان به نتايجي در رابطه با فرهنگ هند و اروپايي مادر رسيده اند. وقتي موردي در زبان مادر وجود داشته باشد و مورد ديگر غايب باشد مي توان به فرهنگ رسيد و به منطقه جغرافياي نزديك شد. در واقع بحث زبان  به دست يافتن به گذشته تاريخ و فرهنگ .
زبان دو تجلي مكتوب و شفاهي دارد بسيار كمك مي كند. فلسفه شكل گيري پژوهشكده زبان و گويش در واقع اين است كه متخصصاني را به كار گيرد كه در رابطه با ميراث زباني ايراني در دو جلوه شفاهي و مكتوب كار كنند. به همين دليل سه گروه متون كهن و زبان هاي باستاني، گويش شناسي و متون دوره اسلامي را در خود جاي داده است. حاصل پژوهش هاي اين پژوهشكده، دو ماده مربوط به زمان حال و ادوار گذشته را در اختيار قرار مي دهد كه با در دست داشتن آنها مي توان به سير تحول تاريخ رسيد. با استفاده از نتايج اين تحقيق مي توان نهايتا به هدف اصلي يعني بازسازي فرهنگ گذشته رسيد.
اين بحث هم از جنبه فراگير بودن در كل گستره ايران و هم از جنبه بين المللي بسيار گسترده است. مرزهاي سياسي ايران گونه هاي زباني را در خود محصور نكرده است و در هند،‌ چين ، ‌عراق ،‌ كشورهاي حاشيه درياي خزر و ... ديده مي شود. بنابراين بحث بررسي هاي بين المللي را هم مي توان در نظر گرفت.
 
چرا مثال هايي كه در دروس زبانشناسي ارائه مي شود ايراني نيست؟
 سنت نادرست آموزشي ما فقط به مباحث تئوريك منحصر است و مباحث دانشگاهي ما منحصر به همين مباحث تئوريك است كه با مثال هاي از پيش مشخص شده مطرح مي شود. در واقع سر كلاس دانشگاه درس مي دهند و بچه ها مي خوانند و نمره خوب هم مي گيرند اما وقتي همين دانشجو  به سراغ يك گويش مي آيد و مي خواهد تئوري ها را روي آن پياده كند در مي ماند. چون زبانشناسي نظري ما همراه با مباحث عملي نيست و در دانشگاههاي ما كماكان زبانشناسي نظري درس داده مي شود.
سر كلاس هاي دانشگاهها در كارشناسي ارشد دروسي داريم به نام مقدمات زبانشناسي،‌زبانشناسي اجتماعي و حتي گويش شناسي كه در برخي دانشگاهها تدريس مي شود. مفاهيم بنيادي مانند لهجه،‌ گويش،‌گونه و زبان در دانشگاهها درس داده مي شود و دانشجويان هم نمره خوب مي گيرند اما وقتي وارد عمل مي شوند نمي توانند تفاوت ميان اين مفاهيم بنيادي را از هم تشخيص دهند.
مدرج كردن اينها اتفاق نيافتاده است كه پيگيري آن در برنامه امسال پژوهشكده زبان و گويش پيش بيني شده است تا تكليف ما با اين تعاريف بنيادين مشخص شود.
 
آرزوهاي شما در كار بر روي گويش ها تا چه حد جامه عمل پوشيده است؟‌
خيلي كم. خيلي كم، چون خيلي كند پيش مي رود. ما يك مشكل اساسي در ساختار سازمان ميراث فرهنگي داريم و آن هم اين است كه پژوهشكده زبان و گويش آن طور كه بايد و شايد براي خود سازمان، ادارات كل ميراث استانها، پايگاهها و غيره جا نيافتاده است. ميراث فرهنگي كماكان به صورت سنتي به پشتوانه بدنه اي كه در آغاز شكل گيري اش وجود داشته دارد پيش مي رود و آن هم باستانشناسي است و وقتي از ميراث فرهنگي حرف مي زنيد ناخودآگاه در ذهن مخاطب بناي تاريخي و صنايع دستي و نقش برجسته متبادر مي شود اما فكر نمي كنند همين زباني كه داريم با آن صحبت مي كنيم، خودش يك ميراث است و اساسا خيلي از تحولات سياسي و اجتماعي در واقع با تكيه بر بان صورت گرفته است و خيلي از قوم ها با تكيه بر زبانشان خود را قوم برتر دانسته اند. اين در حالي است كه اگر به قرون اوليه اسلامي برگرديم مي بينيم كه پست هاي بالاي سياسي و ادراي در دست اهل كلام بوده است و كسي بدون داشتن علم زبان فيلسوف نمي شده است.
مشكل اساسي ما اين است در ادارات كل استان ها بحث گويش شناخته شده نيست و با جديت هم پيگيري نشده است. دو هفته پيش با مشورت دكتر هاشمي نامه هايي به ادارات ميراث استان ها فرستاده شده كه ادارات كل ميراث استان ها را موظف كرده است براي آغاز كار يك نفر را با حداقل مدرك كارشناسي ارشد زبانشناسي همگاني با سوابق آموزشي،‌ كاري و پژوهشي به ما معرفي كنند تا بررسي شود و انشاءالله اين افراد به عنوان رابط ما در بحث زبان و گويش عمل خواهند كرد. زماني که مسووليت گروه گويش را داشتم مي ديدم که متاسفانه اين نگرش وجود دارد که گويش زيرمجموعه مردم شناسي در نظر گرفته مي شود. گردآوري گويشي که توسط کارشناسان مردم شناسي انجام مي شود، يک کار بدوي است که توسط هر کسي مي تواند انجام شود. و فقط به گردآوري صرف ختم مي شود. در صورتي كه بحث ساختاري است و ما بايد ساختار گويش يا زبان را بررسي کنيم. تنوعات دستوري در ايران بسيار زياد است. صرف، نحو، نظام آوايي و نظام معنايي از گوشه اي به گوشه ديگر ايران متفاوت است. زبانشناسي تاريخي زبان فارسي را در خانواده زبان هاي هند و اروپايي قرار مي دهد و ترکي را جدا مي کند در صورتي که همه فکر مي کنند نزديکي زبان ترکي به فارسي بيشتر است.
ما فعلا مي دانيم که فارسي عضوي از خانواده زبان هاي هند و اروپايي است اما در درون اين خانواده زباني که در ايران شکل گرفته زيرشاخه هاي متعددي داريم که بايد ارتباطات خويشاوندي آنها را پيدا کنيم. مردم شناس به هيچ وجه تخصص اين کار را ندارد و فقط گردآوري مي کند. ما مي خواهيم اين حيثيت از دست رفته را برگردانيم.
 
در حوزه زبان و گويش با چه مشكلات ديگري مواجه هستيم؟
بحث ديگري که در رابطه با زبان و گويش وجود دارد اين است که هر کسي از هر جا در مي ماند و مي بيند که ديگر در هيچ رشته اي نمي تواند تحقيق کند، سريع تعدادي ضرب المثل و واژگان جمع مي کند و  فرهنگ چاپ مي کند. در چنين كارهايي اصول فرهنگ نگاري و مباحث زباني رعايت نمي شود و اين آدم با يکي دو اثر خود را در امر زبان صاحب نظر مي داند، در حالي که شايد زمين شناس باشد! زبانشناسي واقعا مظلوم واقع شده است؛ آن هم رشته اي که در اين مملکت پايه دکتراي آن تدريس مي شود و در زيرشاخه هاي متعدد آن متخصصاني وجود دارند كه سال ها تلاش كرده اند. من که زبانشناسم سال هاست  معني شناسي نخوانده ام. تمايزدر زيرشاخه هاي زبانشناسي مثل پزشکي است که متخصص قرنيه از متخصص گوش و حلق و بيني متمايز است. امروز با پيشرفت علوم در رشته هاي مختلف نمي شود هيچ فيلسوفي پيدا کرد که از همه علوم سررشته داشته باشد. اين مساله درباره زيرشاخه هاي زبانشناسي هم صدق مي كند.
استاد من دکتر مدرسي جمله اي گفت که هنوز زنگ آن در گوش من است. بچه ها سر کلاس پرسيدند چرا فقط روي زبانشناسي اجتماعي کار مي کنيد؟ گفت من معتقدم بهتر است آدم دامنه علمش به اندازه يک گودال باشد اما تا عمق آن گودال برود نه اينکه به اندازه يک اقيانوس معلومات داشته باشد اما عمق آن تا قوزک پايش باشد. من اين مثال را هنوز در ذهنم دارم. بنابراين نه در زمينه معني شناسي، نه در زمينه نحو اظهار نظر نمي کنم چون رشته اي که در آن غور کرده ام آواشناسي و واج شناسي است. در کتابخانه من در خانه هم فقط کتاب هاي مربوط به تخصصم هست. درباره نحو فقط به اندازه اي کتاب دارم که نيازم را برطرف کند.
من به عنوان يک عضو هيات علمي تلاش مي کنم اين نگرش جا بيفتد که امر زبان و گويش را به دست هر کسي ندهيم. چون هيچ کس حق ندارد در زمينه زبان کاري انجام دهد جز زبانشناسي که برا ي اين کار تربيت شده باشد. او هم آدمي است که حداقل مدرک کارشناسي ارشد يا دکتري در رشته زبانشاسي داشته باشد.
فرهنگ و زبان هاي باستاني حداقل اين شانس را دارد که هر کسي نمي تواند خط ميخي را بخواند! اما گويش مظلوم جوري است که هر کسي به هر شيوه اي مي تواند درباره آن اظهار نظر کند. اگر اين دو سه مشکل را از سر راه گويش برداريم مشکل ما حل مي شود. ما يک مقدار کم کار هم بوده ايم. ما به تعداد ديگران در اين پژوهشگاه همايش نداشته ايم، کتاب نداشته ايم، اما سعي کرده ايم زيربنايي به اين قضيه نگاه کنيم. امسال مي خواهيم به اين زيربناها بيشتر ردازيم.
يکي از مسائلي که من بر آن تاکيد مي کنم و خواهش مي کنم حتما بنويسيد اين است که براي پاسداري از ميراث زباني شفاهي بايد مواد زباني را قبل از اينکه به فراموشي سپرده شوند و از بين بروند جمع آوري کنيم. مستندسازي فعلا بر پژوهش ارجعيت دارد. مستندسازي اين است که برويد به منطقه اي که گويش وجود دارد و مردم را تخليه اطلاعات بکنيد. همان آقايي که در گلين قيه هست، 70 سالش است و فعلا سرحال است و تا اتفاقي برايش نيافتاده بايد برويم و از او اطلاعاتي کسب کنيم.
يکي از برنامه هايي را که پيشنهاد کرده ام و خوشبختانه پذيرفته شده تدوين پيکره هاي مبناي زباني از گويش هاي محلي است.
 
پيكره مبناي زباني چيست؟
 پيکره مبنا اين است که بر اساس پرسش نامه هايي که به صورت علمي تدوين شده است از گويش ها مستندسازي کنيم. تدوين پرسش نامه نحو شامل 400 جمله يک سال و نيم  براي همكارمان خانم اخلاقي كار برده است. با آن400 جمله، مي توانيم  با اطمينان بگوييم که داريم به ظرايف نحوي گويش ها مي رسيم. همين کار را بايد براي آواشناسي و معني شناسي و ساختار انجام دهيم. جمله ها را ببريم مصاحبه مي کنيم، بعد به شکل آوانويسي پياده مي کنيم و در مرحله بعدي بر اساس آن پژوهش انجام مي دهيم. پيکره مبنا پژوهش لازم دارد اما آنچه اهميت دارد بحث مستندسازي آن است. بعد از اينکه پيکره به وجود آمد، مي توان با حوصله  به سراغ پژوهش رفت. يعني تا ماده زباني از بين نرفته است بايد آن را جمع کنيم و داشته باشيم. متاسفانه پيكره هايي که تا به حال از گويش هاي محلي داشته ايم، فقط مختص اطلس زباني ايران است و پرسش نامه آن بسيار کوچک است؛ صد کلمه است و 36 جمله که از تمام آبادي ها گردآوري شده . اين پرسش نامه متاسفانه به لحاظ محتوايي متاسفانه کمبودهايي دارد و کارايي آن هم فقط در حد تنظيم اطلس است و شما مي توانيد از طريق آن گستره نفوذ گويش را روي نقشه نشان دهيد اما در فاز تحليل به هيچ وجه کفايت نمي کند.
بنابراين بايد شروع به گردآوري يک پيکره غني از گويش هاي ايراني کنيم که عزم ملي و هماهنگي از طرف همه ارگانهاي ذيربط را مي طلبد كه دست ياري به سوي پژوهشكده زبان و گويش دراز كنند تا دست به دست هم بدهيم و قبل از نابودي گويش ها هر چه سريع تر طي يک برنامه 7- 8 ساله تمام نمونه هاي گويشي را  گردآوري کنيم.
 
 
وقتي مي بينيد که يک گويش در خطر در معرض مرگ و از بين رفتن است چه احساسي داريد؟
واقعيت اين است که تا کسي زبانشناس نباشد اين مطلب برايش جا نمي افتد. مرگ يك گويش يعني از دست رفتن گوشه اي از يك فرهنگ؛ فرهنگي که براحتي از دست مي رود ولي کشف دوباره آن خيلي زمان مي برد و براي بازسازي آن بايد تلاش بکنيم و اين، كار راحتي نيست.
اولين وظيفه كارشناس گويش استان ها اين است که ميراث زباني منطقه مربوط به خود را بر اساس استعداد اضمحلال اولويت بندي كند.به نظر مي آيد كه در پژوهشكده زبان و گويش بايد روي 3 گونه زباني خوب کار کنيم چون کمتر زبانشناسي در ايران هست که زبانشناسي خوانده باشد اما با آنها دست و پنجه نرم نکرده باشد: تاتي، تالشي و گونه ديگري که بسيار به آنها نزديک است يعني گويش «مراقي» که کماکان غريب و ناشناخته مانده است.
قصد داريم يک پروژه بزرگ را با عنوان پروژه بزرگ زباني «تاتي- تالشي- مراقي» تعريف كنيم كه هم جنبه درون ايران را دارد و هم بايد در آن سوي مرزهاي ايران پيگيري شود.
 
 
درباره پرونده گويش مراقي به عنوان يک گويش در خطر چه کاري انجام شده؟
پرونده گويش مراقي را در دو نسخه فارسي و انگليسي را طبق فرمتي كه ارائه شده بود خود بنده تنظيم کرده ام. ابتدا به من گفتند که مي خواهيم آن را در فهرست شاهکارهاي ميراث معنوي ثبت کنيم . من دستور العمل را خواندم و گفتم که در آن ذکر شده است که گويش جزء شاهکارها به حساب نمي آيد. بنابراين گفتند آن را جزء ميراث معنوي در خطر مي گذاريم. من پرونده را تدوين و ارائه کردم اما از مابقي جريان بي اطلاعم. نسخه اي از آن را هم دارم و اگر راهي براي ثبت مجدد آن باز شود، حاضرم دوباره بر روي آن کار کنم.
 
 در پيگيري هاي كه درباره اين پرونده در کميسيون ملي يونسکو انجام داديم، به اين پاسخ رسيديم که نقص ها و دلايل رد پرونده گويش مراقي به پژوهشکده ارائه شده است . اما دکتر عريان رييس پيشين پژوهشكده اعلام کردند که هيچ نامه رسمي از سوي کميسيون ملي يونسکو مبني بر رد اين پرونده به پژوهشكده واصل نشده است. اين خبر را اعلام هم كرديم اما اعلام آن هيچ واکنشي از طرف يونسکو در بر نداشت.
فقط در مقام يک عضو هيات علمي مي توانم با رعايت سلسله مراتب درباره پيگيري آن پيشنهاد بدهم. اگر بنده را موظف بکنند که پي اين قضيه را بگيرم، اين کار را خواهم کرد.
 
چه مدت روي آن کار کرده بوديد؟
بيشتر از 6 ماه . واقعيت اين است که چون روي گويش مراقي حساس شده ام ، به طور خاص دوست دارم روي آن کار بکنم و اولين پيکره مبناي زباني که قرار است امسال در  پژوهشکده زبان و گويش منتشر شود، پيکره مبنايي است که در رابطه با گويش مراقي دارم روي آن کار مي کنم.
 
ريشه مراقي چيست که با قاف نوشته مي شود؟
خيلي ها مي گويند اين قوم از مراغه آمده اند اما اشتباه است. خود اهالي مصرند که اسمشان را با قاف بنويسند. هر دو املا وجود دارد. حدس هايي زده شده است ولي نمي شود درباره آن دقيقا صحبت کرد. از جمله اينکه بعضي از آنها مي گويند ما اهل مراقستان هستيم که جايي در غرب ايران است و خودشان هم نمي دانند کجاست! ولي واقعيت اين است که نزديکي خاصي به گويش هاي غرب ايران دارد. مراقي گويش نابي است و از جمله مشخصه هاي آن اين است كه  از معدود گويش هايي است که تمايز جنسيت را در آن مي بينيد. يعني مونث و مذکر مجازي و حقيقي دارند. مونث الف و نون دارد. کلمات جديدي هم که وارد زبانشان مي شود مونث مجازي است. تمايزات واژگاني بسيار دقيقي دارد از جمله اينکه مثل انگليسي که BOY و SON و GIRL و DAUGHTER با هم در تمايز هستند ، در مراقي هم مي توان آن راديد.معناي بنوت لفظ جداگانه اي دارد. زوآ و زلٌه – کينه و کيلٌه. در اين گويش شناسه مطابقه روي مفعول مي نشيند نه روي فعل مثل
"من علي ام ديد" به جاي "من علي را ديدم."
به لحاظ واژگاني واژگان متفاوتي دارد، به لحاظ  تلفظي فوق العاده متفاوت است و زماني که به طور عادي صحبت مي کنند اصلا متوجه نمي شويد. در تحقيق اوليه اي که روي آن انجام دادم 3  گونه را تشخيص دادم.به لحاظ قوم شناختي هم 3 دسته شدند. شاخه شرقي و شمال شرقي، شاخه جنوبي و شاخه جنوب غربي. اولي هامي گويند ما مراقي اصيل هستيم.
 
اولين باري که روي اين گويش کار کرديد  چه زماني بود و از چه طريقي به وجود آن پي برديد؟
در سال 81 خانم حميده چوبک از پايگاه الموت به ما اطلاع دادند که در منطقه الموت گويشي به اسم مراقي هست که خيلي عجيب و غريب است. الموتي ها به لحاظ فرهنگي و زباني بسيار شبيه تنکابني ها هستند. پشت الموت شهسوار است و سمت شرق الموت هم اشکورات گيلان است . شاهرود از وسط الموت عبور مي کند که همان رودخانه اي است که به سد سپيدرود مي ريزد.
خودشان مي گويندما تاتيم و دارند به تاتي الموتي صحبت مي کنند که بسيار با تاتي آذربايجان نزديک است. از بين بيش از  300 آبادي، 16 آبادي مراقي نشين در اين منطقه وجود دارد كه گويش آنها از نظر تکيه ها خيلي با هم تفاوت دارد.
 
از تلاش براي حفظ ميراث معنوي چه احساسي داريد؟
من به دلايلي واقعا محدود بوده ام اما با تحولاتي که به وجود آمده احساس مي کنم که فضا اندکي باز شده است. چشم انداز روشن است و بايد ببينيم که تا چه حد کمک هاي ملي و سازماني مي تواند ما را ياري کند که در ثبت گويش ها پيش برويم . من سعي خودم را مي کنم که  تا جايي که امکان دارد لااقل راه حل ها را آنگونه که احساس و  تجربه ام مي گويد ارائه کنم اما اينکه تا چه حد دنبال بشود، ديگر با خداست.


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:40 | نویسنده : علی غفاری |
آقاي مهندس عبادي مديربنيادمسكن انقلاب اسلامي شهرستان مرند طي گفتگوي خبري آخرين وضعيت روند اجرايي بازسازي مناطق زلزله زده روستاي هرزندعتييق وروستاهاي همجوار آن روستاراتشريح نمودوگفت پس ازوقوع زلزله در13 شهريور سال 1387 درمنطقه هرزندعتيق وتعدادي ازروستاهاي همجوار آن روستا عمليات گسترده بازسازي ازسوي اين بنيادآغازشده است وهم اكنون هم ادامه دارد دراين زلزله درحدود500 واحدمسكوني روستايي خسارت ديده بودندكه تاكنون 307 واحدازآن واحدهاي مسكوني خسارت ديده نسبت به تشكيل پرونده اقدام نموده كه ازاين تعداد282 خانوار براي اخذ تسهيلات بانكي معرفي شده اندكه 212 خانوارازآنان موفق به عقدقراردادبابانكها شده وعمليات اجرايي راهم آغاز نموده اندازاين تعداد110 واحدمسكوني هم قسط اول خودرا دريافت كرده و7 نفرآنان هم درروستاهاي عريان تپه- هرزندجديدوگله بان احداث واحدمسكوني خودرابه پايان رسانيده ودرساختمانهاي جديدشان ساكن شده اند مهندس عبادي درادامه اين گفتگوازتصويب پرداخت كمك بلاعوض براي تعداد120 خانوارخبردادوافزودمتاسفانه عليرغم پيگيري هاي مكرر ومصوبه سريح هيئت وزيران تاكنون كمك بلاعوض 2400 ميليون ريالي اختصاص يافته به اين امربه بانكهاي عامل اين شهرستان ابلاغ نشده وموجب نارضايتي آسيب ديدگان حادثه زلزله شده است ايشان درخاتمه ازشروع عمليات جابجايي روستاهاي هرزندعتيق خبردادوافزودعمليات جابجايي روستاي هرزند عتيق آغازشده وبيش از41 خانوار درمحل جديدنسبت به پي كني وپي سازي ويااجراي فونداسيون اقدام نموده اند وعمليات بازسازي باشتاب بيشتري دراين منطقه هم درجريان ميباشد.

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:34 | نویسنده : علی غفاری |
نام : پاسدار شهید محمد حسن عدلی عتیق

فرزند  : حاج یداله عدلی عتیق

تاریخ تولد : ۱۳۴۱

محل تولد : روستای هرزند عتیق توابع شهرستان مرند

تاریخ شهادت : ۱۳/۸/۱۳۶۲

محل شهادت : پنجوین عراق

مرحله سوم عملیات والفجر ۴


بِسم ربِّ الشهداءوالصديقين

                                   بِسم ربِّ الشهداءوالصديقين

زندگينامه برادر شهيد محمد حسن عدلي عتيق

چون پدر و مادر این شهید در قید حیات نیستند این متن که شرح مختصري

از زندگی شهید محمد حسن عدلی عتیق است توسط محمد رضا عدلی عتیق

 برادرش و از زبان ایشان بیان شده است.

شهيد محمدحسن عدلي عتيق در سال 1۳41 در يك خانواده مذهبي ديندار و با فرهنگ و علم در روستاي هرزند عتيق ديده به جهان گشود.

پدرش چون يك روحاني بود و علاقمند به امامان و معصومين بود نام او را محمدحسن گذاشت و از كودكي به تربيت اخلاقي او اهميت زيادي مي داد

شهيد محمدحسن دوران كودكي را در همين روستا گذراند و در سن شش سالگي پا به دبستان گذاشت و از همان كودكي اخلاق و رفتار حسنه درچهره ايشان نمايان بود و در سال 1351 دوره ابتدايي را در روستاي هرزند عتيق گذراند و از نظر اخلاق و رفتار و درس در بين همسالان خود نمونه بود و هميشه معلمان و مديران از او تمجيد مي كردند و در

سالتحصيلي 52-51 بعلت نداشتن مدرسه راهنمايي در روستا به شهرستان هاديشهر جهت تحصيل علم و دانش عزيمت كردند و دوران راهنمايي را در همان شهر به پايان رساندند.ايشان در سال 55 دوره راهنمايي را به پايان رساندند و در جريان همين سال براي گذراندن دوره متوسطه به شهرستان مرند آمدند و به تحصيل علم و دانش مشغول شدند و در جريان همين سالها جنگ نابرابر و خصمانه عراق عليه ايران آغاز شد و شهيد محمدحسن عدلي عتيق حضور در جبهه ها را بر تحصيل علم و دانش ترجيح دادند و روانه جبهه هاي حق عليه باطل شدند و به نداي رهبر خويش لبيك گفتند و اگر بخواهم از خصوصيات و اخلاق و رفتار ايشان سخن بگويم زبان قاصر است و هر چه بگويم كم گفته ام ولي براي اينكه خالي از لطف نباشد گزيده اي از اخلاق و رفتار ايشان را بيان مي كنم. ايشان علاقه زيادي به امام و انقلاب داشتند از همان آغاز جنگ تحميلي درس و مشق را كنار گذاشته و بدون هيچ ترس و واهمه اي روانه جبهه هاي جنگ شدند و هميشه در خط مقدم جبهه ها با دشمن خونخوار مي جنگيدند و كمتر به مرخصي مي آمدند جسمش در مرخصي بود و روح و روانش در هنگام مرخصي هم درجبهه بود.صبر و شكيبايي و ايمان به خداي يگانه سراسر وجودشرا پر كرده بود و غير از خدا از هيچ نيرويي هراس نداشتند اخلاق ورفتار زيباي او زبانزد عام و خاص بود .خوش زباني،مهرباني،صداقت،عطوفت و نوع دوستي ايشان از ويژگي هاي بارز او بود هميشه نماز

را در اول وقت مي خواهندند و با وجود سن و سال كمتر هميشه تا توان داشت به افرا پير و كودكان و مخصوصا يتيمان كمك مي كردند

و هميشه به عيادت بيماران و کهن سالان  مي رفتند و از احوالات ايشان جويا مي شدند. و بارها و بارها جهت اهدای خون به حلال احمر میرفت بطوريكه بعدها به يكي از اعضاي هلال احمر مشهور شده بود و بارها ازطرف هلال احمر و بانك خون مورد تمجيد قرار گرفته بودند بطور خلاصه اگر بگوييم ايشان يك انسان كامل از هر جهت بودند بالاخره ايشان

چنانكه در بالا ذكر نموديم در سال دوم دبيرستان درس را رها مي كنند و جنگيدن با دشمن متجاوز و دفاع از آرمانهاي انقلاب وميهن را بر تحصيل ترجيح مي دهند و از طريق سپاه(بسيجي) عازم جبهه هاي جنگ مي شوند.

در سال 59 به عنوان بسیجی به ماه شهر شهر اعزام شدند در آنجا طبق بيانات خود ايشان تعدادی از دوستانش از جمله شهید کلاهی شهید شدند بعد از اینکه حدود دو ماه در آنجا بود برای دوره آموزش چریکی به جنگهای کلیبر فرستاده شد وقتی از آموزش به خانه آمدند

  می گفتند: شرایط خیلی سختی را گذرانده ايم دو هفته است که لب به غذا و نان نزده ايم غذایمان فقط روزانه چند عدد برگ زردآلو و خرما و یک قمقمه آب بود چون در این دوره آموزشي جزء نفرات برتر دوره بودند به ياران شهيد چمران ملحق شدند تا در جنگهای چریکی حضوری موثر داشته باشند از دکتر چمران زیاد تعریف  و تمجيد می کردند وقتی دفاترش

را می خواندم دیدم در گوشه ای از دفترش نوشته برادرمان(شهيد چمران) اکثر وقتها با این که خود گرسنه و تشنه است آب و غذایش را به دیگربرادران می دادندوقتی دکتر چمران شهید شدند برادرم خیلی ناراحت و متاثر بودند می گفتند:نمی دانید چه گوهری را از دست دادیم ما با از دست دادن دکتر چمران یتیم  شدیم بعد از عملیات ...... به همراه چند تن از دوستانش که در خاطرم نیست به دزفول جهت عملیات فتح المبین اعزام شدند باز در این عملیات تعدادی از دوستانش را از دست داده بودند وقتی به روستا آمدن خیلی ناراحت بودند

 و می گفتند:آنها به آرزویشان رسیدند و من هنوز نتوانسته ام کاری کنم .محمد حسن عشق عجیبی به جبهه داشت شجاعت و نترس بودنش قابل ستایش بود ، اکثر مواقع در جبهه ها بود و کمتر به خانه می آمد وقتی هم در خانه بود جسمش در خانه بود و فکرو روحش در جبهه ها بود.بخاطر دارم شبی در خواب بد جور بی تابی می کرد مادرم بیدارش کرد برادرم گریه می کردند و  می گفتند: در خواب ديدم يكي از دوستانم شهيد شدند صبح زود از خانه بيرون رفتند تا از ايشان خبري بگيرند با ناراحتی برگشتند و گفتند خوابم درست بوده ، فردایش به اهواز جهت عملیات بیت المقدس اعزام شدند در این عملیات در تاریخ 11/2/61 به علت ترکش دست چپش مجروح شده بودند و برای مداوابه خانه برگشتند و وقتی گفتیم که دیگر نروند با ناراحتی گفتند اگر دستم یا پایم قطع شود باز هم به جبهه می روم و امام را تنها نخواهم گذاشت امام به ما نیاز دارند و

آرزويم شهادت در راه خداست.

 من در جبهه صحنه هایی دیده ام که شما ندیده اید چگونه مي توانم

دست در دست گذاشته و منتظر باشم عاقبت چه اتفاقي مي افتد؟

وقتی درباره بنی صدر از او پرسیدم گفتند:بنی صدر یک خائن است

 این همه که ما شهید داده ایم مقصرش اوست . چطور می شود در

 آن لحظه های سخت و زير آتش شديد دشمن با موتورسيكلت به

 عراق می رود و سالم بر می گردد اگر او از فرماندهي بركنار شود

خودمان خرمشهر را در عرض چند روز آزاد می کنیم  و مي گفت

 به زودي خواهيم ديد كه  بنی صدر خائن همین روزها با لباس زنانه

به عراق فرار می کند و همین طور هم شد بنی صدر یک ماه بعد

 از سخنان ايشان فرار کرد هنوز دستش خوب نشده بود که باز به

 اهواز برگشت بعد از این عملیات به دلیل موفق بودن در تمام

صحنه ها در تاریخ 7/12/61 از طرف سپاه به سمت خبرنگاری

منصوب شد  و با حفظ سمت در رشته خبرنگاري نيز فعاليت مي كردند 

ايشان علاقه ی زیادی به خبرنگاري و تهيه خبر و مصاحبه با مردم

 و نيروهاي اسلام داشتند.

شهيد محمد حسن عدلي در این زمینه هم استعداد خوبی داشت

 علاوه بر اینکه در جبهه ها می جنگید خبرنگاری هم می کرد هنوز

خیلی از اخبارش در دفاترش به يادگار مانده است

 اوایل سال 62 بود می کفتند : بعد از آموزش فرمانده گروه تخریب 

می شوم و من که از تخریب چیزی نمی دانستم پرسیدم چکار خواهید کرد

 گفت:عملیات پاکسازی مین ها را بر عهده داریم تا برادرانمان به راحتی

به دشمن حمله ور شوند . بعد از اتمام آموزش می گفت: فرماندهی

 تعداد 70 نفر را بر عهده دارم این بار کارم خیلی دشوار است جهت پاکسازی

 به پنجوين  می روم می گفتند پنجوين منطقه ای است با سه کوه کله قندی

کنار هم و منطقه خطرناکی است که دشمن تسلط بیشتری دارد به طوری

که تعداد زیادی از برادرانمان در این منطقه به شهادت رسیده اند فکر کنم

 دو هفته قبل از شهادتش بود که گویا برایش الهام شده بود که شهید

خواهد شد با همه فاميل ها خداحافظی کردند افرادی که ما حتی فکرمان

 به آنها نمی رسید .

برادر زن برادرم در جبهه بود مدتی بود که از او خبری نبود زن برادرم

از او خواست که از برادرش محمد جعفري خبری بگیرد و آنها را از نگرانی

 درآورد وقتی آنها رفتند به ما گفت دیشب در خواب دیدم که محمد شهید شده

 مطمئنم که محمد شهید شده است .

پدرم آن روزها مریض الاحوال بود و در مرند در خانه برادر بزرگم بود

 بعد از خداحافظی با دوستان و آشنایان و پدرو مادر برای بدرقه اش

همراهش رفتم هنگام خداحافظی وقتی نگاهم به نگاهش گره خورد

 قلبم لرزید غم سنگینی بر قلبم نشست گوئی که آخرین دیدارمان

 باشدو همین طور هم شد .

 آخرین خداحافظی مان بود ما به روستا برگشتيم ولی پدرم در مرند بود

 و مي گفت:چون اعزام به تاخير افتاده بود  محمد حسن سه روز است

كه هر روز عصر به خانه می آمد و با هم شام می خوردیم و صبح باز به

 تبریز می رفت ، چهارمین روز منتظرش بودم که باز  بيايد ، در را باز گذاشتم

و غذا را آماده کردم ولی نیامد فهمیدم که اعزام شده  است پدرمان

 می گفت بعد از 13 ،14 روز وقتی به بیمارستان می رفتم در نزدیکی

 ورودی در بیمارستان صدای حاج احمد را که اکثر وقتها شهید ها را می آورد

را شنیدم که سه تن شهید می آوردند وقتی نام این عزیزان را می خواندند

 به آخرین شهید که رسید تنم لرزید باورم نمی شد محمد حسن باشد در

این هنگام دستم را رو به آسمان کردم و گفتم خدایا شکرت که قربانی

مرا هم قبول کردی . همه در مورد صبر و شکیبائی پدرم در عجب بودند

چه صبری داشت می گفت برای تحویل پیکرش به بنیاد شهید رفتم.

به یاد دارم پدرم بعدها می گفت:خیلی وقتها پیش خوابی دیده بودم

 فهمیدم محمد حسن شهید می شود می گفت در خواب دیدم عرصه ی

 محشر است و من آنجا هستم و در این هنگام سرهای عزیزان فاطمه

 را که چون نوری می درخشند و چشمها را خیره کردند می آورند پدرم

 علم زیادی داشت به طوری که در روستا و خیلی جاها او را به عنوان

مردی مذهبی و عالم  می شناختند و چون در جائی خوانده بودم که در

 عرصه ی محشر هر که سری را زیارت بکند جواز ورودش به بهشت

صادر می شود و من در حالی که می گریستم با خودم می گفتم ای کاش

 سر سیدالشهداء را زیارت می کردم در همین هنگام سری را در آغوشم

 گذاشتند، در حالی که زبانم بند آمده بود به من گفتند سر امام حسین است

در این هنگام از خواب بیدار شدم فهمیدم محمد حسن شهید می شود.

روزی که محمد حسن شهید شده بود شبی در خواب دیدم که گلوله ای

به سمت قلبم شلیک شد و قلبم داشت می سوخت در این حال از خواب

 بیدار شدم دلشوره  عجیبی داشتم وقتی صبح شد حوصله  نداشتم غم

 سنگيني به دلم نشسته بود مادرم گفت که برای جمع آوری هیزم

 به باغ بروم و من رفتم ولی پاهایم توان رفتن نداشتند به نزدیکی باغ

که رسیدم دیدم کنار باغ تعدادی آهو ایستاده اند و مرا نگاه می کنند

 که با خودم گفتم چرا فرار نمی کنند و نمی ترسند تازه وارد باغ شده بودم

که سر و صدائی از پائین جاده شنیدم نگران شدم چون این صدا از زمانی

 که شهیدی به روستا می آوردند شنیده می شد. دوان دوان به طرف

 جاده رفتم وقتی آمبولانس نزدیک شد عکسي جلوی آن بود همین که

 با دقت نگاه کردم دنیا بر سرم فروریخت قلبم داشت کنده می شد بیهوش شده

 بودم وقتی به هوش آمدم هنوز باور نمی کردم مرا به کنار جنازه ی برادرم

 بردند آری محمد حسن بود هنوز آن صورت معصومش را به یاد دارم داشت

 می خندید مثل همیشه لبخند به لب داشت با اینکه ترکش به سرش

اصابت کرده بود فقط یکی دو قطره خون بر صورتش بود انگار روح از بدنش

جدا نشده بود و خوابیده بود انگار زنده بود در این جا بود که آیه قرانی که مي فرمايد

 «ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل لله امواتاً بل احيا عند ربهم يرزقون»

شهیدان زنده اند با عمق وجودم درک کردم آری محمد حسن با همان لبخند

 دلنشین همیشگی اش به دیدار معبودش و دیدار سیدالشهداء امام حسین

و نزد دیگر یارانش  پرواز كرده و به نداي امام و رهبر كبير انقلاب لبيك گفتند

و به آرزوي ديرينه شان رسيدندیکی از دوستانش در مورد شهادت

برادرم نقل مي كرد:محمد حسن به همراه گروهش به پنجوین جهت

پاکسازی رفته بودند که مورد هجوم دشمن قرار می گیرند دشمن با هواپیما

 آنها را مورد هجوم خمپاره قرار می دهد می گفت در این عملیات خیل کثیری

 از برادران شهید شدند تعداد شهدا خيلي زیاد بودند و در اين عمليات بود كه

بر اثر اصابت تركش محمد حسن در تاریخ 13/8/62 از ناحیه سر مجروح 

 و شهید می شوند در آخرین لحظاتش یکی از دوستانش می گوید

محمد حسن به سختی حرف می زد و می گفت:

می خواهم چیزهایی بگویم در کاغذی بنویس و به مادرم بده و هنوز

 آن کاغذ موجود است سخنانی که همیشه دل مادرم را آتش می زد .

وصیت کرده بود که در شهر مرند در باغ رضوان نزدیکی یکی از دوستانش

 به اسم میر التفات موسوی دفنش کنند که متاسفانه وصیتش به موقع

دست ما نرسيد و وقتی که پیکرش را در روستایمان دفن کردیم به ما

اطلاع دادند و این امر همیشه چون زخمی بر قلبمان هست بر قلب

 پدر و مادرم ،بر قلب برادران و دوستانش که چرا به وصیتش عمل نشد.

البته لازم به ذكر است كه از بنياد شهيد مرند گله اي داشته باشم

 كه چرا شهادت برادرمان را به ما اطلاع نداده بودند و بدون هيچ اطلاعي

 برادرما را تشييع كردند و چرا به وصيت ايشان عمل نكردند.

 پدر و مادر همیشه ناراحت این امر بودند و با این ناراحتی و غم از دنیا رفتند .

امیدوارم درآن دنیا با فرزندشان محمد حسن در بهشت باشند روح همه 

 شهیدان شاد و روانشان همیشه در خاطرات زنده باد



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:30 | نویسنده : علی غفاری |
نرخ های جدید  کرایه سواری های شخصی روستایی  شهرستان مرند که بین 20  تا 30 درصد افزایش نشان می دهد

ردیف نام روستا سواری شخصی             ردیف نام روستا سواری شخصی
کرایه قبلی کرایه فعلی افزایش به ریال کرایه قبلی کرایه فعلی افزایش به ریال
1 اردکلو 1500 1950 450 42 دیده بان 2500 3250 750
2 اسداغی 4000 5200 1200 43 دیزج علیا 1500 1950 450
3 النجق 10000 13000 3000 44 سیوان 10000 13000 3000
4 جواش 3000 3900 900 45 شوردرق 5000 6500 1500
5 دوگیجان 10000 13000 3000 46 عیش آباد 5000 6500 1500
6 زرغان 7000 9100 2100 47 کندلج 2000 2600 600
7 نوجه ده درق 10000 13000 3000 48 گلجار 5000 6500 1500
8 ابرغان 4000 5200 1200 49 محبوب آباد 4000 5200 1200
9 بنگین 2000 2600 600 50 ملایوسف 2000 2600 600
10 دولت آباد 2000 2600 600 51 اویندین 50000 65000 15000
11 ساری تپه 3000 3900 900 52 بابره علیا 7000 9100 2100
12 کوهناب 10000 13000 3000 53 بابره سفلی 7000 9100 2100
13 نوجه ده شیخلر 10000 13000 3000 54 دارانداش 25000 32500 7500
14 هوجقان 2000 2600 600 55 قره تپه 5000 6500 1500
15 تازه کند آخوند 3000 3900 900 56 میاب 10000 13000 3000
16 چرچر به زنوز 3000 3900 900 57 میزاب 12000 15600 3600
17 درق به زنوز 2000 2600 600 58 هاویستین 25000 32500 7500
18 زمهریر 10000 13000 3000 59 هرزند جدید 7000 9100 2100
19 زنوزق 10000 13000 3000 60 هرزند عتیق 10000 13000 3000
20 کوه کمر 20000 26000 6000 61 چایکسن 20000 26000 6000
21 ارسی 5000 6500 1500 62 دیزج قربان 10000 13000 3000
22 ارلان 10000 13000 3000 63 زال 10000 13000 3000
23 ایلات یالقوز آغاج 3000 3900 900 64 عریات تپه 8000 10400 2400
24 یالقوز آغاج 3000 3900 900 65 قره بللاغ 8000 10400 2400
25 جامع بزرگ 5000 6500 1500 66 کراب 10000 13000 3000
26 درویش محمد 5000 6500 1500 67 گلین قیه 8000 10400 2400
27 دیزج حسین بیگ 4000 5200 1200 68 شهر یامچی 4000 5250 1250
28 باغلار ارلان 10000 13000 3000 69 گلعذار 7500 7500 ------
29 زنجیره 10000 13000 3000 70 اربطان 3000 3500 500
30 سرخه 10000 13000 3000 71 فارفار 4000 5000 1000
31 سوید لو 20000 26000 6000 72 باروج 4000 5000 1000
32 قاپلوق 10000 13000 3000 73

لیوار پایین

 

5000 6500 1500
33 قراجه فیض الله 5000 6500 1500 74 مرکید 5000 6500 1500
34 قراجه محمد 5000 6500 1500 75 گله بان 6000 7500 1500
35 قرمزی قشلاق 7000 9100 2100 76 قمیش آغل 10000 12000 2000
36 نورآباد 20000 26000 6000 77 یکان علیا 10000 13000 3000
37 وانلوجق 5000 6500 1500 78 یکان سعدی 20000 20000 -----
38 انامق 3000 3900 900 79 یکان کهریز 10000 13000 3000
39 بهرام 2000 2600 600 80        
40 پیام 4000 5200 1200 81        
41 پیربالا 6000 7800 1800 82        


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:20 | نویسنده : علی غفاری |
k2zb12jffrzleow78dd1.jpg

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:12 | نویسنده : علی غفاری |
h62t97jw918mgmom9p.jpg

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:12 | نویسنده : علی غفاری |
wj2vd29e00n28k5rs0dx.jpg

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:11 | نویسنده : علی غفاری |
xffzvke09u30ydjrsd3a.jpg

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:11 | نویسنده : علی غفاری |
je4n2vhvhl9m229r8u6.jpg

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:10 | نویسنده : علی غفاری |
3se8jn5cn9y2dh3khmwl.jpg

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:10 | نویسنده : علی غفاری |
pngoapkbv8ewg6jwdg3q.jpg

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:10 | نویسنده : علی غفاری |

زمين‌ شناسي‌‌ موقعيت‌ منطقه‌: منطقه‌ جلفا در شمال‌ باختري‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و مختصات‌ جغرافياي‌ آن‌ 40 درجه‌ و 10 دقيقه‌ تا 49درجه‌ و 30 دقيقه‌ طول‌ شرفي‌ و 38 درجه‌ و 20 دقيقه‌ تا 39 درجه‌ و 50 دقيقه‌ عرضي‌ شمالي‌ است‌.وسعت‌ منطقه‌ در حدود 1100 كيلومتر مربع‌ بوده‌ و از طرف‌ شمال‌ به‌ جمهوريهاي‌ نخجوان‌ و ارمنستان‌ واز جنوب‌ به‌ هرزندات‌ و از غرب‌ به‌ خوي‌ و ماكو و از شرق‌ به‌ اهر و كليبر منتهي‌ ميگردد. اكثر مناطق‌ اين‌شهرستان‌ به‌ استثناي‌ قسمت‌ جلفا و گلفرج‌ و هاديشهر كوهستاني‌ بوده‌ و بلندترين‌ قله‌ در ارتفاعات‌ آن‌مربوط به‌ كوه‌ كيامكي‌ 3347 متر از سطح‌ دريا در سمت‌ شمال‌ شرقي‌ شهرستان‌ جلفاقرار گرفته‌ است‌.ميزان‌ بارندگي‌ در ارتفاعات‌ هاديشهر و شرق‌ منطقه‌ بيشتر از ساير مناطق‌ بوده‌ و مناطق‌ جنگلي‌ در ناحيه‌اشتبين‌ مشاهده‌ ميشود. ژئومور فولوژي‌ با توجه‌ به‌ اينكه‌ منطقه‌ جلفا كوهستاني‌ بوده‌ و از نظر زمين‌شناسي‌ و در اثر حركات‌ تكنوتيكي‌ وكوهزايي‌ شديد، داراي‌ چين‌خوردگي‌هاي‌ زيادي‌ ميباشد. جابجايي‌ و شكستگيهاي‌ بزرگي‌ در اين‌ ناحيه‌بوجود آمده‌ و رخنمون‌ قديمي‌ترين‌ سنگها را از پركامبرين‌ تا جديدترين‌ آنها مربوط به‌ فعاليت‌ ماگمائي‌در كواترنر است‌. در سطح‌ زمين‌شناسي‌ نشان‌ ميدهد گابروگرافيت‌ و ماسه‌ سنگهاي‌ درونين‌ يا آهكهاي‌برمين‌ در اطراف‌ سمت‌ جلفا و هاديشهر و آهكهاي‌ كرتاسه‌ و ولكانيكهاي‌ دوران‌ سوم‌ كه‌ در نقاط مختلف‌اين‌ منطقه‌ دره‌هاي‌ بسيار عميقي‌ وطويلي‌ را به‌ وجود آورده‌ است‌ واين‌ ارتفاعات‌ پوشش‌ نيمه‌ جنگلي‌هستند. مسير رودخانه‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌ بوده‌ و ميزان‌ فرسايش‌ آنها در مسيرهاي‌ سازنده‌هاي‌ مختلف‌بوده‌ معمولا در اكثر نقاط جهت‌ جريان‌ رودخانه‌ عمود بر امتداد طول‌ ميباشد كمتر است‌. و در اين‌ حالت‌ميزان‌ فرسايش‌ آن‌ نسبت‌ به‌ مناطق‌ كه‌ در امتداد طبقات‌ ميباشد كمتر است‌ اغلب‌ رودخانه‌ پس‌ از ورود به‌دشتها قشر ضخيمي‌ از آبرفت‌ دارد ابتداي‌ ورودي‌ و دشتها ته‌نشين‌ نموده‌اند مانند رودخانه‌ دره‌ ديز كه‌ دردشت‌ جلفا اراضي‌ نسبتٹ وسيعي‌ را با شيب‌ ملايم‌ در جنوب‌ جلفا بوجود آورده‌ است‌. سازند اردونين‌ سازند اردونين‌ كه‌ شيل‌ سبز رنگ‌ همراه‌ با ماسه‌ سنگ‌ كه‌ بصورت‌ بين‌ لايه‌هاي‌ تشكيل‌ شده‌ در جنوب‌دشت‌ هاديشهر و در ابتداي‌ رودخانه‌ دره‌ ديز رخنمون‌ دارد. نفوذپذيري‌ اين‌ سنگها كم‌ ولي‌ در اثرفرسايش‌ آبرفت‌ ضخيم‌ لايه‌اي‌ در پاي‌ ارتفاعات‌ بوجود آورده‌ است‌. سازند پرمين‌ از سنگ‌ آهك‌ برنگ‌ خاكستري‌ تيره‌ آهك‌ مارني‌ برنگ‌ قرمز در بخش‌ فوقاني‌ از شيل‌ تشكيل‌ شده‌ وضخامت‌ لايه‌هاي‌ آهكي‌ متوسط و در كوه‌ علي‌ باشي‌ در غرب‌ جلفا در كنار رودخانه‌ ارس‌ در گستره‌بسيار وسيع‌ گسترده‌ شده‌ است‌. سازند ترياس‌ در گذرگاه‌ دره‌ ديز بطرف‌ مرند در دو طرف‌ جاده‌ آهك‌ و دولوميتهاي‌ ضخيم‌ ترياس‌ منطقه‌ وسيعي‌ راپوشانيده‌ رسوبات‌ ترياس‌ در اطراف‌ دره‌ ديز شديدٹتكتونيزه‌ بوده‌ داراي‌ گلسهاي‌ طويل‌ و شكستگيهاي‌فراواني‌ در سطح‌ ميباشد. قابليت‌ نفوذ آنها بسيار زياد همراه‌ با رسوبات‌ مخروطه‌ افكنه‌ در دره‌ ديز درتغذيه‌ سفرهاي‌ منطقه‌ هاديشهر حائز اهميت‌ ميباشد. سنوزوئيك‌ پالئوسن‌ شامل‌ ماسه‌ سنگ‌-آهك‌ ماسه‌اي‌ بين‌ لايه‌هاي‌ مارن‌ و شيل‌ است‌ كه‌ در اطراف‌ كوه‌ كيامكي‌ درمسير جاده‌ داران‌ به‌ سيه‌ رود رخنمون‌ دارد. ائوسن‌ در قسمت‌ زيرين‌ از كنگومراي‌ رابا آهك‌ ماسه‌اي‌ فولوميت‌ دار بصورت‌ لايه‌اي‌ و در قسمت‌ مياني‌ ازمارن‌ و آهك‌ رنگهاي‌ سبز و قرمز و ماسه‌ سنگ‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. تپه‌هاي‌ بخش‌ مركزي‌ جلفا از اين‌ نوع‌رسوبات‌ بوده‌ كه‌ بين‌ رسوبات‌ مارني‌ آن‌ لايه‌هاي‌ گچ‌ و نمك‌نيز وجود دارد. در مسير جاده‌ جلفا به‌سيلگرد و در اطراف‌ روستاي‌ حق‌ ورودي‌ آباد (شاهمار) و شجاع‌ اين‌ رسوبات‌ بصورت‌ تپه‌ ماهوروجوددارد. پليوسن‌ از گدازه‌هاي‌ آندريتي‌ و كنكومرائي‌ نيمه‌ سخت‌ تشكيل‌ شده‌ كه‌ در تپه‌هاي‌ شمال‌ هاديشهر و بخشي‌از زمينهاي‌ جنوب‌ شرقي‌ كوه‌ اوج‌ تپه‌ در شرق‌ جلفا وجود دارد. كواترنر سنگهاي‌ اين‌ دوره‌ عمدتٹ از رسوبات‌ جوان‌ و سنگهاي‌ ولكانيكي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. بشرح‌ زيراست‌. تراورتن‌ها محصولات‌ چشمه‌هاي‌ آهكي‌ است‌ كه‌ از طبقات‌ نازك‌ آهكي‌ برنگ‌ سفيد يا زرد متخلخل‌ تشكيل‌شده‌ و لايه‌هاي‌ پايين‌ آنها گاهي‌ حالت‌ برشي‌ دارند. و توسط سيمان‌ آهكي‌ مجددٹ به‌ يكديگر جوش‌خورده‌ است‌. و در مسير جاده‌ جلفا- مرند بعد از گذرگاه‌ دره‌ ديز با ضخامت‌ كم‌ رخمنون‌ دارد. تراسها بلندترين‌ پادگانه‌ بلندي‌ كه‌ اغلب‌ از كنگومراي‌ نيمه‌ سخت‌ تشكيل‌ شده‌ و بطرف‌ دگرشيب‌ بر روي‌سازندهاي‌ قديمي‌ قرار گرفته‌ است‌. سيمان‌ بندي‌ اين‌ طبقات‌ ضعيف‌ و نوع‌ عناصر آن‌ نسبت‌ به‌ موقعيت‌آنها تعييرميكند اندازه‌ عناصر از صد سانتي‌متر و حتي‌ قطعات‌ بزرگ‌ نيز تعييرمي‌نمايد. رنگ‌ آنها قرمزبوده‌ از اطراف‌ دشت‌ جلفا مسير دره‌هاي‌ كوه‌ علي‌ باشي‌ و مناطق‌ ديگر بصورت‌ گسترده‌ رخنمون‌ دارد.1 كوههاي‌ مهم‌ شهرستان‌ جلفا  دره‌ ديز كوهستان‌ و معبر دره‌ ديز در شمال‌ شهرستان‌ مرند و جنوب‌ جلفا واقع‌ شده‌ است‌. دره‌ ديز كوهستاني‌بلند و صخره‌اي‌ است‌ كه‌ در جهت‌ شرقي‌ غربي‌ كشيده‌ شده‌است‌ و دنباله‌ كوههاي‌ شمالي‌ آذربايجان‌ درمسير جاده‌ ارتباطي‌ تبريز ـ مرند به‌ شوروي‌ است‌. معبر دره‌ ديز يكي‌ از ارتفاعات‌ صعب‌العبور آذربايجان‌شرقي‌ است‌. كوهستان‌ دره‌ ديز بوسيله‌ رودخانه‌ دره‌ ديز بريده‌ شده‌ و اين‌ رودخانه‌ آبهاي‌ كوهستان‌ مزبوررا در مسير جنوبي‌ ـ شمالي‌ به‌ رود مرزي‌ ارس‌ هدايت‌ مي‌كند. در داخل‌ اي‌ كوهستان‌ معبر مهم‌ و قابل‌ توجهي‌ بناشده‌ كه‌ تنها راه‌ وصول‌ به‌ جلفا و كناره‌ رودخانه‌ارس‌ است‌ از كمركش‌ كوهستان‌ دره‌ ديز راه‌ آهن‌ تبريز به‌ جلفا و شوروي‌ سابق‌ و از كناره‌ دره‌ رودخانه‌ دره‌ديز راه‌ شوسه‌ تبريز به‌ جلفا مي‌گذرد. از دره‌ ديز به‌ طرف‌ شهرستان‌ هاديشهر )علمدار گرگر( كوههاي‌قاري‌ قيز)پير دختر( قرار گرفته‌ و تا حدود دهستان‌ هرزندات‌ عتيق‌ كشيده‌ شده‌ است‌ كه‌ ارتفاع‌ آن‌ تقريبادر حدود 2609 متر مي‌باشد. معبر معروف‌ جولاه‌ در مدخل‌ ارتفاعات‌ دره‌ ديز نزديكترين‌ راه‌ ارتباطي‌ داخل‌ فلات‌ ايران‌ به‌ سوي‌اران‌ و ارمنستان‌ بوده‌ و اين‌ راه‌ تاريخي‌ همواره‌ مود استفاده‌ سلاطيني‌ چون‌ شاه‌ اسماعيل‌، عباس‌ ميرزا ـنادرشاه‌ و فتحعلي‌شاه‌ بوده‌ است‌.2 قلعه‌ كوه‌ ( گچي‌ قالاسي‌) قلعه‌ كوه‌ تنها كوه‌ منفرد شهرستان‌ جلفا مي‌باشد كه‌ به‌ ارتفاع‌ 2050 متري‌ در 500 متري‌ جنوب‌ شرقي‌شهر جلفا واقع‌ شده‌ است‌ كه‌ نماي‌ زيباي‌ آن‌ از طرف‌ دهستان‌ شجاع‌ به‌ شكل‌ مخروطي‌ يا كله‌ قندي‌ بوده‌كه‌ نگاه‌ هر بيننده‌اي‌ را به‌ خود جلب‌ مي‌نمايد. اين‌ كوه‌ از نظر معادن‌ مخصوصٹ مرمر مد نظر در كشوربوده‌ كه‌ مرمر سفيد رنگ‌ آن‌ به‌ كشورهاي‌ خارجي‌ صادر مي‌گردد. قلعه‌ كوه‌ بين‌ دو كوه‌ زنجيره‌اي‌ كيامكي‌داغ‌ و قفقاز كوچك‌ واقع‌ شده‌ است‌. به‌ علت‌ نداشتن‌ حوزه‌ آبگير دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ آن‌ داراي‌ يك‌ چشمه‌ خيلي‌ ناچيز با شوري‌ بسيارزيادي‌ بوده‌ كه‌ فاقد آب‌ مي‌باشد اما دامنه‌ شمالي‌ آن‌ داراي‌ چند چشمه‌ فصلي‌ با آب‌ شيرين‌ بوده‌ كه‌ قانع‌كننده‌ حيوانات‌ منطقه‌ مي‌باشد. كيامكي‌(كامچي‌)3 در شمال‌ غرب‌ آذربايجان‌شرقي‌ بلندترين‌ كوه‌ منطقه‌ هاديشهر به‌ ارتفاع‌ 3400 متر بنام‌ كيامكي‌ قدبرافراشته‌ است‌. در جنوب‌ اين‌ كوه‌ شهر زنوز در شمالش‌ شهر هاديشهر و در شرقش‌ دهستان‌ ديزمار و درغربش‌ كوهستان‌ دره‌ ديز واقع‌ شده‌اند. جاده‌ ترانزيتي‌ تبريز ـ مرند ـ جلفا و راه‌ آهن‌ برقي‌ تبريز ـ جلفا ازغرب‌ كوهستان‌ مي‌گذرد. به‌ علت‌ آب‌ و هواي‌ مساعد كوهستاني‌ و برف‌ و باران‌ كافي‌ و مراتع‌ وچمنزارهاي‌ سرسبز و خرم‌، روستاها و آباديهاي‌ چندي‌ نظير هرزند جديد ـ هرزند عتيق‌ ـ مياب‌ ـهاوستين‌ ـ قشلاق‌ ـ الوان‌ ـ زنوزق‌ ـ ايري‌ در دامنه‌ها و دره‌هاي‌ اين‌ كوه‌ بنا شده‌اند. كيامكي‌ در جهت‌شمال‌ شرقي‌ و جنوب‌ غربي‌ تا كناره‌ دره‌ ارس‌ كشيده‌ شده‌ است‌. اين‌ كوه‌ برفگير 9 ماه‌ از سال‌ پوشيده‌ ازبرف‌ است‌ و مهم‌ترين‌ منبع‌ تغذيه‌ رودهاي‌ پرآبي‌ نظير ايري‌ چاي‌ ـ گيليان‌ چاي‌ ـ گلوچاي‌ كه‌ همگي‌ به‌رود ارس‌ مي‌ريزند. كوه‌ كيامكي‌ به‌ وسعت‌ 84400 هكتار منطقه‌اي‌ است‌ استپي‌ كه‌ سراسر بخش‌ شمالي‌ آن‌ را مرز ايران‌ وشوروي‌ سابق‌ تشكيل‌ مي‌دهد. اگرچه‌ سراسر طول‌ مرز در اين‌ ناحيه‌ جزو نواحي‌ گرمسيري‌ محسوب‌مي‌شود ولي‌ اين‌ منطقه‌ را بطور كلي‌ مي‌توان‌ ييلاقي‌ قلمداد كرد. اكثر ارتفاعات‌ كيامكي‌ استپي‌ و داراي‌ تپه‌ ماهورهاي‌ بلند است‌ مراتع‌ ميان‌ بند آن‌ را درمنه‌ و در كنارآن‌ علفهاي‌ مرتعي‌ پوشانده‌ است‌. و در مراتع‌ بالاي‌ آن‌ جوامعي‌ از انواع‌ گون‌ و ساير گونه‌هاي‌ بالشتكي‌ به‌چشم‌ مي‌خورد. اصيل‌ترين‌ قوچهاي‌ ارمني‌ را در منطقه‌ حفاظت‌ كيامكي‌ مي‌توان‌ يافت‌. در فصل‌ تابستان‌قوچ‌ و ميشهاي‌ ناحيه‌ شرقي‌ دره‌ شام‌ در منطقه‌ حفاظت‌ شده‌ مراكان‌ (ناحيه‌اي‌ بين‌ ارس‌ و آق‌ چاي‌ درآذربايجان‌غربي‌) از طريق‌ يكانات‌ مرند به‌ منطقه‌ كيامكي‌ مي‌آيند. بهترين‌ زيستگاههاي‌ كوه‌ كيامكي‌عبارتند از كيامكي‌ داغ‌ و هرزند داغ‌ ـ قاناداغ‌ ـ آراداغ‌ ـ ويورد سعدي‌.4 كنتال‌(كمتال‌) كوهستان‌ كمتال‌ از مهم‌ترين‌ و جالب‌ترين‌ كوههاي‌ ارسباران‌ است‌. اوضاع‌ زمين‌ شناسي‌ در اين‌ منطقه‌نشان‌ مي‌دهد كه‌ فشار سه‌ آتشفشان‌ مهم‌ (سبلان‌ ـ آرارات‌ ـ سهند) در بوجود آوردن‌ آن‌ تاثير اساسي‌داشته‌ است‌. تشخيص‌ امتداد رشته‌ اصلي‌، به‌ لحاظ وجود دره‌هايي‌ از شمال‌ به‌ جنوب‌ و از مغرب‌ به‌مشرق‌ كشيده‌شده‌اند، به‌ خصوص‌ كه‌ بي‌نظمي‌ عجيبي‌ در اين‌ كوهستان‌ مشاهده‌ مي‌شود. بدين‌ جهت‌اوضاع‌ اقليمي‌ در مناطق‌ گوناگون‌ اين‌ منطقه‌ كاملا متفاوت‌ است‌. بعضي‌ قسمتها به‌ لحاظ استقرارش‌ در دره‌هاي‌ عميق‌ و دور بودن‌ از مسير بادهاي‌ شمال‌ غربي‌ ياجنوب‌ غربي‌ گرم‌ و جزو مناطق‌ حاره‌ محسوب‌ مي‌شود و بالعكس‌ ساير مناطق‌ سردسير است‌. كمتال‌ ازكوههاي‌ بلند و جالب‌ توجه‌ مابين‌ جلفا و خروانق‌ است‌. رود ارس‌ از شمال‌ به‌ خروانق‌ در دو منطقه‌روستاهاي‌ دوزال‌ و كردشت‌ در دره‌ بسيار عميقي‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ جريان‌ دارد. رود حاجيلر از جنوب‌ به‌شمال‌ در دره‌هاي‌ كوه‌ كمتال‌ بطرف‌ ارس‌ جريان‌ دارد. شيب‌ دامنه‌هاي‌ شمالي‌ اين‌ كوه‌ بسيار تند است‌ واختلاف‌ سطح‌ از 1000 تا 1500 متر در نقاطي‌ كه‌ فقط چند متر از هم‌ دورند بسيار است‌. رفت‌ و آمد مردم‌در اين‌ دامنه‌هاي‌ تند فقط از كوره‌راههاي‌ خطرناك‌ ميسر مي‌باشد. تندي‌ دامنه‌ها و صعب‌العبور بودن‌كوهستان‌ كمتال‌ اين‌ منطقه‌ را از هر حمله‌ و هجوم‌ مصؤن‌ نگه‌ داشته‌ است‌

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:8 | نویسنده : علی غفاری |
یک سوال مهم و اساسی که در خصوص تاریخچه آبیاری در منطقه جلفا یا محال تاریخی گرگر وجود دارد این است که چرا مردم منطقه به جای بهره برداری از آب رود بزرگ ارس ، به بهره برداری از آب نهر ها و جویبارهای کوچکتر و آب قناتها و چاه ها روی آورده اند.

پاسخ این سوال در گرو شناخت موقعیت جغرافیایی و وضعیت اقلیمی منطقه می باشد:
جلفا در کنار رود ارس ،در دره عمیقی ایجاد شده و دورتا دور آن را کوههای بلند ایران و قفقازیه احاطه کرده اند .رود ارس در دره ای عمیق در میان بستری ازکوه های بلند با شدت تمام از غرب به شرق جریان دارد.اما تنها مناطقی می توانند از آب رود ارس استفاده کنند که در مجاورت سد ارس واقع شده اند ؛زیرا ارس در دره عمیقی جاری است و فقط با تکنولوژی پیشرفته می توان به مناطق کشاورزی آب مورد لزوم را رساند.(فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی ،بهروز خاماچی ،ص 302) و بدین ترتیب بهر ه برداری از آب این رود در منطقه جلفا نیز امکان پذیر نبوده است.

مسئله مرزی بودن رود ارس امکان بهره برداری از آب این رود در تعدا محدودی از دشتهای کوچک مشرف به این رود را نیز غیر ممکن ساخته بود.

آب و هوای جلفا به علت محصور بودن در میان کوه های مرتفع ،در تابستان گرم و نامساعد و در زمستان معتدل است وبه علت وجود کوه های بلند ،بادهای باران آور مدیترانه ای قدرت نفوذ به این منطقه را ندارند،بنابراین جلفا از نظر پوشش گیاهی بسیار فقیر است و بیشتر استپ کوهپایه ای مخصوص مناطق گرم را دارد. (همان )

باید در نظر داشت که جلفا از گرم ترین مناطق شمال غرب کشور است و دمای هوای آن در اغلب ایام نسبت به بیشتر مناطق آذربایجان بالاتر می باشد.
همه این ها دست در دست هم داده اند و کمبود آب را به یکی از مهم ترین دغدغه های ساکنان این ناحیه مبدل ساخته اند.چیزی که با بررسی اسناد و مدارک تاریخی ، مسبوق به سابقه بودنش هویدا می گردد.
لذا جلفایی ها باید راهی برای به دست آوردن آب می یافتند و به هر طریقی که شده این مایه حیات را به کانون زندگانی خویش می کشاندند. جغرافیای منطقه راههایی نیز برای رهایی از مشکل کمبود آب در اختیار این مردم قرار داده است. این راه امید و کلید مشکل گشا چیزی نیست جز قله سترگ "کیامکی داغ ".
این قله به عنوان بلند ترین کوه منطقه جلفا به با ارتفاع 3400 متر در شمال غربی استان آذربایجان شرقی قد برافراشته است.در جنوب این کوه بخش زنوز ،در شمالش شهر هادیشهر (علمدار- گرگر) ،در شرقش دهستان دیزمار غربی و در غربش کوهستان دره دیز (دره دوز) واقع شده اند .به علت آب و هوای مساعد کوهستانی و برف و باران کافی و مراتع و چمنزارهای سبز و خرم روستاها و آبادی های چندی نظیر هرزند عتیق ،میاب ،هاوستن ،قشلاق ،الوان ،زنوزق ،علمدار و ایری و...در دامنه ها و دره های این کوه بنا شده اند این کوه برفگیر 9 ماه از سال پوشیده از برف است و مهم ترین منبع تغذیه رودهای پرآبی در این منطقه است.(همان ،ص 443)
"کیامکی داغ " که قله پوشیده از برف آن از اکثر نواحی جلفا قابل مشاهده می باشد به عنوان منبع بسیارارزشمندی در غنی سازی آب های زیر زمینی و هم چنین پرآب نمودن جویبارها و رودخانه های کوچک و بزرگ این منطقه نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. و بدین ترتیب تا حدودی مشکل کمبود آب در این منطقه حل می گردد. البته این امر نیز بدون دخالت نیروی انسانی میسر نمی گردد و این تلاش های مردم فعال و کوشای منطقه می باشد که از گذشته های دور تا کنون در جهت توسعه و مدیریت این منابع آب عمل نموده است. بی گمان حیات بسیاری از شهرها و آبادی های منطقه جلفا مدیون وجود این کوهستان پر برف می باشد.


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:6 | نویسنده : علی غفاری |

محل سد

نوع سد

نام سد

موقعيت

آذربايجان شرقي

رودخانه صوفي چاي در سه و نيم كيلومتري شمالغربي مراغه در آذزبايجان شرقي

خاكي با هسته رسي مركزي

علويان

 

پانزده كيلومتري غرب شهر اهر در استان آذربايجان شرقي  بر روي رودخانه اهر چاي

خاكي با هسته ناتراواي رسي

ستارخان - اهر

 

بيست كيلومتري جنوب غربي ميانه در استان آذربايجان غربي بر رودخانه آيدوغموش

سنگريزه اي با هسته رسي مياني نفوذ ناپذير

آيدوغموش

 

بيست كيلومتري شهر هريس در استان آذربايجان شرقي بر روي رودخانه هريس

خاكي با هسته رسي مركزي

پارام

 

چهل و سه كيلومتري شمال تبريزدر نزديكي روستاي تازه كند بر روي رودخانه نهند

خاكي با هسته رسي مركزي

نهند

 

بيست و پنج كيلومتري شهر هشترود در استان آذربايجان شرقي بر روي رودخانه قرنقوچاي

خاكي با هسته رسي مركزي

سهند

 

 اصلاندوز مغان بر روي رودخانه ارس

خاکي

خداآفرين

 

 مغانجيق-مراغه بر روي رودخانه مغانجيق

خاکي

احمد مراغه

 

 آذرشهر بر روي رودخانه هفت چشمه

خاكي

هفت چشمه

 

 مرند بر روي رودخانه بابره

خاكي

هرزند عتيق

 

ورزقان بر روي رودخانه ورزقان چاي

خاكي

ورزقان

 

 سراب بر روي رودخانه وانق عليا

خاكي

وانق عليا

 

 ميانه بر روي يكي از آبراهه هاي محلي

خاكي

نوروز آباد

 

 ميانه بر روي رودخانه كلامرزچاي

خاكي

مونق

 

 تبريز بر روي رودخانه ملك كيان

خاكي

ملك كيان

 

 اردبيل بر روي رودخانه بالخلي

 خاكي با هسته رسي

مقدس اردبيلي

 

 ميانه بر روي رودخانه كلامرزچاي

 خاكي

ماهي آباد

 

 در منطقه اهر مواقع در آذربايجان شرقي

 خاكي

مالالار

 

 چهل كيلومتري ميانه بر روي رودخانه ديزج چاي

 خاكي

كندوان ميانه

 

 ميانه بر روي رودخانه كلامرزچاي

 خاكي

كزرج

 

 بيست كيلومتري بستان آباد بر روي رودخانه اوجانچاي

 خاكي

كرد كندي

 

 در منطقه اهر مواقع در آذربايجان شرقي

 سنگي

قزلجه

 

 مرند بر روي رودخانه هرزند چاي

 خاكي با هسته رسي

قره تپه

 

 هشترود

 خاكي با هسته رسي

قره آغاج

 

 ميانه

خاكي با هسته رسي

فراهيه

 

 سراب بر روي يكي از آبرا هه هاي محلي

 خاكي

فاضل گلي

 

 چهار كيلومتري زنوز بر روي رودخانه زنوزچاي

 خاكي با هسته رسي

زنوز

 

 ميانه

 خاكي با هسته رسي

زرنكش

 

 تبريز بر روي رودخانه اسپران چاي

 خاكي با هسته رسي

دانش اسپران

 

 ميانه بر روي رودخانه كلامرزچاي

 خاكي

جهانديز

 

 شبستر بر روي رودخانه تيل

 خاكي

تيل

 

 ميانه بر روي رودخانه گرمي چاي

 خاكي

توشمنلو

 

 پنج كيلومتري سراب بر روي رودخانه تاجيار

 خاكي

تاجيار سراب

 

 پانزده كيلومتري مرند خارج از بستر زيلبر چاي

 خاكي

بناب مرند

 

 ميانه بر روي رودخانه كلامرزچاي

 خاكي

برنليق مددخان

 

 ميانه بر روي رودخانه كلامرزچاي

 خاكي

برنليق حسين خان

 

 ميانه در حوضه آبريز سفيد رود

سنگي

ايشلنده

 

 ميانه بر روي رودخانه كلامرزچاي

 خاكي

اشنار

 

 مرند بر روي رودخانه ارلان

 خاكي

ارلان

 

 نزديك شهر مهربان برر روي رودخانه الان چاي

 خاكي

اردلان سراب

 

 پنجاه و پنج كيلومتري كليبر، خارج از بستر سلين چاي

 خاكي

ارسباران

 

 ميانه بر روي رودخانه ميانه چاي

 خاكي

آيدمير

 

 شانزده كيلومتري ميانه بر روي رودخانه تيرچاي

 خاكي

آونليق

 

 ده كيلومتري تبريز بر روي رودخانه ايوند چاي(سنخ چاي)

 خاكي

آمند

 

آذربايجان غربي

دوازده كيلومتري جنوب شهرستان ماكو بر روي رودخانه زنگمار در نزديكي روستاي بارون

خاكي با هسته رسي

 

 

دوازده كيلومتري اروميه بر روي رودخانه شهر چاي 

سنگريزه اي با هسته آب بند رسي

 

 

 بر روي رودخانه اق چي واقع در قورول سفلي

 خاکي با هسته رسي

 

 

 در قزل قشلاق در نزديکي شهر جلفا بر روي رودخانه ارس

 خاکي با هسته رسي

 

 

 يوسف کندي مهاباد بر روي رودخانه مهاباد

 سنگريزه ي با هسته خاکي

 

 

 بداولي ماکو در بازرگان بر روي رودخانه اق سو

 خاکي

 

 

 در يمن اباد در نزديکي شهر بوکان بر روي رودخانه زرينه رود

 خاکي با هسته رسي

 

 

 زولا - سلماس بر روي رودخانه زولا چي

 خاکي

 

 

 15 کيلومتري جنوب شرقي مياندواب بر روي رودخانه زرينه رود

 انحرافي

 

 

 نازلو چي اروميه بر روي رودخانه نازلو چي

 خاکي

 

 

 سي  و پنج كيلومتري مياندوآب بر روي رودخانه گلولان

 خاكي همگن

 

 

 تكاب بر روي رودخانه قوش خانه

 خاكي با هسته رسي

 

 

 نه كيلومتري ماكو خارج از بستر ساري سو

 خاكي با هسته رسي

 

 

 هفده كيلومتري اشنويه بر روي رودخانه گدار

 خاكي همگن

 

 

 بيست كيلومتري نقده خارج از بستر گدارچاي

 خاكي همگن

 

 

اردبيل

هشت كيلومتري شمالغربي شهرستان گرمي و يك و نيم كيلومتري شمال روستاي گيلارلوبا در استان اردبيل بر روي رودخانه برزند و ديزج

خاكي با هسته رسي

 

 

پنجاه و پنج كيلومتري شمالغربي اردبيل و سي پنج كيلومتري شمالشرقي مشكين شهر  بر روي رودخانه قره سو

سنگريزه اي با هسته رسي مركزي

 

 

 بر روي رودخانه ارس واقع در اصلاندوز

 انحرافي

 

 

 ملا احمد-اردبيل بر روي رودخانه قوري چي

 خاکي

 

 

 مشكين شهر بر روي رودخانه استخر كاووس گلي

 خاكي

 

 

 سي و پنج كيلومتري نمين بر روي رودخانه سقزچي

خاكي

 

 

 واقع در نمين در حوضه آبريز خزر و ارس

 خاكي با هسته رسي

 

 

 مشكين شهر خارج از بستر ارباب كندي

 خاكي با هسته رسي

 

 

 اردبيل، در حوضه آبريز خزر و ارس

 خاكي

 

 

 مشكين شهر بر روي يكي از آبراهه هاي محلي

 خاكي با هسته رسي

 

 

 پارس آباد بر روي رودخانه دره رود

 خاكي سنگريزه اي

 

 

 دوازده كيلومتري اردبيل

 خاكي

 

 

 بيست و پنج كيلومتري اردبيل بر روي رودخانه قوريچاي

 خاكي

 

 

 نمين، در حوشه آبريز خزر و ارس

 خاكي با هسته رسي

 

 

بيست و سه كيلومتري مشكين شهر بر روي بركه طاوس گلي

 خاكي

 

 

 بيست و دو كيلومتري مشكين شهر خارج از بستر قره سو

 خاكي با هسته رسي

 

 

 هفت كيلومتري اردبيل بر روي رودخانه قوريچاي

 خاكي با هسته رسي

 

 

 سي و هشت كيلومتري اردبيل خارج از بستر شريف بيگلو

 خاكي با هسته رسي

 

 

 نزديك شهر كوثر، در حوشه آبريز خزر و ارس

 خاكي

 

 

 بيست و پنج كيلومتري كوثر بر روي رودخانه ليكوان

 خاكي

 

 

 هشترود بر روي خانه شورچاي

 خاكي

 

 

 سي و پنج كيلومتري اردبيل بر رودخانه قره سو

 خاكي

 

 

 نزديك كوثر بر روي رودخانه هريس

 سنگي

 

 

 بيست و پنج كيلومتري اردبيل بر روي رودخانه بالخلي چاي

 خاكي با هسته رسي

 

 

اصفهان

سي كيلومتري سميرم و صدو نود كيلومتري جنوب شرقي اصفهان بر روي رودخانه حنا

خاكي با هسته رسي

 

 

گلپايگان بر روي رودخانه گلپايگان

خاكي - سنگريزه اي

 

 

شهر كرد بر روي رودخانه زاينده رود

بتني قوسي

 

 

 اصفهان بر روي زينده رود

 سد انحرافي بتني

 

 

 30 کيلومتري جنوب اصفهان بر روي زينده رود

 انحرافي - بتني

 

 

 بر روي زينده رود اصفهان

 مصالح بنيي

 

 

 خوانسار بر روي رودخانه خوانسار

 بتني وزني

 

 

 هجده كيلومتري تيران بر روي رودخانه چشمه مرغاب

 خاكي با هسته رسي

 

 

 كاشان بر روي رودخانه قمصر بن رود

 خاكي با هسته رسي

 

 

ايلام

 25 کيلومتري جنوب يلام بر روي رودخانه چم گردلان

 بتني قوسي

 

 

مهران- پاسگاه رضا اباد بر روي رودخانه گنجانچم

بتني

 

 

 ايلام بر روي رودخانه سيمره

 بتني دو قوسي

 

 

بوشهر

 بر روي رودخانه دالکي واقع در دالکي

 بتني - وزني

 

 

 بر روي رودخانه شاپور واقع در شبانکاره

 بتني - وزني

 

 

 بر روي رودخانه جره شاپور در برازجان

 بتني قوسي

 

 

تهران

كيلومتر بيست و سه جاده كرج-چالوس و شصت و سه كيلومتري شمار غرب تهران  بر روي رودخانه كرج در نزديكي روستاي واريان

بتني دو قوسي

 

 

سي و پنج كيلومتري شمال شرقي تهران بر روي رودخانه جاجرود

بتني وزني پايه دار

 

 

 بر روي رودخانه کردان واقع در جلگه دار

 انحرافي - بتني

 

 

 بر روي رودخانه جاجرود در بنکوه-کبود گنبد

 انحرافي - بتني

 

 

 چهل و پنج كيلومتري تهران بر روي رودخانه جاجرود

 خاكي با هسته رسي

 

 

چهارمحال و بختياري

صدو هشتاد كيلومتري جنوب غربي شهر كرد در استان چهارمحال و بختياري بر روي رودخانه كارون

بتني قوسي وزني

 

 

 بر روي رودخانه چشمه کلنچين در کوهرنگ

 بتني - وزني

 

 

 بر روي رودخانه شيخ عليخان در کوهرنگ

 بتني - وزني

 

 

 بر روي رودخانه چشمه ماربران در کوهرنگ

 بتني - وزني

 

 

 بر روي رودخانه کوهرنگ در کوهرنگ

 خاکي

 

 

 بروجن بر روي رودخانه گندمان

 خاکي

 

 

 بعد از تقاطع سولکان و اق بلاغ بر روي رودخانه سولکان

 خاکي با هسته رسي

 

 

 بر روي رودخانه شيخ عليخان در چهلگرد

انحرافي

 

 

زاينده رود ، به عنوان بزرگ ترين و مهم ترين رودخانه مركزي ايران از زردكوه واقع در سلسله جبال زاگرس سرچشمه گرفته و پس از گذشتن از سمت غرب، به طرف اصفهان جريان يافته و به مرداب گاوخوني در جنوب يزد مي پيوندد.

تونل آب بر سد کوهرنگ

 

 

 هشت كيلومتري ناغان بر روي رودخانه سولغان

 خاكي

 

 

 هفت كيلومتري بروجن بر روي رودخانه فرادنبه

 خاكي با هسته رسي

 

 

خراسان جنوبي

 بيست كيلومتري نهبندان بر روي رودخانه تلخ رود

 خاكي با هسته رسي

 

 

 هشتاد و پنج كيلومتري قائن بر روي رودخانه مهرك

 خاكي با هسته رسي

 

 بيرجند بر روي رودخانه چهكند

 خاكي با هسته رسي

 

 قائن بر روي رودخانه بيهود

 سنگريزه اي

 

خراسان رضوي

بيست و پنج كيلومتري تربت حيدريه بر روي روخانه كال سالار

خاكي-سنگريزه اي با هسته رسي

 

 

چهل كيلومتري شمال مشهد بر روي رودخانه كارده

بتني دو قوسي

 

 

بيست و پنج كيلومتري جنوب شرقي شهرستان مشهد

بتني دو قوسي

 

 

 20 کيلومتري جنوب تربت جام بر روي رودخانه احمد اباد

 خاکي با هسته رسي

 

 

 20 کيلومتري شمال نيشابور بر روي رودخانه بار

 خاکي با هسته رسي

 

 

 نزديکي مشهد

 سنگ و ساروج

 

 

 نزديک کاشمر بر روي رودخانه شش طراز

 سنگ و ساروج

 

 

 نزديک مشهد

 مصالح بنيي

 

 

 نزديک فريمان

 سنگ و ساروج

 

 

 استان خراسان

 مصالح بنيي

 

 

 شمال مشهد

 سنگ و ساروج

 

 

 تبرک اباد بر روي خانه تبرک

 خاکي همگن

 

 

 بر روي رودخانه هريرود در منطقه پل خاتون

 خاکي

 

 

 فريزي مشهد بر روي رودخانه فريزي

 خاکي

 

 

 بر روي روخانه فريمان در فريمان

 خاکي با هسته رسي

 

 

 24 كيلومتري شمال تربت حيدريه بر روي رودخانه کال سالار

 خاکي با هسته رسي

 

 

  36 كيلومتري جنوب شرقي تربت جام بر روي رودخانه روس

 خاکي با هسته رسي

 

 

 30 ميلومتري شمال شرقي مشهدبر روي رودخانه ماهنساء - شاخه کشفرود

 خاکي با هسته رسي قائم

 

 

 شصت و پنج كيلومتري تايباد بر روي رودخانه استاي شاخه جام رود

 سنگي - بتني

 

 

 بيست و پنج كيلومتري گلمكان بر روي رودخانه اسجيل

 خاكي با هسته رسي

 

 

 بيست و دو كيلومتري فردوس بر روي رودخانه برون

 خاكي با هسته رسي

 

 

 بيست و هفت كيلومتري بجستان  بر روي رودخانه بقچير

 سنگي بتني

 

 

 پانزده كيلومتري مشهد بر روي رودخانه هاي چالي دره طرقبه  و جاغرق

 خاكي با هسته رسي

 

 

 ده كيلومتري فاروج بر روي رودخانه چري

 خاكي با هسته رسي

 

 

 هفتاد . پنج كيلومتري سرخس بر روي رودخانه هريررود

 خاكي

 

 

 سي و يك كيلومتري چناران بر روي رودخانه خرم دره

 خاكي با هسته رسي

 

 

 پنجاه كيلومتري كلات بر روي رودخانه زاوين

 بتني وزني

 

 

 سي و پنج كيلومتري خواف بر روي رودخانه سده

 خاكي با هسته رسي

 

 

 هشتاد كيلومتري سبزوار بر روي رودخانه سنگرد

 خاكي با هسته رسي

 

 

 پانزده كيلومتري فردوس بر روي رودخانه زو

 خاكي

 

 

 ده كيلومتري رشخوار  بر روي رودخانه نوق

 خاكي با هسته رسي

 

 

 پانزده كيلومتري باخزر بر روي رودخانه اشتوان

 خاكي

 

 

 هشتاد كيلومتري تربيت حيدريه بر روي رودخانه ساق (شهيد سيدآبادي)

 خاكي با هسته رسي

 

 

 155 كيلومتري صالح آباد بر روي رودخانه كالكراب

 سنگريزه اي

 

 

 گناباد بر روي رودخانه كاخك

 خاكي با هسته رسي

 

 

 98 كيلومتري سبزوار بر روي رودخانه كمايستان

 بتني وزني

 

 

 چهار كيلومتري كاشمر بر روي رودخانه هاي شش تراز و رود شور

 خاكي

 

 

 بجستان بر روي رودخانه نوبهار

 خاكي با هسته رسي

 

 

 95 كيلومتري سبزوار بر  روي رودخانه يام

 خاكي با هسته رسي

 

 

 نيشابور بر روي رودخانه ينگجه

 خاكي با هسته رسي

 

 

 نزديك فردوي بر روي رودخانه ني باز

 خاكي با هسته رسي

 

 

 چهل كيلومتري تربت حيدريه بر روي رودخانه خوش دره قلعه جوق

 خاكي با هسته رسي

 

 

 سي كيلومتري فردوس بر روي رودخانه كال سبز كاخك

خاكي با هسته رسي

 

 

 گناباد بر روي رودخانه روچي

 سنگريزه اي

 

 

 قائن بر روي رودخانه نوده

خاكي با هسته رسي

 

 

 بجستان بر روي رودخانه درزاب

خاكي با هسته رسي

 

 

 فردوس (بشرويه) بر روي رودخانه انتوي

خاكي با هسته رسي

 

 

 كلات بر روي رودخانه آبخور

خاكي با هسته رسي

 

 

خراسان شمالي

 بارزو  بر روي رودخانه قلجق

بتني دو قوسي

 

 

 اسفرين بر روي رودخانه بيدواز

 خاکي

 

 

 بر روي رودخانه سيروان در گردلان

 بتني قوسي

 

 

 بيست كيلومتري شيروان بر روي رودخانه شورك

 سنگريزه اي

 

 

65 كيلومتري بجنورد بر روي رودخانه شيرين دره

خاكي با هسته رسي

 

 

خوزستان

رودخانه كرخه

خاكي با هسته رسي

 

 

بر روي رودخانه كارون واقع در بيست و شش كيلومتري پايين دست سد كارون يك -شهيد عباسپور

بتني

 

 

نوزده كيلومتري شمال شرقي بهبهان واقع در استان خوزستان بر روي 

سنگريزه اي با هسته رسي

 

 

بيست و هشت كيلومتري شرق شهر ايذه در استان خوزستان بر روي رودخانه كارون

بتني دو قوسي

 

 

پنجاه و پنج كيلومتري شمال شرقي  مسجد سليمان در استان خوزستان بر روي رودخانه كارون 

بتني دو قوسي

 

 

بيست و پنج كيلومتري شمال دزفول در استان خوزستان بر روي رودخانه دز

بتني دو قوسي

 

 

 جنوب دزفول بر روي رودخانه شاوور

 انحرافي - بتني

 

 

 شمال بهبهان بر روي رودخانه مارون

 انحرافي - بتني

 

 

 بر روي رودخانه قره اغاج واقع در روستي کدنگ

 بتني - وزني

 

 

 شمال حميديه - بر روي رودخانه کرخه

 انحرافي

 

 

 شمال شوشتر- 4 کيلومتري شمال گتوند بر روي رودخانه کارون

 انحرافي - بتني

 

 

 نزديک شوشتر بر روي رودخانه کارون

 سنگ و ساروج

 

 

 شوشتر

 مصالح بنيي

 

 

 شوشتر بر روي رودخانه کارون

 سنگ و ساروج

 

 

 20 کيلومتري شمال شرقي رامهرمز بر روي رودخانه رود زرد

 خاکي با هسته رسي

 

 

 90 کيلومتري شمال اهواز بر روي رودخانه شاوور

 انحرافي - بتني

 

 

65 کيلومتري شمال اهواز بر روي رودخانه شاوور

انحرافي - بتني

 

 

 30 كيلومتري جنوب شرقي شوش

 كانال روباز مخزن حوضچه

 

 

 

 

 

 

 14/5 کيلومتري شمال بهبهان بر روي رودخانه مارون

 بتني دريچه دار

 

 

 بر روي رودخانه کارون واقع در تنگ بلوط

 بتني کوبيده

 

 

زنجان

 بر روي رودخانه تهم چي در زنجان

 خاکي 

 

 

 رامين زنجان بر روي رودخانه رامين قزل اوزن

 خاکي

 

 

 زنجان بر روي رودخانه سهرين

خاكي با هسته رسي

 

 

سمنان

بر روي رودخانه حبله رود واقع در پارچين-بنکوه

 بتني - وزني

 

 

 12 كيلومتري دامغان بر روي رودخانه هاي چشمه علي و دامغانرود

 خاكي سنگريزه اي

 

 

سيستان و بلوچستان

رودخانه باهو

خاكي با هسته رسي

 

 

شهر زهك در استان سيستان و بلوچستان بر روي رودخانه سيستان

سد خاكي همگن

 

 

 زهک - 27 کيلومتري زابل بر روي رودخانه سيستان

 انحرافي

 

 

 جزيمه-زابل بر روي رودخانه سيستان

 انحرافي

 

 

 بر روي رودخانه سيستان واقع در کهک

 انحرافي

 

 

 بر روي رودخانه بمپور در 12 کيلومتري غرب يرانشهر

 انحرافي

 

 

 بر روي رودخانه کاجو در زيردان پيرسهراب

 بتني غلطک کوبيده

 

 

 کهير چاه بهار بر روي رودخانه کهير

 بتني غلطک کوبيده

 

 

 بيست كيلومتري سراوان بر روي رودخانه سيميش

خاكي با هسته رسي

 

 

 140 كيلومتري چابهار بر روي رودخانه شي كلك (زنر)

 بتني وزني

 

 

فارس

روازده كيلومتري فيروزآباد در استان فارس بر روي رودخانه فيروزآباد

سنگريزه اي-خاكي با هسته رسي

 

 

ده كيلومتري غرب شهر كوار در استان فاري بر روي رودخانه قره آغاج

سنگريزه اي با رويه بتني

 

 

تنگه كارزين در نزديكي شهر قير در استان فارس بر روي رودخانه قره آغاج

بتني قوسي وزني

 

 

در نزديكي شهر مرودشت بر روي رودخانه كر

خاكي - سنگريزه اي

 

 

 شمال شرقي شيراز

سنگ  و ساروج

 

 

 جنوب شيراز

 سنگ و ساروج

 

 

 بر روي رودخانه کر در استان فارس

 سنگ و ساروج

 

 

 شمال مرودشت بر روي رودخانه سيوند

 خاکي

 

 

 سده بر روي رودخانه كر

خاكي با هسته رسي

 

 

 پنج كيلومتري ايزد خواست بر روي رودخانه رحيمي

خاكي با هسته رسي

 

 

قزوين

 بر روي رودخانه زياران واقع در زياران ابيک

 بتني - وزني

 

 

 بر روي رودخانه شاهرود در طالقان

 انحرافي - بتني

 

 

 بر روي رودخانه شاهرود- طالقان واقع در سنگبان

 خاکي با هسته رسي

 

 

قم

 نزديک قم بر روي رودخانه کبار

 سنگ و ساروج

 

 

 60 كيلومتري قم بر روي رودخانه سلمان

 بتني وزني

 

 

كردستان

سنندج بر روي رودخانه قشلاق

خاكي - سنگريزه اي

 

 

 بر روي رودخانه بانه چي در بانه

 خاکي - سنگريزه ي

 

 

 25 کيلومتري شمال کامياران بر روي رودخانه کاوه رود

 سنگريزه ي با هسته رسي

 

 

 ده كيلومتري مريوان بر روي رودخانه زريوار

خاكي با هسته رسي

 

 

كرمان

روي رودخانه هيل رود در چهل كيلومتري شمال شرقي جيرفت

بتني دو قوسي

 

 

سيرجان در استان كرمان بر روي رودخانه تنگوئيه

خاكي با هسته رسي نفوذ ناپذير

 

 

 سيرجان بر روي رودختنه لاشور

 خاكي با هسته رسي

 

 

 نزديكي شهر رابر بر روي رودخانه رابر

 خاكي با هسته رسي

 

 

كرمانشاه

 قصر شيرين-جگرلو ، بر روي رودخانه الوند

 انحرافي - سنگي

 

 

 20 کيلومتري سر پل ذهاب بر روي رودخانه الوند

 بتني

 

 

 بر روي رودخانه سيمره در محل پل امامزاده

 خاکي و سنگريزه

 

 

 15 كيلومتري سنقر بر روي رودخانه گاوه رود

 خاكي با هسته رسي

 

 

 5 كيلومتري گيلانغرب بر روي رودخانه گيلانغرب

 خاكي با هسته رسي

 

 

كهكيلويه و بويراحمد

شهرستان گچساران در استان كهكيلويه و بوير احمد بر روي رودخانه خيرآباد

بتني وزني

 

 

 15 كيلومتري ياسوج بر روي رودخانه يريكدن وچشمه آهكي

 خاكي با هسته رسي

 

 

گلستان

دوازده كيلومتري شمال شرقي گنبد كاووس در استان گلستان بر روي رودخانه گرگانرود

خاكي همگن

 

 

 الاگل - ترکمن صحرا بر روي رودخانه اترک

 خاکي

 

 

 بر روي رودخانه گرگانرود در سنگرسوار

خاکي

 

 

 شمال گنبد بر روي رودخانه اترک مرزي

 خاکي

 

 

 جنوب شرقي گرگان بر روي رودخانه سرشاخه قره سو

خاکي

 

 

 روستي گرگز بر روي رودخانه گرگانرود

 خاکي با هسته رسي

 

 

 10 كيلومتري كلاله بر روي رودخانه گرگانرود

 خاكي با هسته رسي

 

 

گيلان

منجيل بر روي رودخانه سفيد رود

بتني پشت بند دار

 

 

 بر روي رودخانه مرداب رود در سيت 1

 خاکي با هسته رسي

 

 

 بر روي رودخانه قزل اوزن در استور

 بتني دو قوسي

 

 

 5 کيلومتري راه رشت-فومن بر روي رودخانه پسيخان

 بتني - خاکي

 

 

 14 کيلومتري استانه اشرفيه بر روي رودخانه ديسام

 بتني - خاکي

 

 

 16 کيلومتري راه رشت-فومن بر روي رودخانه شاخزر

 بتني - خاکي

 

 

 بر روي رودخانه صيقلان رودبار در رشت

 انحرافي

 

 

 بر روي رودخانه پلرود در سيت 5

 سنگريزه ي با هسته رسي

 

 

 25 کيلومتري سد سفيد رود بر روي رودخانه سفيد رود

 بتني - خاکي

 

 

 حوالي سنگر - بر روي رودخانه سفيد رود

 بتني - خاکي

 

 

 بر روي رودخانه ناورود در سيت 1

 خاکي با ديواره اببند

 

 

 بر روي رودخانه شفارود در سيت 5

 سنگريزه ي با هسته رسي

 

 

لرستان

 بر روي رودخانه سفيد رود در امامزاده هاشم

 سرريز بتني

 

 

 چغلوندي لرستان بر روي رودخانه دورود

 انحرافي - بتني

 

 

 25 كيلومتري اليگودرز بر روي رودخانه اسل شاه

  خاكي با هسته رسي

 

 

 12 كيلومتري كوهدشت بر روي رودخانه هاله

 خاكي با هسته رسي

 

 

 بر روي رودخانه  رودبار در 100 كيلومتر ي جنوب اليگودرز در استان لرستان

 بتني دو قوسي

 

 

مازندران

چهل كيلومتري جنوب ساري بر روي رودخانه تجن در محل سليمان تنگه

بتني دو قوسي

 

 

چهارده كيلومتري شهرستان نور در استان مازندران بر روي رودخانه شاميرود

خاكي با هسته رسي مايل

 

 

هفتاد و پنج كيلومتري تهران و صد كيلومتري آمل بر روي رودخانه لار

خاكي با هسته رسي

 

 

سي و دو كيلومتري شرق نوشهر و هفت كيلومتري جنوب روستاي صلاح الدين كلا بر روي رودخانه كجور بهبود

خاكي با هسته مايل

 

 

قريه سيد كلا بابل در استان مازندران بر روي رودخانه سنبل رود

خاكي با هسته رسي

 

 

بيست كيلومتري جنوب شرقي قائمشهر در استان مازندران بر روي رودخانه آب تيجون

خاكي با هسته رسي

 

 

در نزديكي قائمشهر در استان مازندران بر روي رودخانه بابلرود

سنگريزه اي با هسته رسي

 

 

سي يك كيلومتري جنوب غربي بابل در استان مازندران بر روي رودخانه چليم

خاكي با هسته رسي مركزي

 

 

شصت كيلومتري شهر ساري در استان مازندران بر روي رودخانه عروس و داماد

خاكي-سنگريزه اي با هسته رسي قائم و ضخيم

 

 

 6 کيلومتري جنوب امل بر روي رودخانه هراز

 سر ريز بتني

 

 

 بر روي رودخانه تجن در ريگ چشمه

 خاکي با هسته رسي

 

 

 بر روي رودخانه تجن در ريگ چشمه

 خاکي با هسته رسي

 

 

 بر روي رودخانه نساء رود در انجيرک

 سنگريزه ي با رويه بتني

 

 

 25 کيلومتري جنوب بابل بر روي رودخانه هراز

 خاکي با هسته رسي

 

 

 20 كيلومتري رامسر بر روي رودخانه نسارود

 خاكي با هسته قيري

 

 

 محل اجراي طرح در استان مازندران در نزديكي روستاي سياه يشه در 125 كيلومتري شمال تهران و 10 كيلومتري شمال كندوان بر روي رودخانه چالوس مي باشد

 سنگريزه اي با روكش بتني

 

 

 12 كيلومتري بهشهر بر روي رودخانه التپه

 سنگي

 

 

مركزي

تنگه وفرقان - بيست و پنج كيلومتري شهر ساوه بر روي رودخانه قره چاي

بتني دو قوسي

 

 

دوازده كيلومتري شمال دليجان بر روي رودخانه قم رود

خاكي غير همگن با هسته رسي

 

 

 بر روي رودخانه گلپيگان واقع در گلپيگان

 انحرافي - بتني

 

 

 كيلومتر 37 ساوه

 مصالح بنيي

 

 

 12 کيلومتري جنوب گلپيگان بر روي رودخانه قمرود

 خاکي با پوشش بتني

 

 

 اراك بر روي رودخانه ساروق

 خاكي با هسته رسي

 

 

 5 كيلومتري آشتيان بر روي مسيل آشتيان (آهو)

 خاكي با هسته رسي

 

 

 اراك بر روي رودخانه جيريا (شاخه قره چاي)

 خاكي با هسته رسي

 

 

 خمين بر روي مسيل آشيانه

 خاكي با هسته رسي

 

 

هرمزگان

ردوخانه ميناب

پشت بند دار

 

 

 شميل - بندر عباس بر روي رودخانه شميل

 خاکي

 

 

 60 كيلومتري جاسك بر روي رودخانه جگين

 بتني وزني

 

 

همدان

 بر روي رودخانه آبشينه مهرآباد در همدان

خاکي

 

 

 يالفان همدان بر روي رودخانه ابشينه

 بتني پيه دار

 

 

 40 كيلومتري كبوترآهنگ بر روي رودخانه شيرين سو

 خاكي با هسته رسي

 

 

يزد

 نزديک طبس

 مصالح بنيي

 

 

 56 كيلومتري طبس بر روي رودخانه كريت (شهلوك)

 بتني وزني قوسي

 

 

 31 كيلومتري طبس بر روي رودخانه دره بيد

 خاكي با هسته رسي

 

 

 21 كيلومتري طبس بر روي رودخانه نهرين

 خاكي با هسته رسي

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 2:2 | نویسنده : علی غفاری |
محل سد نوع سد نام سد ردیف
آذربایجان شرقی
رودخانه صوفی چای در سه و نیم کیلومتری شمالغربی مراغه در آذزبایجان شرقی خاکی با هسته رسی مرکزی علویان  
پانزده کیلومتری غرب شهر اهر در استان آذربایجان شرقی بر روی رودخانه اهر چای خاکی با هسته ناتراوای رسی ستارخان - اهر  
بیست کیلومتری جنوب غربی میانه در استان آذربایجان غربی بر رودخانه آیدوغموش سنگریزه ای با هسته رسی میانی نفوذ ناپذیر آیدوغموش  
بیست کیلومتری شهر هریس در استان آذربایجان شرقی بر روی رودخانه هریس خاکی با هسته رسی مرکزی پارام  
چهل و سه کیلومتری شمال تبریزدر نزدیکی روستای تازه کند بر روی رودخانه نهند خاکی با هسته رسی مرکزی نهند  
بیست و پنج کیلومتری شهر هشترود در استان آذربایجان شرقی بر روی رودخانه قرنقوچای خاکی با هسته رسی مرکزی سهند  
اصلاندوز مغان بر روی رودخانه ارس خاکی خدا افرین  
مغانجیق-مراغه بر روی رودخانه مغانجیق خاکی احمد مراغه  
آذرشهر بر روی رودخانه هفت چشمه خاکی هفت چشمه  
مرند بر روی رودخانه بابره خاکی هرزند عتیق  
ورزقان بر روی رودخانه ورزقان چای خاکی ورزقان  
سراب بر روی رودخانه وانق علیا خاکی وانق علیا  
میانه بر روی یکی از آبراهه های محلی خاکی نوروز آباد  
میانه بر روی رودخانه کلامرزچای خاکی مونق  
تبریز بر روی رودخانه ملک کیان خاکی ملک کیان  
اردبیل بر روی رودخانه بالخلی خاکی با هسته رسی مقدس اردبیلی  
میانه بر روی رودخانه کلامرزچای خاکی ماهی آباد  
در منطقه اهر مواقع در آذربایجان شرقی خاکی مالالار  
چهل کیلومتری میانه بر روی رودخانه دیزج چای خاکی کندوان میانه  
میانه بر روی رودخانه کلامرزچای خاکی کزرج  
بیست کیلومتری بستان آباد بر روی رودخانه اوجانچای خاکی کرد کندی  
در منطقه اهر مواقع در آذربایجان شرقی سنگی قزلجه  
مرند بر روی رودخانه هرزند چای خاکی با هسته رسی قره تپه  
هشترود خاکی با هسته رسی قره آغاج  
میانه خاکی با هسته رسی فراهیه  
سراب بر روی یکی از آبرا هه های محلی خاکی فاضل گلی  
چهار کیلومتری زنوز بر روی رودخانه زنوزچای خاکی با هسته رسی زنوز  
میانه خاکی با هسته رسی زرنکش  
تبریز بر روی رودخانه اسپران چای خاکی با هسته رسی داش اسپران  
میانه بر روی رودخانه کلامرزچای خاکی جهاندیز  
شبستر بر روی رودخانه تیل خاکی تیل  
میانه بر روی رودخانه گرمی چای خاکی توشمنلو  
پنج کیلومتری سراب بر روی رودخانه تاجیار خاکی تاجیار سراب  
پانزده کیلومتری مرند خارج از بستر زیلبر چای خاکی بناب مرند  
میانه بر روی رودخانه کلامرزچای خاکی برنلیق مددخان  
میانه بر روی رودخانه کلامرزچای خاکی برنلیق حسین خان  
میانه در حوضه آبریز سفید رود سنگی ایشلنده  
میانه بر روی رودخانه کلامرزچای خاکی اشنار  
مرند بر روی رودخانه ارلان خاکی ارلان  
نزدیک شهر مهربان برر روی رودخانه الان چای خاکی اردلان سراب  
پنجاه و پنج کیلومتری کلیبر، خارج از بستر سلین چای خاکی ارسباران  
میانه بر روی رودخانه میانه چای خاکی آیدمیر  
شانزده کیلومتری میانه بر روی رودخانه تیرچای خاکی آونلیق  
ده کیلومتری تبریز بر روی رودخانه ایوند چای(سنخ چای) خاکی آمند  


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 1:57 | نویسنده : علی غفاری |
درياچه سدهاي استان عبارتند از: ● درياچه سد علويان، بر روي رودخانه صوفي چاي، در شمال غربي مراغه. ● درياچه سد ستارخان، بر روي اهرچاي، در 15 کيلومتري غرب اهر. ● درياچه سد آيدوغموش، بر روي رودخانه آيدوغموش، در 20 کيلومتري جنوب غربي ميانه. ● درياچه سد پارام، بر روي رودخانه هريس، در 20 کيلومتري شهر هريس. ● درياچه سد رودخانه نهند، در روستاي تازه کند، در 43 کيلومتري شمال تبريز. ● درياچه سد سهند، بر روي رودخانه قرنقوچاي، در نزديکي شهر هشترود. ● درياچه سد خداآفرين، بر روي رودخانه ارس، در اصلاندوز مغان. ● درياچه سد احمد مراغه، بر روي رودخانه مغانجيق، در مراغه. ● درياچه سد هفت چشمه، بر روي رودخانه هفت چشمه، در آذرشهر. ● درياچه سد هرزند عتيق، بر روي رودخانه بابره، در مرند. ● درياچه سد رودخانه ورزقان چاي، در ورزقان. ● درياچه سد رودخانه وانق عليا، در سراب. ● درياچه سد نوروزآباد، بر روي يکي از آبراهه هاي محلي، در ميانه. ● درياچه سد مونق، بر روي رودخانه کلامرزچاي، در ميانه. ● درياچه سد رودخانه ملک کيان، نزديک تبريز. ● درياچه سد ماهي آباد، بر روي رودخانه کلامرزچاي، در ميانه. ● درياچه سد مالالار، واقع در اهر. ● درياچه سد کندوان، بر روي رودخانه ديزج چاي، در ميانه. ● درياچه سد کزرج، بر روي رودخانه کلامرزچاي، در ميانه. ● درياچه سد کردکندي، بر روي رودخانه اوجان چاي، در 20 کيلومتري بستان آباد. ● درياچه سد قزلجه، واقع در اهر. ● درياچه سد قره تپه، بر روي رودخانه هرزند چاي، در مرند. ● درياچه سد قره آغاج، واقع در هشترود. ● درياچه سد فراهيه، واقع در ميانه. ● درياچه سد فاضل گلي، بر روي يکي از آبراهه هاي محلي، در سراب. ● درياچه سد رودخانه زنوزچاي، در زنوز. ● درياچه سد زرنکش، واقع در ميانه. ● درياچه سد داش اسپران، بر روي رودخانه اسپران چاي، در تبريز. ● درياچه سد جهانديز، بر روي رودخانه کلامرزچاي، در ميانه. ● درياچه سد رودخانه تيل، در شبستر. ● درياچه سد توشمنلو، بر روي رودخانه گرمي چاي، در ميانه. ● درياچه سد تاجيار سراب، بر روي رودخانه تاجيار، در سراب. ● درياچه سد بناب، واقع در 15 کيلومتري مرند. ● درياچه سد برنليق مددخان، بر روي رودخانه کلامرزچاي، در ميانه. ● درياچه سد برنليق حسين خان، بر روي رودخانه کلامرزچاي، در ميانه. ● درياچه اشلنده، واقع در حوضه آبريز سفيدرود در ميانه. ● درياچه سد اشنار، بر روي رودخانه کلامرزچاي، در ميانه. ● درياچه سد اشنار، بر روي رودخانه کلامرزچاي، در ميانه. ● درياچه سد ارلان، بر روي رودخانه ارلان، در مرند. ● درياچه سد اردلان سراب، بر روي رودخانه الان چاي، در مهربان. ● درياچه سد ارسباران، واقع در 55 کيلومتري کليبر. ● درياچه سد آيدمير، بر روي رودخانه ميانه چاي، در ميانه. ● درياچه سد آونليق، بر روي رودخانه تيرچاي، در ميانه. ● درياچه سد آمند، بر روي رودخانه ايوندچاي (سنخ چاي) در تبريز. ● درياچه سد رودخانه ارس، در نزديکي شهر جلفا. ● درياچه سد خداآفرين، بر روي رودخانه ارس، در ناحيه خداآفرين.


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 1:52 | نویسنده : علی غفاری |
روستاهای هرزند عتیق، هرزند جدید، عریان تپه و قره تپه ازجمله 17 روستای تابعه شهرستان مرند است که از زمین لرزه 2/5 ریشتری 13 شهریور ماه سال جاری خسارات دیدند. حاکیست که مرکز این زلزله روستای هرزند عتیق بود که در جریان بازدید "احمد علیرضابیگی" استاندار و همراهان، اهالی آن با تجمع در مرکز روستا مراتب نارضایتی خود از امداد رسانی توسط دوایر ذی ربط را به اطلاع استاندار رساندند. همچنین اهالی سه روستای دیگر نیز به محض مشاهده خودروهای دولتی در روستا، از خانه های خود بیرون آمده و مسوولان را از مشکلات روستای خود باخبر کردند. این گزارش حاکیست ، استاندار آذربایجان شرقی که در این بازدید توسط مدیرکل بنیاد مسکن استان، رییس سازمان هلال احمر، مدیرکل دفتر استاندار و نماینده مردم مرند و جلفا همراهی می شد طی نشستی در فرمانداری مرند به بررسی راهکارهایی برای امداد رسانی فعال به این روستاها پرداخت. علیرضابیگی، با اشاره به این مهم که فصل سرمای منطقه در پیش است، خواستار تسریع در روند امداد رسانی و ایجاد زیرساخت های لازم برای مقابله با اثرات تخریبی ناشی از این زلزله در روستاهای مذکور شد. وی همچنین خواستار جابجایی احتمالی روستای هرزند عتیق در میان مدت توسط ستاد حوادث غیرمترقبه استان شد که متحمل 100 درصد تخریب شده است. استاندار آذربایجان شرقی همچنین از بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان نیز خواست تا با احداث منازل روستایی مورد نیاز، حادثه دیدگان زلزله را مورد حمایت قرار دهد. فرماندار مرنددر این نشست گفت: در زلزله اخیر در این شهرستان 17 روستای منطقه بین 30 تا 100 درصد خسارت دیده اند. "محمود چمنی" میزان خسارات وارده به اماکن روستایی و مدارس دراین شهرستان را 38 میلیارد ریال اعلام کرد و افزود: در این حادثه 981 واحد مسکونی متحمل خسارت شده اند. وی خواستار تخصیص اعتبارات ویژه و نیز 500 تن سیمان برای احداث و مرمت اماکن مسکونی روستاییان آسیب دیده در این نواحی شد. مدیرعامل جمعت هلال احمر استان آذربایجان شرقی نیز ایجاد سرپناه برای آسیب دیدگان زلزله را از اولویت های این سازمان عنوان کرد و افزود: تاکنون 120 تخته چادر ، موکت و دیگر مایحتاج اولیه در بین 120 خانواده حادثه دیده توزیع شده است. مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی نیز با اشاره به اینکه علت اصلی خسارات وارده، بافت فرسوده روستایی مناطق مذکور است، تاکید کرد: که جابجایی و انتقال روستای هرزند عتیق (کانون زلزله ) بهترین گزینه است. "قربان محمدی" افزود: بنیادمسکن در ارتباط با اعطای تسهیلات به روستاییان مشکلی ندارد و آماده است تا پس از آماده شدن زمین مورد نیاز برای جابجایی روستا ، عملیات احداث را آغاز کند. وی همچنین اعلام کرد: بنیاد مسکن قادر به اعطای تسهیلات بلاعوض به اغلب حادثه دیدگان این زلزله می باشد.


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 1:50 | نویسنده : علی غفاری |
نگاهي كوتاه به شهرستان مرند
مرند يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي شمال خاوري استان واقع شده است. تاريخ مرند به چند قرن پيش از ميلاد مسيح مي رسد. در دايره المعارف بزرگ اسلامي آمده است كه مرند مركز سكونت اقوامي مهم در دوره كلده و آشور بود. بطلميوس از اين شهر به نام ماندگار ياد كرده است. به عقيده ويليامز جاكسون، مرند پايتخت شهرستان واسپورگان در دوره ساسانيان بود و بقاياي آتشكده اي در تپه خاكستري مرند دليل همين مدعاست. آب و هواي مساعد كوهستاني، برف و باران كافي و مراتع و چمن زارهاي سرسبز؛ جاذبه هاي طبيعي زيادي را در دره ها و كوه هاي منطقه به وجود آورده است. كوه كيامكي داغ و رودخانه ارس به همراه چشمه هاي آب معدني از مهم ترين جاذبه هاي طبيعي مرند به شمار مي آيند. مرند به واسطه ي حاصل خيزي خاك و دارا بودن آب كافي از شهرستان هاي مهم كشاورزي استان آذربايجان شرقي محسوب مي شود. بناهاي متعدد تاريخي از جمله: مسجد جامع مرند، كاروان سراي هلاكو و تپه هاي باستاني، قلعه ها، پل ها، حمام هاي قديمي و آرامگاه هاي مشاهير از ديگر مكان هاي ديدني شهرستان مرند محسوب مي شوند.


مساجد در شهرستان مرند

مسجد جامع مرند
بنا بر بررسي هاي انجام شده اين مسجد ظاهرا در آغاز، يكي از آتشكده هاي دوره ساساني بوده كه بعدها با سكونت ارامنه دراين قلعه به كليسا تبديل شده است. پس از پيروزي اعراب بر بابك در قرن سوم هجري و هم زمان با اسلام آوردن مردم آذربايجان اين بنا به مسجد تبديل شد. بناي مسجد بسيار عظيم و بزرگ است. طاق ها و گنبدهاي آجري محراب آن به ابوسعيد بهادرخان (731 هـ) منسوب مي باشد. اين محراب كه هنوز به صورت اصلي خود باقي مانده، داراي گچبري، كتيبه هاي كوفي و رقاع و نقوش جالب از عصر مغول است.


كاروانسراها در شهرستان مرند
كارون سراي هلاكو مرند
اين كارون سرا در شمال مرند و در دشت هلاكو واقع شده است. تاريخ ساخت اين كارون سرا سال 730 هـ. ق است.



پلها در شهرستان مرند

پل مزرعه مرند
اين پل در 35 كيلومتري شمال باختري تبريز در كناره دهكده مزرعه(از توابع شهرستان مرند) بر سر راه قديم تبريز – اردوباد (واقع در كناره شمالي رود ارس) قرار داشته كه امروزه تنها بقاياي پايه هاي آن در مجاورت پل نوساز بر جاي مانده است. با توجه به نقشه بازسازي شده، اين پل 23 متر درازا، 40/6 متر پهنا و سه دهانه با طاغ جناغي داشته است. پايه هاي مياني پل را به ابعاد و اشكال مختلف ساخته اند و نشانه تعميرات و بازسازي هايي بر آنها ديده مي شود. پايه شمالي در جهت مخالف جريان آب به صورت مثلثي، شكل گرفته و در جهت ديگر فاقد موج شكن مي باشد. اما پايه جنوبي از دو جهت داراي موج شكن مدور و از نظر ابعاد نيز بزرگ تر است. به نظر مي رسد كه پايه شمالي، نشان دهنده شكل اوليه پايه هاي پل باشد كه بعد ها بازسازي شده است. پهناي دهانه شمالي پل 30/3، دهانه مياني 30/5 و دهانه جنوبي 60/3 متر است. پايه جنوبي 40/7 متر درازا و 50/3 متر پهنا و پايه شمالي 6 متر درازا و 80/2 متر پهنا دارد. بناي اوليه پل، مربوط به دوره صفويه يا قاجاريه است.


سدها در شهرستان مرند

سد خفير مرند
اين سد در پنج كيلومتري شمال خاوري كاروانسراي ايرانديبي در 27 كيلومتري شمال مرند واقع گرديده و احتمالا از آثار دوره صفوي يا پيش از آن است و به نظر مي رسد كه تامين بخشي از آب كاروانسرا را بر عهده داشته است. ديوار سد تا ارتفاع 7 متري باقي مانده ولي زير آن به صورت طاقي شكسته است. ضخامت ديوار سد، 20/4 متر است و در امتدادي مستقيم (نه منحني) از سنگ لاشه با ملات آهكي بنا شده است. در وسط ديوار سد و در قسمت بالا دست آن در جهت آبگير به ضخامت ديوار سد به شكل منحني اضافه شده است تا فشار آب را بهتر تحمل كند. قطر ديوار سد در ميانه آن كم مي شود و به 80/2 متر تقليل مي يابد. اين ديواره توسط پيشبندهايي با مقطع مثلث، كه در فواصل كوتاه (60/1 و 1و 60/2متر) از هم حمايت مي شود، در كنار هم ساخته شده كه پشت سد را محكم داشته اند.

سد مرندچاي
اين سد در باختر مرند بر روي مرند چاي ساخته شده و احتمالا از آثار دوره صفوي مي باشد كه در دوره هاي بعد تعمير و بازسازي شده است. ديواره سد با توجه به شكل ناهمواري هاي محل برپايي، داراي انحنا هايي به سمت مخزن و بيرون آن است. ضخامت ديواره در قسمت بالا حدود 20/1 و در پايين 50/4 و ارتفاع آن حدود 50/9 متر است. اين ديواره از جهت زير آب با صخره هاي طبيعي و ديواره هاي الحاقي حمايت مي شود. درميانه اين ديواره، دريچه اي براي خروج آب وجود دارد كه اكنون با رسوبات مسدود شده است.


حمامها در شهرستان مرند

حمام ليوارجان مرند
بقاياي اين بنا در روستاي ليوارجان در هشت كيلومتري جنوب خاوري شهرستان علمدار از توابع شهرستان مرند واقع گرديده و ظاهرا از آثار دوره صفويه و قاجاريه مي باشد. نيمي از ساختمان حمام بر روي برآمدگي زمين ساخته شده ، به طوري كه قسمت جنوبي آن در گودي خاك فرو رفته است، اما قسمت شمالي كمي از سطح زمين بالاتر قرار دارد. حمام در محوطه مستطيل شكلي به صورت خاوري – باختري ساخته شده و دو ورودي آن از جانب خاوري است. اين ورودي ها از طريق فضاي طاقداري به رخت كن حمام راه مي يابد. رخت كن فضاي چليپا شكل گنبدداري است كه در اطراف آن سكوهايي براي نشيمن و رخت كن تعبيه شده است. در ميانه فضا نيز حوضچه اي قرار دارد. حد فاصل رخت كن و گرمخانه، فضاهاي كوچك طاقداري قرار گرفته و بعد از آن گرمخانه حمام با پوشش طاق و گنبد واقع گرديده است. قسمت اصلي گرمخانه با گنبد و فضاي جانبي آن با طاق استوانه اي مسقف شده است. در ضلع جنوب گرمخانه منبع آب حمام و در ضلع باختري، خزينه و سپس تون يا كوره حمام قرار دارد. بناي حمام فاقد هر گونه تزئيناتي است. حمام ليوارجان دردوره قاجاريه مورد استقاده بوده ولي ممكن است زمان احداث آن به عهد صفويه باز گردد.


قلعه ها در شهرستان مرند

قلعه علي بيك مرند
در باختري ترين نقطه كوهستان قراداغ يا ارسباران و در يكي از جالب ترين مناطق ديدني آذربايجان در ساحل جنوبي رود ارس و در ميان كوهستان زيبا و كم نظير و سر به فلك كشيده كامتال(كمتال)، بورداشي بلندترين نقطه اين كوهستان، قلعه معروف و قديمي و تاريخي آذربايجان را در خود جاي داده است كه در ميان مردم و علاقمندان به طبيعت و تاريخ آذربايجان به نام قلعه «علي بيك» معروف مي باشد. به عقيده بيش تر محققان و قلعه شناسان، قلعه علي بيك يكي از 55 قلعه و استحكامات بابك خرم دين دلاور آذربايجان بوده است كه در نبرد خود با اعراب و سربازان خلفاي ستمگر عباسي از اين قلعه و استحكامات، استفاده نظامي كرده و يكي از پادگان هاي مهم بابك محسوب مي شده است. فاصله قلعه علي بيك و كوهستان كامتال از تبريز 222 كيلومتر، از مرند 147 كيلومتر و از هادي شهر(علمدار– گرگر) 82 كيلومتر بوده و مسافت آن تا روستاي دستجرد 12 كيلومتر است.

طاق و قلعه هلاكو
از مرند به طرف جلفا در 27 كيلومتري مرند، بقاياي يك بناي آجري عهد مغول در سمت شمال جاده جلب نظر مي كند. اين بناي تاريخي كه نزد اهالي محل به «كاخ هلاكو» معروف است، در دشت بسيار وسيعي به نام «دشت هلاكو» يا «الاكي» واقع است. آنچه از ساختمان مغولي باقي مانده پي هاي سنگي و ديوار هاي قطوري است كه مبين محوطه ساختماني سي متر در سي متر مي باشد و بدنه اي از يك طاق مدخل و سر بنا باقي مانده از يك دهم طاق اصلي به علاوه پايه هاي سنگي چهارگوشه و دو برج از ضلع جنوبي كه ويران شده است. بدنه طاق به سبك ديگر بناهاي آجري عهد ايلخاني مغول و بر روي پايه سنگي بنا شده است. آن چه فعلا موجود مي باشد در حدود 6 متر ارتفاع دارد. در حاشيه آن اثري از كتيبه كوفي مزين با آجر و كاشي فيروزه اي رنگ ديده مي شود كه دور تا دور طاق سر در بنا را پوشانده و اينك مقدار محدود و كمي از كتيبه و تزيينات آن باقي مانده است. قطر بدنه طاق نيم متر در يك متر است و در جبهه خاوري آن قسمتي از بقاياي ديوار ساختمان از آجر هنوز باقي است. درست روبه روي اين بنا در سمت جنوبي جاده بر روي يك تپه صخره اي نسبتا مرتفع، بقاياي ديواره سنگي يك قلعه مخروبه وجود دارد كه نزد اهالي محل به قلعه «گبرها» معروف است. علاوه بر اطلاق نام « قلعه گبر ها» اهالي به آن «قلعه هلاكو» نيز مي گويند. قلعه حصاري بسيار محكم و عريض مي باشد كه تا 5/3 متر داشته است. تعدادي تكه سفال پارتي نيز در حوالي بنا به دست آمده است. از مشاهده پاره سفال ها مي توان تاريخ احداث قلعه را به ابتداي هزاره اول قبل از ميلاد منسوب نمود.


روستاهاي مهم در شهرستان مرند

روستاي هرزند مرند
روستاي هرزند در دهستان هرزندات خاوري از بخش مركز شهرستان مرند، يكي از جالب ترين و ديدني ترين قلعه هاي تاريخي آذربايجان را در خود جاي داده است.
در اين دهستان دو روستا به نام هاي هرزند جديد و هرزند عتيق وجود دارد. روستاي هرزند جديد در شمال شهر مرند بين شهرهاي مرند، زنوز، جلفا و دهستان ديزمار باختري واقع شده و فاصله اش تا مرند 32 كيلومتر است. در مورد وجه تسميه هرزند جديد و عتيق در كتاب هاي تاريخي و منابع تحقيقي، چنين اظهار نظر شده است: «كهن هرزند يا هرزند عتيق يا (داش هرزن) قريه اي است كه بر كمره آفتابگير كوهي در محال هرزندات بين علمدار و مرند واقع شده است و راهي سخت و كوهستاني در قديم داشت كه مسافرت به آن جز با اسب و الاغ و با پاي پياده ميسر نبود، اين قريه رو به ويراني رفته و اكنون جز خانواري چند در آن باقي نمانده است و غالب ساكنين آن به قرا مجاور و مخصوصا به قريه جديد البنايي بنام (گلن قيه) يا (تخته سنگ فروآينده) مهاجرت نموده اند. اهالي قريه كهن هرزن و گلن قيه بيش تر زراعت پيشه اند و به لهجه مخصوصي سخن مي گويند كه به قول خود آنان (گوورزاني لو) و بنا به معروف زبان هرزندي ناميده مي شود. اين لهجه به تلاتي بسيار نزديك است و فقط اختلاف مختصري ميان آن ها موجود مي باشد. درباره لفظ هرزن سخنان زيادي گفته اند، پاره اي تصور نموده اند كه صحيح آن هرزند، به معني «سرزمين پر آب» مي باشد. چرا كه «هرز» به معني آب فراواني كه بلااستفاده بماند و «اند» يكي از ادوات مكاني مي باشد،همان طور كه در نام هاي نهند، اوند، سهند و نظاير آن ها ديده مي شود.» اين نظر پذيرفتني نيست چه در متن سند ترك دعواني كه ميان فرزندان خواجه رشيدالدين فضل اله همداني و كدخدايان هرزن در خصوص دو دانگ از اراضي و مزارع منطقه در سلخ ماه ربيع الثاني سال هفتصد و نود و يك هجري (791 هـ. ق) به رشته تحرير در آمده نام هرزن عتيق به صورت «كين هرز» و «هرزن قديم» ذكر شده است. جمعي گمان مي كنند تلفظ محلي هرزن (به ضم هـ) صحيح و به معني سرزمين آفتابگير است. چرا كه در لهجه هاي آذري حرف (خ) غالبا به (ه) مبدل مي شود و هر به معني (خور) يعني آفتاب مي باشد در صورتي كه در لهجه هرزني آفتاب را (روژ) مي كويند نه (هر). عده اي ديگري نيز معقدند كه هرزن و ارزين هر دو يك كلمه و به يك معني و اسم، منسوب كلمه (ارس) مي باشد. منتهي در نتيجه مرور زمان و كثرت تلفظ به همين صورت در آمده است. اما اين حدس و توجيه نيز درست به نظر نمي رسد چرا كه در اكثر نقاط آذربايجان با روستاهايي به نام هاي (هرزن، ارزنق، هرسين، مرسين، هرسي) برخورد مي شود كه نه در ارسباران واقع شده اند و نه با رود ارس ارتباطي مي توانند داشته باشند. زبان مردم منطقه هرزندات در حال حاضر تركي آذري است، اما به زبان تاتي نيز گفتگو مي كنند كه باقيمانده و تحول يافته زبان مادي و داراي ريشه آريايي بوده كه مورخين و سياحان و جغرافي نويسان اسلامي و عرب آن را فارسي (ايراني) و فهلوي و آذري خوانده اند. بقاياي زبان تاتي در روستاهاي بسيار كهن آذربايجان در گلن قيه، كرينگان، مردانقم، هرزند جديد و عتيق و در خلخال در روستاهاي شال، دورو و خمس هنوز هم وجود دارد. وجود بقاياي زبان ديرين و كهن تاتي دليلي بر تاريخي بودن روستاهاي هرزند بوده و به تمام آثار و بقاياي تاريخي اين منطقه حيثيت تاريخي مي بخشد. يكي از آثار تاريخي و كهن دهستان هرزندات، قلعه با ارزش و مهم سن سارود است كه در شش كيلومتري كاروانسراي تيموري معروف به «آيراندايبي» كه خود در 26 كيلومتري شمال مرند است بر روي پشته سنگي مرتفع بين دو بازوي رودخانه واقع است. اين قلعه در جنوب روستا و در ميان باغات بر بلندي بنا شده است. قلعه سن سارود بقاياي قلعه اي متعلق به دوران قرون وسطاي مي باشد كه گويا در قرن هاي 13 و 14 ميلادي (قرن هفتم و هشتم هجري) بنا شده است. اما در قسمت خاوري آن تخته سنگ هاي بزرگي قرار دارد كه نشانه بناهاي قديم تري است كه قدمت آن شايد به دوران هاي كهن تاريخي برسد. امتداد حصارهاي دفاعي هنوز از سطح زمين نمايان است. به علاوه قسمت هايي از ديوار تا ارتفاع زيادي پابرجا مي باشد و آثار برج هاي نيم استوانه اي پيش آمده، در آن حصار ديده مي شود. در محوطه داخلي قلعه، پي و اساس چند اطاق كه در جوار هم و عمود بر يكديگر بوده اند كاملا نمايان است. تمام ديوارهاي قلعه سن سارود از سنگ لاشه و ملاط گل و آهك ساخته شده كه به آن ساروج گويند. در جنوب قلعه قبرستان قديمي اسلامي و بقايايي از پي هاي ساختماني قرار دارد كه به«پيرحسن» معروف است. ظاهرا اين مكان گوشه عزلت زاهد مسلماني بوده است كه امام زاده حسن در مجاورت آن مدفون است. به نظر مي رسد كه قلعه سن ساورد مامن طايفه اي اسلامي يا مسكن يكي از اشراف ارمني بوده باشد. زيرا اين قلعه تقريبا در مرز خاوري ارمنستان واقع شده است. در جنوب خاوري قلعه سن سارود اثرات و جاي پاهايي وجود دارد كه مي توان گفت با توجه به اين كه در قديم با حفر و كندن علائمي جهت رويت و رصد ستارگان استفاده مي كردند با توجه به آن مسايل مي توان گفت كه اين علايم هم براي همان منظور ساخته و كنده شده باشد و دايره البروج ستارگان را با چنين نشانه هايي مي توانستد ترسيم كنند. تعدادي از اهالي دهستان هرزندات نظربه شدت تعصب و علاقه به خاندان امامت و ولايت در بسياري از آثار تاريخي و كهن باستاني، نشانه هايي از مقام والاي امامت را تجسم و تصور كرده و روايت ها و داستانهاي مذهبي گوناگوني را در اذهان خود خلق نموده اند كه اين روايتها را اهالي محل با آب و تاب نقل مجالس و محافل ساخته اند. از جمله اعتقاد دارند كه قلعه سن سارود توسط حضرت علي (ع) فتح شده است بايد گفت كه اين موضوع در هيچ يك از منابع تاريخي ذكر نشده است و هرگز حضرت علي (ع) به آذربايجان سفر نكرده اند تا قلعه سن سارود را نيز تصرف نمايند. به علاوه فتح آذربايجان ثبت و توسط مسلمين در زمان خلافت خليفه دوم انجام گرفته و تمام جرئيات اين فتوحيات ثبت و ضبط شده است و هرگز نامي از حضرت علي (ع) در فتح قلعه سن سارود نيامده است. آثار و علائم نشان مي دهد كه قلعه سن سارود مربوط به قرون اوليه اسلامي است و معماري آن نيز مطابق با شبيه معماري دوره اسلامي مي باشد و آن، از كچ كاري هاي داخل قلعه كه در اثر كنده كاري ها نمايان شده كاملا مشهور است.


تپه هاي باستاني در شهرستان مرند

تپه باستاني پير موسي مرند
اين تپه جزو بخش رودقات شهرستان مرند بوده و در يك كيلومتري خاور قريه سهلان واقع شده است. تپه از سمت شمال به راه آهن تبريز – جلفا و ايستگاه سهلان و از قسمت باختر، خاور و جنوب به اراضي دهكده مذكور محدود مي گردد. تپه پير موسي داراي ارتفاع هفت متر و مساحت هشت هزار متر مربع مي باشد. علت اصلي اين كه تپه از حفاري هاي غير مجاز در امان و مصون مانده وجود امامزاده اي در بالاي آن به نام امامزاده پير موسي است كه متاسفانه اطلاعي از شجره اين امامزاده در دسترس نيست.

تپه قلعه مرند يا يالدور تپه مرند
اين تپه در خاور مرند و در ميان باغات، در كنار رودخانه سيلابي معروف به يالدارچاي قرار گرفته و داراي ارتفاع 17 متر مي باشد. برخي از سفال هاي يافت شده در اين تپه بيانگر تاريخ هزاره چهارم پيش از ميلاد است و برخي ديگر نيز مربوط به تمدن پارت و اورارتو مي باشد.

تپه باستاني قلعه باروج مرند
اين تپه در قريه باروج، در ده كيلو متري شمال باختري مرند واقع شده و جزو يكانات مرند مي باشد. تپه باروج به ارتفاع 17 متر و به قطر تقريبي 150 متر، يكي از تپه هاي معروف و بنام شهرستان مرند به شمار مي رود. در طبقات مياني تپه آثار ديوارهاي خشتي مشاهده مي شود كه در محدوده بالاي آن يك لايه سوخته و سياه به قطر 10 سانتي متر دور تا دور تپه ادامه يافته كه حاكي از آتش سوزي و حريق است. در طبقات بالاتر ديوارهاي آجري مربوط به دوره پارت آشكارا به چشم مي خورد. طبقات تپه شامل تمدن هايي چند از دوره نو سنگي است. سفال هاي لعابدار و منقوش دوره اسلامي نيز در لايه هاي بالايي تپه مشاهده مي شود. قدمت قديمي ترين سفال هاي به دست آمده در اين تپه، به هزاره پنجم قبل از ميلاد مي رسد.


آرامگاهها در شهرستان مرند

آرامگاه پير مرند
در نزديكي يالدرچاي مرند واقع در يكي از كوچه باغ هاي آن در كنار قبرستان جديد، گورستان قديمي مرند واقع است كه با انواع و اقسام سنگ هاي گور مزين به نقش و نگارها و در پاره اي مواقع بر روي گورها مجسمه هاي سنگي از قوچ است. روي يكي از سنگ ها كه بيش از ديگر سنگ ها مردم در پاي آن جمع مي شوند و به نذر و نياز مي پردازند، نوشته شده است : كل من عليها فان – هذا روضة السيد الكبير السيد و الامير الجليل النبيل الخليل. . . تعالي بالجود و الكرم. . . نقاوة المنان مير الغني افتخار الدين حسن الحسيني المشهور بمير بزرگ تعمده اله يغفر الذنوب في جمادي الآخر سنه اربع و سبعين و تسمع ماية. اشعاري در جاي ديگر سنگ ديده مي شود


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 1:49 | نویسنده : علی غفاری |

مرند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مرند است. این شهر با ۱۱۴٬۱۶۵ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، سومین شهر پرجمعیت و بزرگ استان آذربایجان شرقی، پس از شهرهای تبریز و مراغه محسوب می‌گردد. شهر مرند با مساحتی بیش از ۲۰ کیلومتر مربع، در ۶۵ کیلومتری شمال غرب تبریز، واقع شده‌است.

 تاریخچه

 پیش از اسلام

یر اساس اسناد اورارتویی، سابقهٔ شهرنشینی در مرند تا اواسط هزارهٔ سوم قبل از میلاد می‌رسد، در حالی که در تپه‌های باستانی «گرگر»، ظروف سفالی و ابزارهایی از هزارهٔ پنجم قبل از میلاد دیده شده‌است. هم‌چنین در تپهٔ خاکستری (قلعهٔ مرند) نیز آثاری از هزارهٔ چهارم قبل از میلاد به دست آمده‌است. «ولادیمیر مینورسکی» با استفاده از نظر باستان‌شناسان، این قلعهٔ خاکی فروریخته را از سلسله قلاع خاکی اورارتویی می‌داند.

آن‌چه از مدارک و نظرات باستان‌شناسان و مورخین به دست می‌آید، این است که شهر مرند در روزگار پادشاهی مادها از رونق بسیاری برخوردار بوده و به دلیل اهمیت خاصی که در ایالت آتورپاتکان داشته، همواره مورد توجه حکومت مرکزی بوده‌است. هم‌چنین در دایرة‌المعارف اسلامی آمده‌است که مرند مرکز حکومت اقوامی مهم در دورهٔ «کلده» و «آشور» بوده‌است.

 پس از اسلام

آن‌چه که از مدارک تاریخی بر می‌آید، فتح آذربایجان به دست اعراب در سال‌های ۱۸ تا ۲۲ هجری قمری صورت گرفته‌است، اما مورخین اسلامی از مرند برای نخستین بار در سال ۱۶۰ هجری نام برده‌اند. بنا به نوشتهٔ بلاذری، مرند در هنگام فتح آذربایجان، قریهٔ کوچکی بود که «ابوالبیعت حلبس» به آبادی آن‌جا همت گماشت و پس از او پسرش محمد در سال ۲۰۰ هجری، حاکم مرند شد و برای توسعهٔ شهر کوشش بسیار کرد. این مرد فرهنگ دوست، دلیر و شجاع بود و بنا به نوشتهٔ طبری، او شعرهایی به زبان فارسی آذری داشته که در آذربایجان معروف بوده‌است.

در روزگار قیام بابک خرمدین به سال ۲۰۱ هجری، شهر مرند سال‌ها یکی از مناطق تحت نفوذ وی بوده‌است. چند سلسلهٔ مهم و محلی در این زمان بر مرند حکومت می‌رانده‌اند که از جملهٔ آن‌ها «سالاریان»، «روادیان» و «شدادیان» را می‌توان نام برد. در اواخر قرن چهارم هجری، در کتاب‌های «حدودالعالم» و «صورة‌الارض»، از مرند به عنوان شهری آباد یاد شده‌است و ابوعبدالله مقدسی نیز مرند را شهری مستحکم نامیده و حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب نوشته‌است: «مرند شهر بزرگی است که دور بارویش ۸۰۰ گام است و باغ‌های پرمیوه دارد. بالاخره شاردن، سیاح فرانسوی می‌نویسد: «مرند شهر خوبی است و دارای ۲۵۰۰ باب خانه و باغچه می‌باشد و بوستان‌هایش بیش‌تر از عمارت و آبادی است»‍. هم‌چنین بسیاری از مورخین اسلامی از جمله ابن حوقل بغدادی، یاقوت حموی، حمدالله مستوفی قزوینی، ابراهیم اصطخری، الفداء قزوینی، ناصر خسرو قبادیانی، ابن واضح یعقوبی، یحیی بلاذری و ابن خرداذیه، همگی در کتب خود از مرند یاد کرده و آن را توصیف کرده‌اند.

در سال ۶۰۲ هجری قمری، مرند در یک یورش سهمگین توسط گرجیان به ویرانی کشیده شد و در سال ۶۲۲، «سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه» در مرند استقرار یافت.

در دورهٔ ایلخانان بر رونق و آبادی مرند افزوده شد. به طوری که بنای کاروانسرای آیراندیبی و قلعهٔ هلاکو در شمال مرند نیز از بناهای اواخر دورهٔ ایلخانی، یعنی زمان ابوسعید بهادرخان به سال ۷۳۱ است که کتیبهٔ محراب مسجد جامع مرند نیز شاهد این مدعاست.

مرند در زمان حکومت امرای محلی قراقویونلوها، محل پیکارهای مختلفی واقع گردید. در سال ۸۰۷ هجری، مرند به دست سپاهیان «میرزا ابوبکر گورکان» غارت گردید. قرایوسف در سال ۸۰۹، پس از جنگ با ابوبکر در مرند، زمستان را اتراق کرد. در سال ۸۳۷، شهر مرند پس از نبردی طولانی بین آق‌قویونلوها و تیموریان به دست آق قویونلوها فتح گردید. جهانشاه میرزا قرایوسف، هنگام جنگ با برادر خود -اسکندر میرزا- در مرند اقامت گزید. در دورهٔ صفویه، هنگام جنگ بین شاه تهماسب صفوی با عثمانیان، مرند مرکز فرماندهی سپاه ایران بود. در سال ۱۰۱۱ هجری، شاه عباس صفوی حکومت مرند را به «جمشید سلطان دمبلی» سپرد. در سال ۱۰۱۴ تا ۱۰۱۶ در هنگام جنگ بین صفویه و عثمانیان، شاه عباس مدتی در مرند مستقر شد. در بین سال‌های ۱۰۴۵ و ۱۱۳۵ هجری، شهر مرند در جنگ‌های بین ایران و عثمانی مورد تعرض و قتل و غارت قرار گرفت. در زمان ضعف دولت صفویه و حکومت نادرشاه افشار، شهر مرند به دست حکام خاندان دنبلی اداره می‌شد. در دورهٔ زندیه، کریم خان زند در سال ۱۲۰۵ هجری توانست آذربایجان، از جمله مرند را از دست حکام محلی درآورد. در دورهٔ قاجاریه نیز حسین خان دنبلی حاکم مرند و خوی از فتحعلی شاه قاجار پذیرائی کرد. در زمان عقد معاهدهٔ ترکمانچای به سال ۱۲۴۳، نمایندهٔ عباس میرزا با «پاسکویچ»، فرماندهٔ روسی در مرند ملاقات کرد. در دورهٔ مشروطیت، سردار ملی سال‌ها در مرند با «میرزا حسین خان یکانی» و «رضاقلی سرتیپ یکانی» فرزند «زال خان» روابط نزدیک داشته‌است. از دیگر مجاهدین آزادی خواه دورهٔ مشروطیت در مرند از اشخاص زیر می‌توان نام برد: «میرزا عیسی حکیم‌زاده»، «اسماعیل یکانی»، «نورالله یکانی»، «حبیب‌الله شاملوی مرندی»، «حاج ابراهیم ذوالفقارزاده»، محمدولی صراف»، «حاج حسین صراف»، میرزا محمود»، برادران «میرزا صابر مرندی» معروف به مکافات، صاحب روزنامهٔ مکافات به سال ۱۳۲۷ هجری در خوی، «حاج جلال مرندی»، «محسن خان»، «مصطفی خان اسفندیاری»، «حاج ملاعباس واعظ قره‌آغاجی»، «حاج علی‌اکبر صدیقی»، «میرزا کریم‌زاده» و «میرزا نصیر رئیس‌السادات» و پسرش «میرزا احمد رئیس‌السادات».

 جغرافیا

شهر مرند در ناحیهٔ شمال غربی استان آذربایجان شرقی و در شمالی‌ترین منطقهٔ ایران واقع شده‌است که از سمت شمال و جلفا، از سمت شرق به ارسباران، از سمت جنوب به تبریز و شبستر و از سمت مغرب به استان آذربایجان غربی محدود شده‌است. این شهر در ۴۵ درجه و ۴۶ دقیقهٔ طول شرقی و ۳۸ درجه و ۲۶ دقیقهٔ عرض شمالی قرار گرفته‌است و حدود ۲۰ کیلومتر مربع وسعت دارد.

 مردم

اهالی شهر مرند، همانند ساکنان سایر نواحی استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن می‌گویند.

شغل اکثر مردم این شهر، کشاورزی است. کشاورزی در این منطقه ترکیبی از باغداری و کشت گندم و جو است. از محصولات مهم این شهر می‌توان به گیلاس، زردآلو، گلابی و سیب اشاره کرد.

شهر مرند نسبت به شهرهای دیگر استان، بیشتر جنبهٔ تجارتی دارد. به‌طوری‌که بیشترین پاساژها و مراکز خرید پس از مرکز استان در این شهر قرار دارد. افزودنی است که بزرگترین بازار مدرن شمال غرب کشور در این شهر در حال ساخت می‌باشد.

جمعیت شهر مرند در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۱۴٬۱۶۵ نفر بوده‌است که از این میان ۵۷٬۱۵۱ نفر مرد و ۵۷٬۰۱۴ نفر زن بوده‌اند که در قالب ۲۹٬۷۵۵ خانوار، ساکن این شهر بوده‌اند.

این شهر جمعیت زیادی حاشیه‌نشین دارد که این جمعیت از خدمات شهری محرو‌مند. محله‌های حاشیه‌نشین شهر مرند عبارتند از: آق‌زمین، باغ عراقی و باغ سرهنگ.

 

مردم

جمعیت : ۱۱۴٬۱۶۵ نفر

رشد جمعیت:        ۱٫۹ درصد

زبان‌های گفتاری: ترکی آذربایجانی

مذهب:                شیعه

جغرافیای طبیعی

مساحت:              ۲۰ کیلومتر مربع

ارتفاع از سطح دریا:          ۱٬۳۳۴ متر

 وجه تسمیه

بطلیموس، جغرافیادان یونانی که قبل از میلاد می‌زیسته، از این شهر به نام «ماندگار» نام برده و آن را یکی از آبادترین شهرها در تاریخ می‌خواند. در روایات باستانی ارامنه آمده‌است که حضرت نوح(ع) در مرند مدفون شده و کلمهٔ مرند از یک فعل لغت ارمنی به معنای تدفین اشتقاق یافته‌است.

ولی ارامنهٔ امروزی را اعتقاد بر این است که نوح(ع) بعد از طوفان در نخجوان فرود آمد و در این شهر نیز مدفون شد و قبر همسرش هم در مرند واقع شده‌است.

مطابق نوشته‌های تورات، مادر حضرت نوح(ع) در مسجد بازار مرند مدفون است. برخی نیز بنای شهر مرند را به امر دختر ترسائی به نام «ماریا» می‌دانند و بنای اولیهٔ مسجد جامع فعلی مرند را نیز، کلیسایی می‌شمارند که وی بنا کرده‌است و نام مرند را هم برگرفته از نام ماریا با اندکی تغییر می‌دانند.

 صنایع دستی

 قالی‌بافی

شهر مرند همانند سایر شهرهای منطقهٔ آذربایجان، یکی از کانون‌های مهم قالی‌بافی در سطح کشور محسوب می‌شود. در شهر مرند و نیز در تمام شهرها و روستاهای حومهٔ آن، کارگاه‌های بزرگ و کوچک بافت قالی و قالیچه، گلیم و خورجین دایر است. این صنعت به استناد منابع تاریخی، قرن‌هاست که در این منطقه رواج داشته و همواره یکی از منابع عمدهٔ درآمد مردم محسوب می‌شده‌است. قالی‌ها و قالیچه‌های نفیس بافت مرند و روستاهای حومه‌اش، نه تنها در بازارهای فرش داخل کشور، بلکه در خارج از کشور نیز شهرت بسیار دارد و از نظر صادرات نیز اهمیت بسزایی دارد. صنعت قالی‌بافی در شهر مرند به صورت کارگاهی و در روستاها به صورت تک‌بافی، یکی از مشاغل فراگیر مردم به شمار می‌رود و محصولات آن‌ها در طرح‌ها و نقش‌های متنوع و بافت‌های گوناگون به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می‌شود.

 سبدبافی

از دیگر صنایع دستی شهر مرند، بافت انواع سبدها برای حمل نان و میوه از ساقهٔ گندم است که به نوبهٔ خود از شهرت زیادی برخوردار است.

 فانوسکابافی

روستای هوجقان، یکی از مناطقی است که سال‌های سال، مردم آن‌جا در بافتن فتیله‌های چراغ، مهارت کامل داشته و تولیدات خود را به سراسر کشور عرضه می‌کردند. با گسترش نیروی برق و روشنایی الکتریسیته و رکورد فروش فتیله، مردم صنعت‌گر این روستا به بافتن «فانوسقه» یا کمربندهای نظامی و نوار کفش پرداختند و در حال حاضر، یکی از مراکز مهم تولید این محصول می‌باشد.

 سفال‌گری و سرامیک‌سازی

محصولات سرامیک، در چند کارگاه شهر زنوز تولید می‌شود. استادکاران سرامیک زنوز، از نوعی خاک مرغوب (کائولن یا خاک چینی) استفاده می‌کنند و به نقاط دیگر جهت فروش، صادر می‌نمایند. علاوه بر کارگاه‌های سرامیک‌سازی، کارگاه‌های سفال‌گری نیز در بعضی از مناطق شهر مرند و روستاهای اطراف وجود دارند.

 کتابخانه‌ها

در داخل شهر مرند تعدادی کتابخانه وجود دارد که «کتابخانهٔ پارک شهر مرند»، بزرگ‌ترین کتابخانهٔ این شهر و جزء کتابخانه‌های درجه یک کشور است که در سال ۱۳۷۸ خورشیدی، در محوطهٔ پارک شهر مرند با زیربنای ۱۲۰۰ متر مربع، افتتاح گردیده و دارای ۲ سالن مطالعه و یک مخزن کتاب و یک سالن آمفی تئاتر و اتاق اینترنت است. تعداد کتاب‌های این کتابخانه به حدود ۱۵٬۰۰۰ جلد در موضوعات متنوع و تعداد اعضای آن ۳٬۷۰۰ نفر بوده و کلیهٔ خدمات فنی به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد و همه روزه از ساعت ۷ و نیم شب، آمادهٔ ارائهٔ خدمات می‌باشد. بیشتر مراجعین این کتابخانه را دانش‌آموزان و دانشجویان تشکیل می‌دهند.

«کتابخانهٔ عمومی کوثر» واقع در خیابان امام خمینی مرند، در سال ۱۳۳۰ با زیربنای حدود ۲۰۰ متر مربع تأسیس گردیده‌است. در حال حاضر این کتابخانه دارای یک مخزن و یک سالن مطالعه به ظرفیت ۱۲۰ نفر است که مجموعهٔ کتاب‌های آن به حدود ۶٬۵۰۰ جلد می‌رسد و تعداد اعضای آن ۲٬۷۰۰ نفر می‌باشد. این کتابخانه مخصوص خواهران است و روزانه حدود ۱۵۰ نفر مراجعه کننده دارد و همه روزه از ساعت ۷ و نیم صبح لغایت ۸ و نیم شب، آمادهٔ ارائهٔ خدمات به مراجعین می‌باشد. کلیهٔ خدمات فنی این کتابخانه به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد.

 آب و هوا

از آن‌جایی که مرند در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده‌است، از آب و هوایی هر چند سرد و خشک، ولی نسبتاً مساعد برای کشاورزی بهره‌مند گشته‌است. از اوایل پائیز، تمام مناطق کوهستانی اطراف این شهر را برف سنگینی فرا می‌گیرد که تا اواخر بهار در قلل کوه‌ها باقی می‌ماند.

 کارخانجات

در سال‌های اخیر با توجه به پیشرفت‌هایی که شهر مرند داشته‌است، کارخانجات مختلفی در اطراف این شهر احداث شده‌اند که از این میان، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

     * کاشی تبریزکف

    * خاک‌چینی

    * آناکنسرو

    * آبمیوه تکدانه

    * پارس پروفیل

    * رب سانیا

    * پلاستوفوم فخر مرند

 بخش مركزي شهرستان مرند

دهستان‌ها

روستاها

بناب

اردکلو • اسداغی • النجق • جواش • دوگیجان • زرغان • قینر • گوشه‌درق • مجیدآباد • نوجه‌ده‌درق

زنوزق

چرچر • درق • زمهریر • زنوزق • کوه‌کمر • هریس

کشک‌سرای

ارسی • ارلان • ایلات‌ یالقوزآغاج • جامعه‌بزرگ • خلخال • درویش‌محمد • دیزج‌حسین‌بیگ • زنجیره • سرخه • سیدلو • قاپولوخ • قراجه‌فیض‌اله • قراجه‌محمد • قرخلار • قرمزی‌قشلاق • گزافر • نورآباد • وانلوجق • یالقوزآغاج

میشاب شمالی

انامق • بهرام • پیام • پیربالا • دیده‌بان • دیزج علیا • سگبان • شوردرق • عیش‌آباد • کندلج • گلجار • محبوب‌آباد • ملایوسف

هرزندات شرقی

اویندین • ایستگاه هرزند • بابره سفلی • بابره علیا • خانه‌سر • دارانداش • قره‌تپه • میاب • میزاب • هاویستین • هرزند جدید • هرزند عتیق

هرزندات غربی

پیراسحق • چایکسن • چراگاه امیر • دیزج‌قربان • زال • عریان‌تپه • قره‌بلاغ • کراب • گلین‌قیه • مولو • ینگجه‌سادات

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 1:45 | نویسنده : علی غفاری |
 
مدرسه پنج کلاسه شهید غزایی شهرک هرزند عتیق شهرستان مرند با حضور مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی افتتاح شد.

به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از اداره آموزش و پرورش آذربایجان شرقی، این مدرسه با پنج کلاس در زمینی به مساحت یک هزار و 235 متر مربع و زیر بنای 325 متر مربع با اعتباری بالغ بر 225 میلیون تومان توسط اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس استان احداث و به بهره برداری رسید.

گفتنی است در این مراسم رضوانی فرماندار شهرستان مرند و جمعی از مسئولین شهری و اهالی روستا در محل شهرک جدید هرزند عتیق به همراه مدیر کل آموزش و پرورش استان حضور داشتند.

منبع : خبرگزاری پانا


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 1:37 | نویسنده : علی غفاری |
 

تلفن

نام خانه بهداشت

رديف

تلفن

نام خانه بهداشت

رديف

2733288 عيش آباد 35 2322500 ابرغان 1
04922563322 فار فار 36 04922313209 اربطان 2
2853319 قاپلوق 37 2532289 ارسي 3
2544441 قراجه فيض اله 38 2573515 ارلان 4
04922140455 قراجه محمد 39 2883402 اسداغي 5
2773441 قرمزي قشلاق 40 04912472435 النجق 6
2753322 قمش آغل 41 2193525 انامق 7
04912473321 قينر 42 2383010 ايلات يالقوز آغاج 8
2653344 كراب 43 2813300 اببره سفلي 9
2972787 كندلج 44 2813425 بابره عليا 10
2513362 كوه كمر 45 04922782137 باروج 11
2322577 كوهناب 46 04922222135 بناب 12
2793294 گزافر 47 2942999 بنگين 13
2633344 گلجار 48 2353453 بهرام 14
2332745 گله بان 49 2643434 پير بالا 15
2342828 گلين قيه 50 2422451 تازه كند آخوند 16
2523526 ليوار بالا 51 2532709 جامه بزرگ 17
2523648 ليوار پايين 52 2583430 جواش 18
2693464 محبوب آباد 53 2413305 چرچر 19
04922362735 مركيد 54 2513300 دارانداش 20
2972454 ملا يوسف 55 2493100 درق 21
2993644 مياب 56 2963200 درويش محمد 22
2993515 ميزاب 57 04912743212 دوگيجان 23
2322688 نوجه ده شيخلر 58 2942930 دولت آباد 24
2393525 وانلوجق 59 2593366 ديده بان 25
2863281 هاويستين 60 2962233 ديزج حسين بيگ 26
02373186 هرزند جديد 61 2265477 ديزج عليا 27
2913301 هرزند عتيق 62 2673400 ديزج قربان 28
2443156 هوجقان 63 2613340 زال 29
2382738 يالقوج آغاج 64 04912713415 زرغان 30
04922873229 يكان سعدي 65 2184349 زنجيره 31
04922433366 يكان عليا 66 2493042 زنوزق 32
      2773438 سرخه 33
      2953450 عريان تپه 34


تاريخ : یکشنبه بیستم آذر 1390 | 1:4 | نویسنده : علی غفاری |

آغ چای

رودخانه زنوز چای از ارتفاعات و دامنه های کوه سلطان سنجر سرچشمه گرفته در جهت شرقی ، غربی جریان دارد ، آب این رودخانه تمام باغها و مزارع زنوز و روستاهای تابعه آن را مشروب می سازد . حوضه آبریز زنوز چای چهار هزار و ششصد و سی کیلومتر مربع است و دبی آن در محل ایستگاه چرچر 1.48 متر مکعب در ثانیه بوده و دارای 2800000 متر مکعب آب سالانه می باشد

رودخانه کرگه سالان ، از کوههای ماهار زنوز ، زیره و زمهریر سرچشمه می گیرد با دبی کلی پنجاه لیتر درثانیه در تابستان

رود خانه هرزند جدید که از کوههای هرزند عتیق ، هرزند جدید با بره علیا و بابره سفلی سرچشمه می گیرد ، دبی این رودخانه در فصول گرم (بهار و تابستان) حدود 60 لیتر در ثانیه است

دو رودخانه زنوز و کرگه سالان قصبه زنوز بنام رودخانه زنوز مشهور می گردند و در زمینهای چر چر با رودخانه هرزند یکی شده و بعد از گذشتن از اراضی لیوار نام آغ چای به خود می گیرد و به همین نام از اراضی یامچی ، گله بان و قمیش آغل گذشته و بین دهات ایلات اینانلو و نور آباد به رودخانه زیلبیر می پیوندد . در آب رودخانه زنوز دهات زیر حق آب دارند : زنوز ، چرچر ، گندم خانه ، تازه کند و از آب رودخانه هرزند دهات بابره علیا ، بابره سفلی و هرزند استفاده می کنند . از آب رود خانه آغ چای (مخلوط دو رودخانه فوق) دهات لیوار ، یامچی ، گله بان و قمیش آغل استفاده می کنند .

آغ چای نیز از طرف مشرق بطرف مغرب در جریان است . رودخانه آغ چای و زیلبیر در اراضی یامچی به همدیگر نزدیک می شوند فاصله آنها از همدیگر گاهی کمتر از صد متر به موازات است ولی این دو رودخانه به در کنار همدیگر حدود سی کیلومتر مسافت طی کرده و آخرالامر رود خانه آغ چای سرنوشت خود را به دست رودخانه ذیلبیر می سپارد . آغ چای کم آب تر از رودخانه ذیلبیر است . عرض اولیه آن حدود سی متر و عرض فصلی آن نیز سی متر است . عرض بستر دائم آن بیش از سه متر نمی باشد. در فصول بارندگی آب رودخانه آغ چای بیشتر از آب رودخانه ذیلبیر می گردد و طغیان آغ چای بیش از طغیان ذیلبیر است . بعلت اینکه اراضی اطراف آغ چای شور و نمکی است و یک نمک به رنگ سفید روی اراضی را پوشانیده است ، اهالی به این رودخانه نام آغ چای گذاشته اند .

 


تاريخ : یکشنبه بیستم آذر 1390 | 1:1 | نویسنده : علی غفاری |
شناسگر رکورد : 689008
شماره بازیابی : ‏‫۸/۱۹۴/۱۴/۱/۴۶۱‬
شماره بازیابی : ۸/۱۹۴/۱۴/۱/۴۶۱
موضوع کارتن : آذربایجان
تاریخ ورود رکورد : 20090727per50
زبان اثر : Per(فارسی)
عنوان اصلي : چند نفر از اهالی هرزند [عتیق از توابع] مرند در شکایت از [سوءرفتار] مامورین مالیه محل [نسبت به مطالبه مالیات بیش از حد معمول ممیزی از آنها]
نام عام مواد : [نامه]
نام خاص و کميت اثر : ‏‫۴ برگ، ۱ پاکت، ۱ نامه‬
مواد همراه اثر : تمبر
نام فهرست نويس : 58
نام پانچيست : arghashi
تاريخ : 20090727
تاریخ ورود اطلاعات : ‏‫۱۳۸۷/۱۱/۲۹
سطح دسترسي : خاص
تكميل شده : (بله) Y


تاريخ : یکشنبه بیستم آذر 1390 | 0:55 | نویسنده : علی غفاری |
فهرست جمعیت روستاهای شهرستان مرند بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ به شرح زیر می‌باشد.

                                                                  خانوار                                         جمعیت

آذربایجان شرقی مرند                                      ۵۹۰۹۷                                       ۲۲۹۲۱۵
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند       ۵۲۳۶۹                                       ۲۰۱۷۴۷
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب   ۲۲۵۲                                     ۹۰۳۸
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب النجق ۳۳۳                                ۱۴۰۸  
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب قینر ۱۰۱                                   ۴۳۵
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب گوشه درق  *                              *
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب دوگیجان ۱۸۰                              ۸۹۵
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب زرغان ۲۰۶                                ۸۰۱   
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب مجیدآباد *                                 *
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب اسداغی ۱۸۵                            ۵۷۶
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب جواش ۲۳۰                               ۹۲۷     
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب نوجه ده درق ۲۸                         ۹۷
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   بناب اردکلو ۹۸۶                              ۳۸۹۲
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد   ۳۲۳۰                             ۱۳۰۲۲
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد تازه کنداخوند ۶۵۳                ۲۸۳۲
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد ساری تپه ۱۲۶                       ۴۶۱
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد مجتمع کوره‌های اجرپزی ۷۱        ۲۸۵
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد بنگین ۲۶۵                              ۹۹۲
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد دولت‌آباد ۹۷۶                          ۳۸۶۴
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد ابرغان ۵۰۵                            ۲۱۸۴
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد کوهناب ۵۱                              ۱۸۸
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد نوجه ده شیخلر ۶۸                   ۳۰۳
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   دولت‌آباد هوجقان ۵۱۵                           ۱۹۱۳
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   زنوزق   ۸۳۶                                         ۳۳۲۷
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   زنوزق درق ۹۰                                      ۳۵۹
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   زنوزق زنوزق ۳۹۷                                  ۱۵۶۷
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   زنوزق کوه کمر ۱۸۲                                ۸۶۱
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   زنوزق هریس ۲۶                                    ۹۳  
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   زنوزق چرچر ۷۷                                      ۲۸۵    
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   زنوزق زمهریر ۶۴                                    ۱۶۲
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای   ۵۶۰۰                               ۲۲۹۴۱    
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای ارلان ۵۲۴                             ۱۹۸۳
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای ایلات یالقوزاغاج ۳۵۲              ۱۵۰۱    
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای درویش محمد ۱۲۷                  ۵۲۸
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای قراجه محمد ۳۴۳                    ۱۳۹۶   
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای یالقوزاغاج ۸۲۰                      ۳۲۰۸
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای دیزج حسین بیگ ۹۶۳           ۳۷۶۴
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای قراجه فیض اله ۴۴۹               ۱۸۵۱
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای ارسی ۳۹۱                          ۱۶۵۹       
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای جامعه بزرگ   ۲۰۰                 ۸۱۹   
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای قرمزی قشلاق ۱۶۳               ۶۶۰
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای وانلوجق ۲۷۲                      ۱۱۲۹
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای قرخلار ۱۳                            ۴۴        
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای زنجیره ۵۲۴                         ۲۴۸۶
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای سرخه ۹۰                           ۳۷۶     
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای گزافر ۱۴۶                            ۶۵۳
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای خلخال *                              *
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای سیدلو ۶۶                           ۲۲۷
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای نورآباد ۳۴                          ۱۰۶
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   کشکسرای قاپولوخ ۱۲۰                         ۵۴۸
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی   ۳۸۱۴                      ۱۴۰۴۶       
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی سگبان /سیوان ۱۰۴       ۳۳۱
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی شوردرق ۳۱۹               ۱۲۲۹
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی پیام ۳۳۶                      ۱۳۸۹
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی گلجار ۱۵۶                    ۶۰۲
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی دیده بان ۱۵۷                 ۶۷۷
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی دیزج علیا ۵۳۵               ۱۷۵۲
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی ملایوسف ۱۶۴             ۵۱۱
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی بهرام ۳۷۳                   ۱۵۷۳
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی کندلج ۶۰۲                   ۲۰۲۵      
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی انامق ۳۸۹                  ۱۴۹۴     
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی پیربالا ۲۴۹                  ۸۵۸   
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی عیش‌آباد ۱۰۳              ۳۳۹
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   میشآب‌شمالی محبوب‌آباد ۳۲۷           ۱۲۶۶     
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی   ۱۳۲۹                     ۴۵۲۷    
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی قره تپه ۴۲                  ۱۲۱
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی ایستگاه هرزند ۶           ۲۴  
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی بابره سفلی ۱۳۶          ۵۰۵  
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی هرزندعتیق ۱۶۳          ۶۰۳  
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی هرزندجدید ۳۳۷         ۱۰۵۱      
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی بابره علیا ۶۵              ۲۶۳
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی میاب ۲۲۷                  ۶۲۴     
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی میزاب ۸۰                   ۲۶۵    
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی اویندین ۸۹                ۳۰۸
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی خانه سر ۳۰               ۱۰۶
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی دارانداش ۶۴                ۳۲۷
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات شرقی هاویستین ۹۰             ۳۳۰     
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی   ۱۶۳۳                       ۶۱۹۴     
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی پیراسحق ۵                 ۲۰     
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی زال ۱۳۸                        ۴۵۳
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی کراب ۱۴۵                       ۵۲۸
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی چایکسن ۳۰                   ۱۲۲
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی مولو *                          *
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی ینگجه سادات ۱۰          ۲۶  
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی عریان تپه ۳۵۷              ۱۴۹۹   
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی قره بلاغ ۲۹                 ۱۲۴
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی چراگاه امیر /چرک امیر/ *    *
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی دیزج قربان ۲۶۲              ۹۵۷  
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند   هرزندات غربی گلین قیه ۶۵۵              ۲۴۶۱  
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند زنوز     ۸۲۶                                       ۲۶۱۸
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند مرند     ۲۹۷۵۵                                 ۱۱۴۱۶۵
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند کشکسرای     ۱۸۵۸                          ۷۴۳۹
آذربایجان شرقی مرند مرکزی شهرستان مرند بنآب‌جدید     ۱۲۳۶                             ۴۴۳۰
آذربایجان شرقی مرند یامچی       ۶۷۲۸                                                               ۲۷۴۶۸
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین   ۳۳۵۲                                                      ۱۳۸۴۰   
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین قمیش اغل ۲۰۰                                           ۸۳۳
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین قوش قیه سی ۳۱                                       ۱۴۷   
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین گله بان ۷۰۳                                              ۳۰۴۲
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین روم قویوسی ۶                                         ۳۳
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین فارفار ۱۸۸                                               ۷۲۳    
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین قلندر *                                                     *
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین مرکید ۷۰۱                                               ۲۷۳۵
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین مرکیدخرابه سی  ۱۵                                 ۵۵    
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین ارباتان ۳۳۶                                             ۱۵۸۲
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین گل زار ۳۸                                               ۱۵۵
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین لیوار ۵۵۸                                             ۲۱۸۷
آذربایجان شرقی مرند یامچی   ذوالبین باروج ۵۷۴                                           ۲۳۴۰
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات   ۱۰۷۵                                                 ۴۳۰۸
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات اصلی کندی    ۱۷                                    ۱۰۳      
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات امیرآباد ۲۸                                              ۱۳۱     
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات شامقلوی سفلی ۷                                ۴۰   
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات عرب کهریز ۶                                           ۶  
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات مغولو *                                                  *
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات یکان سعدی ۱۶۱                                 ۶۹۴  
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات ینگجه یارانمیش ۶                                  ۸
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات اغ کهریز ۷                                            ۱۳  
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات ینگجه کرد ۱۲                                       ۳۶
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات یکان علیا ۳۰۳                                    ۱۱۵۶  
آذربایجان شرقی مرند یامچی   یکانات یکان کهریز ۵۲۶                                   ۲۱۱۸
آذربایجان شرقی مرند یامچی یامچی     ۲۳۰۱                                            ۹۳۲۰   
 



تاريخ : شنبه نوزدهم آذر 1390 | 21:16 | نویسنده : علی غفاری |
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵

روستای  هرزندعتیق دارای  ۱۶۳ خانوار و    ۶۰۳ جمعیت می باشد



تاريخ : شنبه نوزدهم آذر 1390 | 20:56 | نویسنده : علی غفاری |
پیش شماره روستای هرزندعتیق 291 می باشد و کد شهرستان مرند ۰۴۹۱ بنابراین برای تماس با یک شماره تلفن در روستای هرزندعتیق باید ابتدا 0491291 را شماره گیری نمایید. به عنوان مثال اگر دوست شما در هرزندعتیق زندگی می کند و شماره منزل وی 1234 است، شما باید برای تماس با دوست خود شماره 04912911234 را وارد نمایید. روستای هرزندعتیق از توابع استان آذربایجان شرقی می باشد

تاريخ : شنبه نوزدهم آذر 1390 | 20:44 | نویسنده : علی غفاری |

نشانه های تمدن سه هزار ساله در روستای هرزند عتيق



تاريخ : شنبه نوزدهم آذر 1390 | 20:18 | نویسنده : علی غفاری |

قلعه‌ای سه هزار ساله با معماری منحصر به فرد و دیوارهای عظیم و پشت بندهای مستحکم، در روستای هرزند عتیق شهرستان مرند واقع شده است.
 قلعه هولاکو در نزدیکی کاروانسرای تیموری آیراندیبی در سمت غربی راه آهن جلفا- مرند واقع شده و به دلیل ویژگی هایی که داراست، با شماره 6177 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
 قلعه هولاکو، حصار بسیار محکمی دارد که فقط عرض آن بیش از 40/3 سانتی متر است و با لبه اره ای شکل و بدون ملات ساخته شده و هنوز هم آثار پشت بندهای دیواره ها کاملا مشهود است.
در سطح مرتفع قلعه، آثاری از محل دروازه و بقایای دیوارهای داخلی نیز دیده می‌شود.
به گفته رئیس سازمان میراث فرهنگی جناب آقای محمدی:

کشف سفال‌های مربوط به هزاره اول قبل از میلاد و سبک معماری قلعه و یافته های باستان شناسان، این بنا را متعلق به دوره اورارتویی می‌داند که بعدها به دلیل موقعیت ویژه در دوره مغول هم مورد استفاده مجدد قرار گرفته است. اما امروزه و به دلیل فرسایش طبیعی و تخریب های انسانی ناشی از حفاری غیر مجاز، دچار آسیب دیدگی شده است.
(آقای محمدی گفت: )با تعیین حریم و مرمت قلعه و مشخص شدن وضعیت کشاورزی درپایه تپه ای که قلعه روی آن است، وضعیت کاربری قلعه هولاکو از متروکه بودن خارج میشود و میتوان از آن جهت اقدامات فرهنگی بهره برد.
منطقه مذکور دارای بناهای دیگری نیز هست. در ضلع شرقی قلعه در کنار جاده مرند – جلفا، کاروانسرای آیراندیبی که تنها بقایای سنگ ازاره سیاه رنگ آن پدیدار است و مورد تخریب واقع شده وجود دارد، این کاروانسرا احتمالا مربوط به قرن هفتم است. همچنین در 5 کیلومتری شمال شرقی این کاروانسرا و جاده مرند به جلفا سد قدیمی معروف به سد خضیر از دوره صفویه و یا قبل از آن نیز وجود دارد و چنین به نظر می رسد که قلعه هولاکو، کاروانسرای آیراندیبی و سد خضیر چراگاه امیر، با هم در ارتباط و مورد استفاده مردم بوده اند



تاريخ : شنبه نوزدهم آذر 1390 | 20:15 | نویسنده : علی غفاری |

در كتاب هاي تاريخي و منابع تحقيقي، چنين اظهار نظر شده است:«كهن هرزند يا هرزند عتيق يا (داش هرزن) قريه اي است كه بر كمره آفتابگير كوهي در محال هرزندات بين علمدار و مرند واقع شده است و راهي سخت و كوهستاني در قديم داشت كه مسافرت به آن جز با اسب و الاغ و با پاي پياده ميسر نبود، اين قريه رو به ويراني رفته و اكنون جز خانواري چند در آن باقي نمانده است و غالب ساكنين آن به قرا مجاور و مخصوصا به قريه جديد البنايي بنام (گلن قيه) يا (تخته سنگ فروآينده) مهاجرت نموده اند. اهالي قريه كهن هرزن و گلن قيه بيش تر زراعت پيشه اند و به لهجه مخصوصي سخن مي گويند كه به قول خود آنان (گوورزاني لو) و بنا به معروف زبان هرزندي ناميده مي شود. اين لهجه به تاتی بسيار نزديك است و فقط اختلاف مختصري ميان آن ها موجود مي باشد. درباره لفظ هرزن سخنان زيادي گفته اند، پاره اي تصور نموده اند كه صحيح آن هرزند، به معني «سرزمين پر آب» مي باشد. چرا که «هرز» به معني آب فراواني كه بلااستفاده بماند و «اند» يكي از ادوات مكاني مي باشد،همان طور که در نام هاي نهند، اوند، سهند و نظاير آن ها ديده مي شود.» اين نظر پذيرفتني نيست چه در متن سند ترك دعواني كه ميان فرزندان خواجه رشيدالدين فضل اله همداني و كدخدايان هرزن در خصوص دو دانگ از اراضي و مزارع منطقه در سلخ ماه ربيع الثاني سال هفتصد و نود و يك هجري (791 هـ. ق) به رشته تحرير در آمده نام هرزن عتيق به صورت «كين هرز» و «هرزن قديم» ذكر شده است. جمعي گمان مي كنند تلفظ محلي هرزن (به ضم هـ) صحيح و به معني سرزمين آفتابگير است. چرا که در لهجه هاي آذري حرف (خ) غالبا به (ه) مبدل مي شود و هر به معني (خور) يعني آفتاب مي باشد در صورتي كه در لهجه هرزني آفتاب را (روژ) مي كويند نه (هر). عده اي ديگري نيز معقدند كه هرزن و ارزين هر دو يك كلمه و به يك معني و اسم، منسوب كلمه (ارس) مي باشد. منتهي در نتيجه مرور زمان و كثرت تلفظ به همين صورت در آمده است. اما اين حدس و توجيه نيز درست به نظر نمي رسد چرا که در اكثر نقاط آذربايجان با روستاهايي به نام هاي (هرزن، ارزنق، هرسين، مرسين، هرسي) برخورد مي شود كه نه در ارسباران واقع شده اند و نه با رود ارس ارتباطي مي توانند داشته باشند. زبان مردم منطقه هرزندات در حال حاضر تركي آذري است، اما به زبان تاتي نيز گفتگو مي كنند كه باقيمانده و تحول يافته زبان مادي و داراي ريشه آريايي بوده كه مورخين و سياحان و جغرافي نويسان اسلامي و عرب آن را فارسي (ايراني) و فهلوي و آذري خوانده اند. بقاياي زبان تاتي در روستاهاي بسيار كهن آذربايجان در گلن قيه، كرينگان، مردانقم، هرزند جديد و عتيق و در خلخال در روستاهاي شال، دورو و خمس هنوز هم وجود دارد. وجود بقاياي زبان ديرين و كهن تاتي دليلي بر تاريخي بودن روستاهاي هرزند بوده و به تمام آثار و بقاياي تاريخي اين منطقه حيثيت تاريخي مي بخشد. يكي از آثار تاريخي و كهن دهستان هرزندات، قلعه با ارزش و مهم سن سارود است كه در شش كيلومتري كاروانسراي تيموري معروف به «آيراندیبي» كه خود در 26 كيلومتري شمال مرند است بر روي پشته سنگي مرتفع بين دو بازوي رودخانه واقع است. اين قلعه در جنوب روستا و در ميان باغات بر بلندي بنا شده است. قلعه سن سارود بقاياي قلعه اي متعلق به دوران قرون وسطاي مي باشد كه گويا در قرن هاي 13 و 14 ميلادي (قرن هفتم و هشتم هجري) بنا شده است. اما در قسمت خاوري آن تخته سنگ هاي بزرگي قرار دارد كه نشانه بناهاي قديم تري است كه قدمت آن شايد به دوران هاي كهن تاريخي برسد. امتداد حصارهاي دفاعي هنوز از سطح زمين نمايان است. به علاوه قسمت هايي از ديوار تا ارتفاع زيادي پابرجا مي باشد و آثار برج هاي نيم استوانه اي پيش آمده، در آن حصار ديده مي شود. در محوطه داخلي قلعه، پي و اساس چند اطاق كه در جوار هم و عمود بر يكديگر بوده اند كاملا نمايان است. تمام ديوارهاي قلعه سن سارود از سنگ لاشه و ملاط گل و آهك ساخته شده كه به آن ساروج گويند. در جنوب قلعه قبرستان قديمي اسلامي و بقايايي از پي هاي ساختماني قرار دارد كه به«پيرحسن» معروف است. ظاهرا اين مكان گوشه عزلت زاهد مسلماني بوده است كه امام زاده حسن در مجاورت آن مدفون است. به نظر مي رسد كه قلعه سن ساورد مامن طايفه اي اسلامي يا مسكن يكي از اشراف ارمني بوده باشد. زيرا اين قلعه تقريبا در مرز خاوري ارمنستان واقع شده است. در جنوب خاوري قلعه سن سارود اثرات و جاي پاهايي وجود دارد كه مي توان گفت با توجه به اين كه در قديم با حفر و كندن علائمي جهت رويت و رصد ستارگان استفاده مي كردند با توجه به آن مسايل مي توان گفت كه اين علايم هم براي همان منظور ساخته و كنده شده باشد و دايره البروج ستارگان را با چنين نشانه هايي مي توانستد ترسيم كنند. تعدادي از اهالي دهستان هرزندات نظربه شدت تعصب و علاقه به خاندان امامت و ولايت در بسياري از آثار تاريخي و كهن باستاني، نشانه هايي از مقام والاي امامت را تجسم و تصور كرده و روايت ها و داستانهاي مذهبي گوناگوني را در اذهان خود خلق نموده اند كه اين روايتها را اهالي محل با آب و تاب نقل مجالس و محافل ساخته اند. از جمله اعتقاد دارند كه قلعه سن سارود توسط حضرت علي (ع) فتح شده است بايد گفت كه اين موضوع در هيچ يك از منابع تاريخي ذكر نشده است و هرگز حضرت علي (ع) به آذربايجان سفر نكرده اند تا قلعه سن سارود را نيز تصرف نمايند. به علاوه فتح آذربايجان ثبت و توسط مسلمين در زمان خلافت خليفه دوم انجام گرفته و تمام جرئيات اين فتوحيات ثبت و ضبط شده است و هرگز نامي از حضرت علي (ع) در فتح قلعه سن سارود نيامده است. آثار و علائم نشان مي دهد كه قلعه سن سارود مربوط به قرون اوليه اسلامي است و معماري آن نيز مطابق با شبيه معماري دوره اسلامي مي باشد و آن، از كچ كاري هاي داخل قلعه كه در اثر كنده كاري ها نمايان شده كاملا مشهور است



تاريخ : شنبه نوزدهم آذر 1390 | 19:46 | نویسنده : علی غفاری |

اعمال ماه محرم

چرا محرم؟!

پيش از اسلام عرب، جنگ در اين ماه را حرام مي‌دانست و ترك مخاصمه مي‌كرد؛ لذا از آن زمان اين ماه بدين اسم نامگذاري شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمري قرار دادند.(2) در توضيح اين كه چرا ماه‌هاي ديگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم ناميده نمي‌شود مي‌توان گفت: چون ترك جنگ از اين ماه شروع مي‌شد به آن محرم گفتند.

اين ماه در مكتب تشيع يادآور نهضت حضرت سيدالشهدا و حماسه‌ جاودان كربلاست.

اين ماه، يادآور دلاورمردي‌هاي ياران با وفاي اباعبدالله الحسين(عليه السلام)، فداكاري‌هاي زينب كبري(سلام الله عليها)، حضرت سجاد(عليه السلام)، و همه‌ اسراي كاروان امام حسين(عليه السلام)، است. اين ماه، يادآور خطبه‌ها و شعارهاي آگاهي‌بخش سالار شهيدان، نطق آتشين حضرت زينب(سلام الله عليها) و خطابه‌ غرّاي زين العابدين(عليه السلام)، است.

اين ماه، يادآور استقامت حبيب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.

آري اين ماه، ماه پيروزي حق بر باطل است.

محرم از منظر ائمه(عليهم السلام)

شيعيان از امام رضا(عليه السلام)، چنين نقل شده است:

«وقتي محرم فرا مي‌رسيد، پدرم خندان ديده نمي‌شد، حزن و اندوه تا پايان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصيبت و گريه ايشان بود.»(3)

همچنين حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره‌ عاشورا مي‌فرمايد:

«كسي كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه‌اش باشد، خداوند قيامت را روز شادماني و سرور او قرار خواهد داد.»(4)

 

اعمال شب اول ماه محرم

1ـ نماز: اين شب چند نماز دارد كه يكي از آنها به شرح ذيل است:

دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد يازده مرتبه سوره‌ توحيد خوانده شود.

در فضيلت اين نماز چنين آمده است:

«خواندن اين نماز و روزه داشتن روزش موجب امنيّت است و كسي كه اين عمل را انجام دهد، گويا تمام سال بر كار نيك مداومت داشته است.»(5)

2ـ احياي اين شب.(6)

3ـ نيايش و دعا.(7)

 

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولين روز سال قمري است. از امام محمدباقر(عليه السلام) روايت شده است: «آن كس كه اين روز را روزه بدارد، خداوند دعايش را اجابت مي‌كند، همانگونه كه دعاي زكريا(عليه السلام) را اجابت كرد.»(8)

دو ركعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعاي زير قرائت گردد:

«اللّهم انت الاله القديم و هذه سنةٌ جديدةٌ فاسئلك فيها العصمة من الشيطان و القوَّة علي هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خداي قديم و جاوداني و اين سال، سال نو است، از تو مي‌خواهم كه مرا در اين سال از شيطان حفظ كني و بر نفس اماره (راهنمايي كننده) به بدي پيروز سازي.

 

روز دوم محرم

در چنين روزي كاروان امام حسين(عليه السلام) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمين كربلا شد و با ممانعت لشكر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گرديد.(10)

 

روز سوم محرم

از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده است:

«هر كس در اين روز روزه بگيرد، خداوند دعايش را اجابت كند.»(11)

در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد كربلا شد.

 

روز چهارم محرم

بي‌نتيجه بودن مذاكره حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)، با عمر بن سعد براي وادار كردن لشكر وي به ترك جنگ و دعوت او و لشكرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

 

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

 

روز نهم محرم

تاسوعاي حسيني، روز محاصره‌ امام حسين(عليه السلام) و اصحابش در سرزمين كربلا توسط سپاه شمر.(12)

 

اعمال شب عاشورا

1ـ چند نماز براي اين شب در روايات آمده است كه يكي از آنها چنين است:

چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحيد خوانده مي‌شود. پس از پايان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اكبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العليّ العظيم» خوانده شود.(13)

2ـ احياي اين شب كنار قبر امام حسين(عليه السلام).(14)

3ـ دعا و نيايش. (15)

روز عاشورا

1ـ عزاداري بر امام حسين(عليه السلام) و شهداي كربلا، در اين مورد از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است:

هر كس كار و كوشش را در اين روز، رها كند، خداوند خواسته‌هايش را برآورد و هر كس اين روز را با حزن و اندوه سپري كند، خداوند قيامت را روز خوشحالي او قرار دهد. (16)

2ـ زيارت امام حسين(عليه السلام).(17)

3ـ روزه گرفتن در اين روز كراهت دارد؛ ولي بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشاميدن خودداري شود. (18)

4ـ آب دادن به زائران امام حسين(عليه السلام).(19)

5ـ خواندن سوره توحيد هزار مرتبه.(20)

6ـ خواندن زيارت عاشورا. (21)

7ـ گفتن هزار بار ذكر «اللّهم العن قتلة الحسين(عليه السلام).»(22)

 

روز دوازدهم محرم

ورود كاروان اسيران كربلا به كوفه و شهادت حضرت سجاد(عليه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.

 

روز بيست و يكم محرم

1ـ روزه‌ اين روز مطلوب است. (23)

 

پي‌نوشت‌ها:

1مصباح كفعمي، ص 509.

2 فرهنگ عاشورا، ص 405، جواد محدثي.

3 وسائل الشيعه، ج 5، ص 394، حديث 8.

4 همان، حديث 7.

5بحارالانوار، ج 98، ص 333؛ وسائل الشيعه، ج 5، ص 294، حديث 1؛ مفاتيح الجنان، ص 286.

6 مصباح المتهجد، ص 783.

7 بحارالانوار، ج 98، ص 324.

8عروة الوثقي، ج 2، ص 243؛ وسائل الشيعه، ج 7، ص 347، حديث 3.

9 بحارالانوار، ج 98، ص 334.

10 فرهنگ عاشورا، ص 406.

11 عروة الوثقي، ج 2، ص 242؛ وسائل الشيعه، ج 7، ص 348.

12 وسائل الشيعه، ج 7، ص 339، حديث 1.

13- همان، ص 295، حديث 4 و 5.

14- بحارالانوار، ج 98، ص 340.

15- همان، ص 338.

16- بحارالانوار، ج 98، ص 43، حديث 5.

17- كامل الزيارات، ص 174، حديث 5 و 6.

18- وسائل الشيعه، ج 7، ص 338، حديث 7.

19- كامل الزيارات، ص 174، حديث 5.

20- وسائل الشيعه، ج 7، ص 339، حديث 8.

21- كامل الزيارات، ص 174.

22- مفاتيح الجنان، ص 298.

23- بحارالانوار، ج 98، ص 345، حديث 1.

 



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 | 11:11 | نویسنده : علی غفاری |